بررسی قوم عشایر از دیدگاه جامعه شناسی
الف : خانواده، ازدواج و خویشاوندی درعشایر
خانواده (Family) یک نهاد اجتماعی، یک گروه اجتماعی و یا یک واحد مهم اجتماعی جامعه است و این نهاد اجتماعی بویژه در گذشته و در جوامع ساده و ابتدائی اهمیت بسیاری داشته اس و به نوعی آینه جامعه بوده است. خانواده در درجه اول یک واحد خویشاوندی است که بر اساس پیوندهای نسبی و سببی شکل میگیرد و بر همین اساس به دو نوع خانواده پدر و مادری و خانواده زن و شوهری تقسیم می شود.
ازدواج (Marriage) به عنوان یک سنت یا یکی از مناسک و مراحل زندگی خانوادگی می باشد. و همچنانکه گفتیم یک نوع خانواده متکی بر ازدواج است. در حالیکه خویشاوندی (kinship) به مجموعه از پیوندها گفته میشود که ممکن است مبنای نسبی، سببی، رضاعی و توتمی داشته باشد. از نظر بعد و تعداد خانواده ها را میتوان به هستهای (Nuclear) و گسترده (Extended) تقسیم نمود. خانواده عشایر اغلب از نوع گسترده تلقی میشود.
خانواده به شکل نوعی یک نهاد مهم و اساسی نظام اجتماعی است و کارکردهای مختلفی را میتواند انجام دهد: تولید مثل، ارضای غریزه جنسی، اجتماعی کردن کودکان، مراقبت از سالخوردگان ، تولید کالا و خدمات، حمایت از اعضاء فراهم کردن تفریح و سرگرمی، حرفه آموزی،فراهم کردن آرامش روانی، انتقال فرهنگی، آموزش مذهبی و غیره، این امور را می توان تحت کارکردهای تجدید سنل، جنسی، جامعه پذیری، حمایت ، اقتصادی، عاطفی، مذهبی، آموزشی نیز ذکر نمود. ( تقوی، 1379: 77-76)
1-تعریف خانواده در عشایر ( امام اللهی، 1378: 129-128)
خانوار در بین کوچ نشینان کوچکترین و اساسی ترین واحد اجتماعی و همچنین یک واحد تولید و مصرف می باشد که اعضای آن زیر یک سرپرست فعالیت میکنند، بطور کلی مشخصات عمدة خانوار در بین کوچنشینان به شرح زیر است:
1- فعالیت مشترک اعضا: اعضا، خانواراز یک هدف مشترک اقتصادی، سیاسی و اجتماعی پیروی میکنند چنانکه از نظر اقتصادی همه اعضاء تشکیل دهنده یک خانوار با هم فعالیت میکنند و درآمد حاصله را نیز بطور جمعی و در زیر یک سقف بمصرف میرسانند. خانوار از نظر اجتماعی و سیاسی نیز به عنوان یک واحد بشمار میرود و مسئول رفتار و کردار تمام اعضاء خود میباشد.
2- رابطه خویشاوندی: رابطه بین اعضاء خانوار براساس خویشاوندی (نسبی و سببی) استوار است گرچه دربعضی از موارد ممکن است افراد غیر خویشاوند نیز به آن بپیوندند. اعضاء خانوار با هم نسبت خویشاوندی نزدیک دارند، چنانکه بیشتر خانوارها شامل پدر، مادر و فرزندان و احتمالاً بستگان دیگر چون مادر، پدر، برادران و خواهران بیشوهر می باشد.
3- سکونت مشترک : اعضاء خانوار در زیر یک سقف ( معمولاً سیاه چادر) بسر میبرند، اما گاهی ممکن است اعضاء بعضی از خانوارها مدتی از سال را جدا و دور از هم بسر برند. برای مثال بیشتر خانوارهای کوچنشین علاوه بر دامداری به کشاورزی نیز میپردازند و ناگزیریند فعالیتهای دامداری و کشارزی را طوری بین اعضاء خود تقسیم کنند که بعضی به امور زراعتی پرداخته ( دست کم قسمتی از سال را درده میگذرانند) و برخی دیگر همراه دام ها به مناطقی که چراگاه یافت میشود کوچ کنند. همچنین بسیاری از جوانان کوچ نشین درپی تحصیل و یا کار قسمتی از سال را دور از خانوار بسر میبرند.
اصولاً هر خانوار دارای یک سرپرست است که فعالیت اعضاء را زیر نظر دارد. سرپرست خانوار معمولاً یک مرد است که نه تنها فعالیت اعضاء را هم آهنگ میکند.، بلکه به عنوان رئیس و نماینده خانوار شناخته میشود. سرپرست خانوار امور داد و ستد را عهده دار است و در فعالیت های سیاسی و اجتماعی شرکت میکند. وی همچنین مسئول امور رفاهی و رفتار سایر اعضاء خانواده میباشد.
2- ترکیب خانواده در عشایر ( امان اللهی، 1378: 133-129)
ترکیبات خانواده
خانوار در بین کوچنشینان مانند سایر جنبه های اجتماعی و اقتصادی تحت تأثیر عوامل اکولوژیکی وشیوة تولید شکل میگیرد. این نهاد اجتماعی مسئولیت های مختلفی را عهده دار است که در جوامع صنعتی اکثر آنها به نهادهای دیگر جامعه واگذار شده است. برای مثال، در جوامع صنعتی و به خصوص در جوامع سوسیالیستی فرد دارای تأمین اجتماعی است، یعنی در صورت بیکاری، از کار افتادگی و یا پیری سازمانهائی جدا از خانواده سرپرستی افراد را بر عهده میگیرند. درصورتی که در بین کوچ نشیان ایران چنین امکاناتی و چنین نهادهائی وجود ندارد از اینرو خانواده تنها نهاد اجتماعی است که به صورت پناهگاهی برای اعضاء تشکیل دهنده درآمده و احتیاجات جسمی و روحی آنان را برآورده میکند. خانواده نه تنها شامل افراد فعال بلکه پناهگاهی برای اعضاء بیکار، از کار افتاده و علیل نیز میباشد. به همین سبب، خانواده در بین کوچ نشینان ترکیبات مختلفی دارد کهم از جهاتی با خانواده درجوامع صنعتی متفاوت است.
بطور کلی از نظر ترکیبات پنج نوع خانوار در بین کوچ نشینان یافت می شود که عبارتند از:
1) هسته ای یا ساده 2) چند همسری 3) گسترده 4) پیوسته 5) ناقص. هر یک از این انواع نیز ترکیبات مختلفی دارد که از این پس مورد بررسی قرار می گیرند.
همانطور که در جدول 19 ملاحظه میگردد خانوار هسته ای معمولی ترین نوع خانوار در بین کوچنشینان ایران است و پس از آن خانوار گسترده از سایر انواع شیوع بیشتری دارد. با توجه به کمبود ارقام و آمار دقیق دربارة ترکیبات خانوار در بین ایلات و عشایر ایران، در شرایط فعلی نمیتوان دربارة پراکندگی انواع خانوار در بین ایلات مختلف نظر داد. بطور مثال با توجه به جدول 19 مشاهده می شود که خانوار پیوسته فقط در بین لرها و ترکمن ها گزارش شده است و حال آنکه در بین سایر ایلات مندرج چنین خانوارهائی دیده نمیشود. بدون شک میتوان این نوع خانوار را هر چند به تعداد کم دربین سایر ایلات یافت.
دیدگاه های مختلف حسابداری
تئوری مالکیت:
لیتل تون گفت :سرمایه ماهیت سیستم ثبت دو طرفه است .بدون آن دلیلی برای بدهکار بودن وستانکار بودن
وجود ندارد ودفترداری ثبت دوطرفه صرفا مجموعه ای از قوانین می باشد .این دیدگاه از تاریخ قرن 18 شروع شد واین زمانی بود که تعداد کمی از نویسندگان کتاب درسی سعی کردند تا منطق حسابداری را برمبنای هدف شرکت ماهیت سرمایه ومعنای حساب ها از دیدگاه مالک را ارئه کنند.این موضوع واقعا احیای تمرکز پاسیولی در مورد موضوع مالکیت بود این فرد مالک مورد توجه قرارمی گیردتمام مفاهیم روش هاوقوانین حسابداری باتوجه به علاقه مالک در ذهن شکل می گیرند ثبت ها از دیدگاه مالک ثبت می شوند واین حتی برای شرکت هم درست می باشد وبه عنوان وسیله ای در نظر گرفته می شود که از طریق آنسهامداران ومالکان به دنبال دست یابی به هدف خودشان می باشند که این افزایش ثروت می باشد.
حساب های ترازنامه ای:
معادله حسابداری زیر وجود تئوری مالکیت رانشان می دهد A-L=P
P مالکیت ارزش خالص مالک را در تجارت نشان می دهد.
ترازنامه سرمایه مجموع تمام عناصردر زمان خاص می باشدکه ثروت برخی از افراد ومجموعه اشخاص را تشکیل می دهد .هدف کلی کشمکش تجاری افزایش ثروت یعنی افزایش سرمایه می باشد.دارایی ها متعلق به مالک هستند بدهی ها تعهدات مالک می باشند در این راستا ما می توانیم درک کنیم که هدف حسابداری تعیین ارزش خالص مالک در تجارت می باشد وبه این علت برخی حسابداران معتقدند که ارزش جاری بیشتر از هزینه تاریخی به آن توجه می شود .تئوری اقتصادی یک شرکت نظر مالکیت را با تاکید بر نقش مالک کارآفرین را مورد توجه قرار می دهد مفهوم سود به عنوان بازده کارآفرینی در نظر گرفته شده است .اقتصاددانان با استفاده از ارزش جاری حسابداری آشنا هستند اگرچه تئوری مالکیت می تواند هزینه تاریخی را شامل شود به نظر میرسد ارزش جاری بیشتر منطقی باشد .
درآمد:
به علت تصمیمات و فعاتیت های مالک یا نماینده او درآمدها به دست می آیند و هزینه ها متحمل می شوند.
حساب های درآمد و هزینه به درستی حساب های فرعی pمی باشند که موقتا هدف تعیین درآمد مالک را مجزا می کند .درآمد افزایش در سرمایه و هزینه کاهش در سرمایه می باشند .واتلر توضیح می دهد:
تئوری ثبت دوطرفه بر مبنای ایده ای است که حساب های درآمدوهزینه همان ویژگی های درآمدبه عنوان ارزش خالص می باشند یعنی حساب ها می خواهند ارزش خالص را افزایش دهند که توسط پستانکاران افزایش یافته حساب ها می خواهند ارزش خالصی را کاهش دهند که درتربیت معکوس به آن پرداخته شده است.
بنابراین درآمد افزایش در ثروت مالک طی یک دوره تجاری می باشدواین افزایش ثروت متعلق به اوست.
اگر چنین باشد چه درآمدی ارائه می شود وبعدا تمام ویژگی هایی که برروی تغییردر ثروت مالک طی یک دوره داده شده تاثیر می گذارند باید در درامد مشمول باشند .آیا باید تمام موارد افزایش در ارزش محاسبه شوند حتی اگر هیچ گونه معامله خارجی انجام نشده باشد ؟آیا باید افزایش ارزش ثبت شود اگردیدگاه سرمایه را در نظر بگیریم ؟دیدگاه ارزش خالص بیان می کند که افزایش ارزش باید ثبت شود .
دیدگاه اقتصاد سیاسی در جغرافیای شهری
در دورههای گذشته به طور سنتی جغرافیای شهری از موقع، موضع، وسعت، شکل، کارکرد، مورفولوژی و سازمانهای داخلی شهرها بحث میکرد. اما به موازات توسعه شهرها، افزایش جمعیت شهرهای بزرگ، ظهور مسائل گوناگون و پیچیده اجتماعی- اقتصادی در داخل شهرها، ورود شهرهای بزرگ جهان سوم به سیستم اقتصادی جهانی ابعاد تازهای در جغرافیای شهری به وجود آمد و تحلیل دقیق سیاسی و اجتماعی را در قلمرو جغرافیای شهری سبب گردید.
امروزه جمعیتیابی شدید شهرها به همراه مسائل اجتماعی- اقتصادی آنها شکل کاملاً تازهای از شهر، شهرنشینی و شهرگرایی به وجود آورده است، از این رو امروزه، در بررسیهای جغرافیایی شهرها، از ایدئولوژی حاکم بر شهرها، تحلیل تصمیمات حکومتی در ارتباط با خلق فضای فیزیکی و اجتماعی شهرها وابستگی به اقتصاد جهانی برای بررسی مسائل مهم شهرهای جهان سوم، عدالت اجتماعی، کیفیت دسترسی مردم شهرها به نیازهای اساسی، مکانگزینی همه سازمانها و تأسیسات شهری نظیر کارخانهها، پارکها، بیمارستانها، مناطق مسکونی، مناطق تجاری و صنعتی، مناطق فرهنگی، فرودگاهها و ترمینالهای مسافربری، مدارس، درمانگاهها، منطقه گذران اوقات فراغت، حوزههای اجتماعی، علل دو قطبی شدن جهان سوم و دهها موضوع شهری در ارتباط با فضای شهری سخن به میان میآید. از این رو، جهتگیری جغرافیای شهری، برای ورود به قلمروهای تازه، کاملاً با اقتصاد سیاسی،و نظامهای حکومتی پیوند میخورد.
تا نیمه اول قرن بیستم به سبب افزایش جمعیت شهرها، ایجاد شهرکهای جدید با 5000 نفر جمعیت و حداکثر تا 40000 نفر لازم مینمود؛ اما هماکنون شهرکهای اقماری شهرهای بزرگ در حدود 250000 نفر و حتی گاهی تا 400000 نفر را در خود جای میدهند. در نتیجه بر خلاف سابق که مکانهای شهری در برابر مکانهای روستایی قرار میگرفت، امروزه سیستمهای شهری به صورت حوزههای مادر شهری منطقه شهرنشین، مجموعههای شهری و بالاخره به شکل مگالاپلیس[1] ظاهر میشوند که در تمام آنها مادر شهرها، شهرهای بزرگ، شهرهای میانی، شهرکها و روستاها، در داخل مجموعهها و سیستمهای سلسله مراتبی قرار میگیرند و یک واحد منسجم و به هم پیوسته شهری را تشکیل میدهند که از شرایط سیستمی تأثیر میپذیرند و برخوردی سیستمی میطلبند. این سیستم شهری و سلسله مراتبی نه تنها به ناحیه جغرافیایی شهر سامان میدهد بلکه در جهان سوم از سیستمهای مادر شهرهای جهانی شدیداً نیرو میگیرند؛ پس امروزه در جغرافیای شهری، درباره شهرها با توجه به ناحیه شهر و رابطه آن با دیگر نواحی جغرافیایی جهان مطالعه میگردد و ابعاد جغرافیای شهری با سیاستهای جهانی و ناحیهای پیوند داده میشود.در جغرافیای شهری سنتی، روی شرایط طبیعی، موقع و یا تنها به مورفولوژی شهرها تأکید میشد. امروزه در جغرافیای شهری، از شرایط فیزیکی حاکم بر شهرها دور میشود و به جای آن، همه پدیدههای شهری ذر ارتباط با ایدئولوژی اهداف نظامهای حکومتی، شرایط اجتماعی و اقتصادی مورد مطالعه قرار میگیرد، زیرا محیط ساخته شده شهری و ساخت فضایی از سیاست نظامهای حکومتی منشأ میگیرد و گروههای انسانی و فعالیتهای اجتماعی- اقتصادی آنها را در نقاط معین شهری جای میدهد. به سخن روشن، در زمان ما، این ساخت طبیعت شهر نیست که ساخت داخلی شهرها و مورفولوژی آنها را شکل میدهد بلکه این شرایط داخلی داخلی شهرها متأثر از ارزشهای اجتماعی- اقتصادی نظام حاکم بر کشورها است که کیفیت کاربری زمین و سیاستهای برنامهریزی شهری را تعین میکند. از این رو جغرافیای شهری جدید، با تحلیل ارزشهای اجتماعی- اقتصادی کشورها، ساخت فضایی شهرها را بررسی میکند، و در نهایت ملاحظه میشود که ارزشهای اجتماعی، متأثر از تفاوتهای فرهنگی، مورفولوژی شهری و شرایط زندگی در شهرهای بزرگ را به شکلهای گوناگون سامان میدهد. مورفولوژی شهر همواره با کارکرد آن پیوند محکمی دارد. انتقال صنایع از بخشهای مرکزی شهرها به فضاهای بیرونی و حومهها میتوانند فعالیت و کارکرد کتابخانهها، موزهها، دانشگاهها، مدارس و بیمارستانها را را افزایش دهد و به همراه آن مورفولوژی بخش مرکزی شهرهای بزرگ نیز دچار دگرگونی شود. این نتیجه به دست میآید که در زمان ما تغییرات اجتماعی و اقتصادی سریعتر از تغییرات فیزیکی صورت میگیرد و محیط زیست انسانی نه از تغییرات فیزیکی بلکه از تغییرات اجتماعی تأثیر فوری میپذیرد. مطالعه و تحلیل این تغییرات اجتماعی- اقتصادی در ارتباط با ساخت فضایی شهر مورد تأکید جغرافیای شهری میباشد. از این رو امروزه در جغرافیای شهری، مفاهیم رشد و توسعه شهر به عنوان فرآیند اجتماعی و سیاسی بیش از سایر موضوعات بررسی و مطالعه میشود.
[1] Megalopolis
فصل اول
کلیات پژوهش
کلیات پژوهش... 1
بیان مسئله. 3
اهدف پژوهش... 5
اهمیت و ضروت پژوهش... 5
تعاریف نظری متغیر ها 7
فصل دوم
جغرافیای شهری
مقدمه. 9
جغرافیای شهری چیست؟. 9
الف- درون شهری.. 10
قلمروهای جغرافیای شهری.. 10
مطالعه تطبیقی در جغرافیای شهری.. 13
ابعاد اجتماعی و اقتصادی جغرافیای شهری.. 14
مطالعات ماکرو و میکرو در جغرافیای شهری.. 15
سطوح تحلیلی در جغرافیای شهری.. 16
1- اقتصاد سیاسی و جغرافیای شهری.. 16
2- تحلیل تخصیص منابع و جغرافیای شهری.. 17
3- مدیران شهری و جغرافیای شهری.. 18
نتیجهگیری از سطوح تحلیلی در جغرافیای شهری.. 18
جنبههای فضایی توسعه شهری.. 20
الف- درون شهری.. 20
مفهوم پراکندگی فضایی در جغرافیای شهری.. 20
قلمروهای جغرافیای شهری.. 20
مطالعه تطبیقی در جغرافیای شهری.. 23
ابعاد اجتماعی و اقتصادی جغرافیای شهری.. 24
جغرافیای شهری و ابعاد اجتماعی و اقتصادی آن. 24
جغرافیای شهری چیست؟. 24
سطوح تحلیل در جغرافیای شهری.. 25
نمونهای از تاثیر اقتصاد سیاسی در تولید فضا و ساخت آن. 25
تحلیل تخصیص منابع و جغرافیای شهری.. 26
۳- مدیران شهری و جغرافیای شهری.. 27
۴- محیط محلی و جغرافیای شهری.. 27
جغرافیای شهری و تصمیمات سیاسی.. 27
جغرافیای شهری و نقش دولتها 28
جغرافیای شهری و جغرافیای تاریخی شهر. 28
جغرافیای شهری و اقتصاد کلان. 29
محورهای برنامهریزی شهری.. 29
انواع برنامه ریزی با توجه به کیفیت زندگی مردم. 30
برنامه ریزی فیزیکی.. 30
برنامه ریزی اقتصادی.. 30
برنامهریزی اجتماعی: این برنامهریزی بر پیشرفت منابع انسانی تاکید دارد 31
مدل برنامهریزی شهری برای گروههای اجتماعی از هودسون. 31
برنامه ریزی جغرافیدانان به عنوان تصمیم گیرندگان. 31
برنامه ریز و جغرافیدان به عنوان مشاور. 32
مناسبات متقابل برنامه ریز و جغرافی دان با گروههای اجتماعی.. 32
فصل سوم
مفاهیم اقتصاد سیاسی
مقدمه. 34
اقتصاد سیاسی چیست؟. 36
اقتصاد سیاسی ارتباطات.. 42
بازاندیشی در اقتصاد سیاسی.. 48
چالش های مربوط به مرز بندی ها 62
رابطه تئوری اقتصاد ملی و سیاست اقتصادی.. 65
تئوری اقتصاد ملی و سیاست اقتصادی.. 66
موضوع سیاست اقتصادی.. 68
ماهیت و مفهوم سیاست اقتصادی.. 71
سیاست اقتصادی عملی.. 72
سیاست نظام اقتصادی.. 73
سیاست ساختاری.. 73
سیاست جاری و روزمره 74
علم سیاست اقتصادی.. 74
حاملان سیاست اقتصادی.. 75
تصمیم گیرندگان. 75
عاملان نفوذ در سیاست اقتصادی.. 76
انگیزه های سیاست اقتصادی.. 76
مراحل اعمال سیاست اقتصادی.. 77
هدف های سیاست اقتصادی.. 78
اقتصاد سیاسی در مکتب نیوکلاسیکی.. 78
اقتصاد سیاسی مارکسیستی.. 80
اقتصاد سیاسی نئوکلاسیک... 80
اقتصاد سیاسی کینزی.. 80
فصل چهارم
نتیجه گیری و پیشنهادات
نتیجه گیری.. 82
پیشنهادات.. 91
منابع. 92