پاورپوینت-نمای ساختمان و نحوه طراحی و اجرای آن- در 53 اسلاید-powerpoin-pp
در ساختمانسازی به سوی بیرونی یک ساختمان نما گفته میشود. در طراحی ساختمان، نما مهمترین بخش به شمار میرود زیرا نما چارچوب کار برای بقیه اجزای ساختمان را مشخص میکند. بسیاری از نماها ارزش تاریخی دارند و در کشورهای گوناگون قوانین سختگیرانهای در مورد موضوع تغییر نما وجود دارد که برخی از این قوانین هر گونه دگرگونی در نماهای تاریخی را ممنوع میکند.
در معماری سنتی ایرانی، آرایشی که پس از پایان کار ساختمان بر آن بیافزایند را آمود میگویند، مانند تزیین الحاقی، نماسازی سنگی یا آجری،کاشیکاری و گچبری.
اولین و قدیمی ترین وظیفهای که نما به عهده دارد، وظیفهٔ محافظت از انسانها در مقابل تهدیدهای بیرونی است. انسان برای حفاظت خود در برابر عوامل جوی و اقلیمی از یک طرف و حیوانات موذی و انسانهای مزاحم از طرف دیگر، فضایی به نام خانه را برای خود ایجاد کرد.
تا زمانی که خانه برای ساکنان آن نقش حفاظ را بر عهده داشت و آن را برای محافظت خود در برابر تهدیدهای بیرونی میخواستند، نماسازی مفهومی نداشت. ساختمانهای مسکونی دیوارهای محکم و یکپارچهای محصور شده بودند که با حداقل نفوذی به بیرون بدنه تشکیل یک فضای عمومی را میدادند و نما سازی برای ساختمانهای مسکونی به مفهوم امروز آن نبود. چون نمای ساختمان حداقل منفذ را به بیرون داشت جلوی باد و باران، گرما و سرما و نفوذ عوامل حیوانی و انسانی را میگرفت، ولی ساختمان را از نور و تهویه لازم محروم میکرد. رفته رفته نیاز به این مواهب بیشتر شد و در نتیجه ایجاد روزنه در دیواره افزایش یافت، نیاز به پوستهٔ سومی برای حفاظت بیشتر شد.
برای این منظور انسان دیواری دور تا دور خانه و آبادی خود کشید. این دیوار گسترش فضاهای مسکونی در داخل "چهار دیواری اختیاری" و بدون پنجره به فضای عمومی را به دنبال داشت. همچنین افزایش تعداد واحدهای مسکونی به تراکم در داخل باروری شهر یا روستا انجامید.[۱] خانهها درون گرا طراحی شدند و آبادیها، تمرکز گرا و حول یک فضای اجتماعی میدان گونه به نام محل تجمع با گوشه نگاهی به تاریخ تمدنهای نخستین، از چین و هند(موهنجودارو)گرفته، تا ایران،میان رودان(بینالنهرین)،مصر،یونان و روم به درونگرایی خانههای مسکونی پی میبریم.[۲]
درون گرایی یکی از اصول معماری در خانه سازی کشورهای مسلمان نشین است ولی ابداع و ره آورد اسلام نبوده و فقط توسط آن تثبیت و ماندگار شده است. چنانکه میدانیم با ظهور اسلام در ساختمان سازی و معماری ابداع قابل توجهی نشد بلکه اسلام از معماری ادوار قبل در ساختن مساجد استفاده کرد.[۳] جالب توجه آنکه نه تنها خانههای یونان و روم باستان درونگرا و حول یک حیاطمرکزی شکل گرفتهاند، بلکه ویلاهای روم و کوشکهای تمدنهای دیگر که چهار جبهه یا چهار نما بودند، در پشت دیواری بلند از دید و دستبرد غریبهها حفاظت میشدند. تک کلبههای بسیار ابتدایی و ساده مستقر در مزارع اروپایی، یا برخی ساختمانهای عمومی تک افتاده در شهرها و روستاها، تنها نمونههایی از ساختمانهای برونگرای قرون وسطی در غرب هستند.
قاعدهٔ برونگرایی را نمیتوان به معماری بناهای عمومی همهٔ تمدنها واعصار نسبت دهیم. زیرا هم مصریان و هم تمدنهای میان رودان و ایران باستان پیرامون معابد خود بارویی ستبر و بلند میکشیدند. آنها در برابر معابد صخرهای خود هم حیاطی به عنوان حصار ایجاد میکردند. ولی یونانیها و تاحدی رومیها، معبدهای خود را با الگو گرفتن از کلبههای چوبی به صورت منفرد بنا مینمودند این نیز در حالیست که آنها هم با ایجاد مفصلی بین فضای بسته و باز ردیف ستونهایی، جهت ایجاد فضایی نیمه باز میساختند که به سختی میتوان معنای امروزی "نما" را به آنها نسبت داد.[۴]
بسیاری تصور میکنند که اطراف کلیساهای اروپایی سبک رمانسک تا رنسانس باز بوده و دارای چهار نما میباشند ولی آنها نیز دارای یک یا دو جبههٔ باز بودند. کلیسای آنان نیز مانند مساجد شیعیان، از اطراف به بافت مسکونی و شهری متصل بود. کامیلوزیته با برداشت آماری خود از ۲۵۵ کلیسای شهر رم، ثابت کرده است که ۱۱۰ کلیسا از سه طرف،۹۶ کلیسا از دو طرف و فقط ۶ کلیسا از هیچ جبهه به بافت شهری متصل شدهاند. این ۶ کلیسا جدید یا متعلق به کلیسای پروتستان بوده است که بعد از قرن هفدهم ساخته شدهاند. موریس در کتاب تاریخ شکل شهر خود میگوید که کلیساها صحن یا جلو خانی مستقل به نام پارویس در جلوی سردر خود داشتند برای همین نمای اصلی آنها فقط برای مراجعین قابل مشاهده بود.[۵]
نما به عنوان رابط[ویرایش]
با آنکه نما وظیفه داشت حایلی بین انسان و تهدیدهای خارجی باشد، ولی میبایست نقش ارتباط میان درون و بیرون، خصوصی و عمومی، خلوت و شلوغ، مصنوعی و طبیعی را ایفا کند. انسان نیاز به نور و تهویه داشت و محتاج ارتباط با طبیعت و جامعه بود. او میخواست گذر زمان و تغییر و تحولات جامعه را دنبال کند. برای همین نما تبدیل به رابط میان درون و بیرون شده، باید ورود نور، هوا و میهمان را به داخل تامین کرده، امکان دید خوبی را به بیرون ایجاد میکرد. روزنهها (در و پنجرهها) که عنصری از نما بودند این نقش را به عنوان رابط فیزیکی و بصری به عهده گرفتند.
در طول تاریخ اروپا پنجره به عنوان قابی برای دیدن منطرهٔ بیرون نقش خود را ایفا میکرد. اما تبدیل پنجره به عنوان رابط بصری میان فضای بیرون و درون مشکل دیگری را به همراه داشت و آن اینکه پنجره مهم ترین عنصر انتقال مزاحمتها از فضای بیرونی (سر و صدا و مشرفیت به ویژه برای طبقهٔ همکف) بود. برای همین تمهیداتی در جهت اینکه ساکن بتواند ببیند بدون آنکه دیده شود اندیشیده شد. محدودیتهای فنی و نبود مصالح مدرن باعث شد ابعاد پنجرهها در حد متعالی باقی بماند. ولی برای حل معضل مشرفیت ارتفاع کف پنجره به وسیله کرسی چینی ساختمان بالا کشیده شد، انواع شبکه و نرده اختراع شد و در نهایت فضاهای بلافاصل طبقههای همکف به کاربریهای غیر مسکونی تبدیل شد. آنچه که باعث شد در اوایل قرن بیستم، پنجرهها بزرگتر و جدارهها شفاف تر گردند از یک طرف نیاز به نور بیشتر و تهویه بهتر و از طرف دیگر امکان تولید سطوح بزرگتر شیشه در قرون نوزدهم بود.
شفافیت
شفافیت که یکی از اصول خرد گرایی و یک شعار سیاسی اجتماعی زمان بود، به معماری انتقال یافت و مفاهیم "سبکی" و "شفافیت" ارکان اصلی زیبایی شناسی نو گرا شدند. صلابت و شکوهی که از گذشته به ارث رسیده بود و در نماها متبلور میگشت، از نظر سیاسی و فرهنگی زیر سوال رفت و یکی از نقاط ضعف معماری و شهر سازی گذشته معرفی گردید. شعارهای عدم استفاده از تزیین و بی پیرایگی مزید بر علت شده، پنجرههای سراسری را رواج داد.
منظور معماران نوگرای نسل اول از شفافیت صرفا " آن طرفش پیدا بودن" یک جنس؛ برای ایجاد رابطهٔ بصری میان درون و بیرون نبود. کالین رو نشان میدهد که منظور از شفافیت خیلی بیشتر از آن چیزی بود که معماران نوگرای دههٔ پنجاه و شصت میلادی از آن برداشت میکردند. او میگوید"شفافیت، همیشه در جایی اتفاق میافتد که در فضاهامحلهایی با دو یا چند سطح چند سطح چند معنایی قلبل ربط باشند." او کارهای لوکوربوزیه را تحلیل کرد و نشان داد که تا چه حد ارتباط بین سطوح عمودی و افقی تنوع دارد. اینها مواردی هستند که هر کدام ایجاد شفافیت فضایی میکنند.
در مقابل این جامعه گرایی نسبی لوکوربوزیه، وارثان معماری نوگرا به ایجاد"شفافیت توسط دیوار شیشهای"بسنده کردند. برای ویلاهای مستقر در محوطهٔ سبز، نماهای شیشهای میتوانست رابط مناسبی مبان درون و بیرون باشد ولی این نماهای شیشهای برای مجتمعهای مسکونی آپارتمانی غیرقابل استفاده بود زیرا نمای شیشهای صرفا رابطهٔ بصری را تامین میکرد و مشکل تهویه فضاهای درونی تنها با کمک ابزارها و دستگاههای پیچیده فنی حل میشد. ایدهٔ "شفافیت کامل"مناسب نوع و عملکرد خاصی از ساختمان مانند فضاهای تجاری و اداری بود و در شرایط اقلیمی ویژهای مانند و اروپای شمالی و مرکزی قابل استفاده بود. ولی این راه حل هزینه بر و مستلزم دقت زیادی بود. پیامد دیگر تمسک به شفافیت برای تامین نور، هوا، فضای سبز و استفاده از شیشههای سراسری این بود که پوستههای "ماده زایی" شده شیشهای حتی اگر میتوانستند تداوم زندگی داخل و خارج ساختمان را تامین کنند، تعامل بین توده و فضا، نقش و زمینه فضای مثبت و منفی را از بین میبرد. آنچه که با عملکرد محافظتی نما تضاد داشت تبدیل نما به پوستهای نازک بود. برای همین در سالهای هفتاد و هشتاد میلادی عکس العمل شدید میان ساکنان در این مورد معماران را به تجدید نظر جدی مجبور کرد.
ارتباط درون و بیرون که دو جهان و دو حال و هوای متفاوت را تداعی میکنند آنقدر مهم بود که باعث شد هم ورودی و پنجره و هم نما نیز در ذهن انسان نقش یک مفصل را بازی کرده و هرکدام از آنها تبدیل به مکانی خاص گردند. در اروپا، فرایند تقویت درون و بیرون سیری پیوسته و روبه افزایش داشت و بعد از عکس العمل شدید ساکنین دوباره متعادل شد.[۶]
نقش نما به عنوان رابط در ایران
در ایران تا اواخر قرن نوزدهم، خانههای مسکونی، برای ایجاد این ارتباط فقط از حیاط مرکزی (فضای خصوصی) بهره میگرفتند و "ساختمان نیز مانند نابینایی که نگاهش به بیرون مسدود است به درون توجه دارد"[۷] از اواخر قرن نوزدهم میلادی، رویکرد معماران ایرانی نسبت به خانه مسکونی تغییر کرد و ایرانیها از اروپاییها الگو گرفتن و در حاشیه خیابانهای ساخت جدید، ساختمانهای مسکونی برونگرا شروع به شکل گیری کرد. این گرایش با فرهنگ درونگرای ساکنین تضاد داشت و ساکنین خانهها زندگی و حریم خصوصی خود را پشت پردههای ضخیم یا کرکره پنهان میکردند. سالهای چهل و پنجاه هجری اوج شفاف کردن نمای جنوبی خانهها بود و پنجرههای شیشهای سراسر نمای رو به حیاط را پوشاند، ولی ساکنان خانه با فضای بیرونی ارتباط نداشتند و باز هم زندگی خود را در پشت پردههای ضخیم و کرکرههای فلزی ادامه دادند. انتقال گرما و سرمای فراوان به درون واحد مسکونی تنها دستاورد این پنجرهها بود. در سالهای اخیر به علت توجه بیشتر به مسائل اقلیمی و از مد افتادن آنها پنجرهها دوباره کوچک شده و به تعادلی نسبی نزدیک شدهاند.[۸]
نما به عنوان یک معرف[ویرایش]
نما تنها وظیفهٔ حفاظ و یک رابط درون و بیرون باقی نماند. از زمانی که لباس فرد معرف شخصیت وی پنداشته شد، خانه نیز به مثابه "لباس دوم " میبایست، معرف شخصیت، ارج و مقام اجتماعی مالک خود باشد."در معماری غرب نما یا فاساد دارای حالت نمایش است؛ بدان صورت که در همان وهلهٔ اول کسی را که پشت آن زندگی میکند، نشان میدهد. همه چیز معرف و نشانهٔ شخصیت خانوادگی است، همه چیز طبقهٔ اجتماعی و مالکیت صاحبخانه را نشان میدهد.[۹]
انتخاب فرم چهارگوش در ساختمان باعث شد که ساختمانها دارای جهت شوند. فرم سقف شیب دار و جهتهای بالقوه گسترش ساختمان، باعث گردید تا انسان غربی از چهار نمای بالقوه یکی را که دارای جبهای با اهمیت تر و امکان مشاهده و دسترسی بهتر بود اصلی و جبههٔ مقابلش را دیوار پشتی یا جبهه پسین نامیده، دو بر دیگر را در صورتی که به بافت متصل نمیشد جبههٔ فرعی محسوب کند. در اروپا جبههٔ اصلی را "فاساد" به معنای چهره نامیدند. "این واژه ریشهٔ لاتین دارد ولی از اواخر قرون وسطی متداول شد."
از این زمان ظاهر ساختمان که در برخی مواقع طبقهٔ همکف آن را یک مغازه اشغال میکرد و صاحب مغازه در پشت وبالای آن زندگی میکرد میبایستی چهرهای مشتری پسند داشته و معرف شخصیت مالک خود باشد. در حالیکه رسم خودنمایی معمار هنوز متداول نشده بود، بنّا با سلیقه و مهارت خود سعی در بهبود کیفیت فاساد مینمود. به همین دلیل ساختمانها، همزمان با تنوع شکلی نماهایشان، با یکدیگر هماهنگ بودند.
ظاهرسازی هنوز در ابتدای راه خود بود و آنچه هنوز مجاور به خودنمایی نسبی بود، کلیسا به مثابه خانه خدا بود. در این زمان ساختمانهای عمومی دیگر مثل شهرداریها و کانون گیلدها از جلوه گری اغرق آمیز دست برداشتند و حالتی فروتنانه به خود گرفتند. تحولی جدید از دوران رنسانس شروع به شکل گیری کرد که بعدها یک معضل به حساب میآمد. در دوران رنسانس هیئت امنا و آباء کلیسا فقط مشتریهای پولدار و اصلی معمار نبودند. بلکه بورژوها (تجار، بانکداران و صنعتگران تازه به دوران رسیده) نیز به صف مشتریان اضافه شدند. اگر ساخت کلیسا و نمازخانه،نقاشی دیوارها و تندیسقدیسان، در کنار اجری دنیوی، اجری اخروی نیز به همراه داشت.
در ساخت کاخها و ساختمانهای خصوصی و عمومی، اجر دنیوی میبایست خلا اجر اخروی را نیز جبران نماید. او نه فقط به امضای آثار خویش پرداخت، بلکه آنها را تبدیل به سابقهای برای جلب مشتریان بیشتر و پولدار تر نمود. از این پس بنا باید مهارت و هنر طراح و سازنده خود را معرفی کند. از این راه بود که بسیاری از معماران شهرتی به دست آورده و نمونه و الگویی برای معماران زمان خود و بعد از خود شدند. این رقابت بین معماران با گذر زمان چنان شتابی گرفت که در زمان حال یکی از علل نابسامانی بناها شده است.[۱۰]
با اینکه دروان باروک و استبداد سیاسی، وقفهای در ابراز شخصیت معمار ایجاد کرد ولی نتوانست ریشهٔ آن را بخشکاند. معماران دورهٔ باروک جسور و تحت فرمان اوامر ملوکانهٔ ارباب خود باقی میماندند، تا بعدها پس از برچیده شدن نظام اشرافی با سرعتی هرچه تمام تر جبران مافات نماید. در دوران باروک ساختمان میبایست صرفا معرف شخصیت و اعتبار مالک خود باشد و در صورتی که برای مالک ساختمان اعتبار زیادی باقی نمانده بود، با جعل واقعیت برای مالک ساختمان اعتباری ایجاد کند. اگر مالک پول کافی برای سنگ مرمر، طلای کافی برای طلاکاری نداشت، معمار میبایست با نقاشی بافت مرمر روی گچ و زدن رنگ طلایی روی ستونها، جلال و شوکت کاذبی برای کار فرما تولید نماید. بدین طریق رسم ناخوشایند اغوای ناظر میان مالکان و معماران متداول گردید.[۱۱]
فونکسیون
پس از انقلاب صنعتی و رشد سریع جمعیت شهرها باعث گردید تا تولید انبوه جایگزین تولید دستی گردد. در این شرایط مشتری مشخصی قابل شناسایی نبود که نما بتواند اورا معرفی کند. لذا نما باید معرف"فونکسیون ها" و بعدها سازهٔ ساختمان گردد. جالب توجه آنکه منظور نطریه پردازان، از جمله سالیوان، گروپیوس و رایت تا اواخرسالهای بیست قرن بیستم، از واژهٔ فونکسیون، آنچه که در زمان حال استفاده میشود نبود، بلکه جوهر و ماهیت یک پدیده را معنی میداد. محتوای یک ساختمان جوهر و ماهیت او پنداشته میشد که فرم میبایست از آن تبعیت کند. زمانی که پراگماتیسم آمریکایی و مارکسیسم لنینیسم حاکم بر باهاوس تحت مدیریت مارتین واگنر از سال ۱۹۲۸ به بعد شیوع پیدا کرد فونکسیون به معنای عملکرد و نحوهٔ استفاده از فضا متداول گردید. پس از آن تا چهل سال عملکرد یک ضابطهٔ علمی بود و هرچه که تولید میشد باید از آن تبعیت میکرد. شعار شورانگیز آن زمان معماری کاربردی بود که با زیبایی شناسی دکارتی و نظم حاکم بر آن به جلالی پر شکوه رسید.
عقیدهٔ لوکوربوزیه
به عقیدهٔ لوکوربوزیه،"ساختن به معنای حل مساله از درون به بیرون و بینیاز به کانسپتی زیبا شناسانه" بود. این طرز تفکر بود که باعث شد تا مرکز توجه نسل بعدی به عمل کرد پنهان در پلان منحرف شده و حل آن وظیفهٔ اصلی طراح پنداشته شود. این رویکرد هنوز هم دهنیت بیشتر معماران و مدیران ایرانی را به خود مختص کرده است.
عقیده اریس مندلسون
در کنار این گرایش که اصل بود برخی دیگر از پیشگامان معماری نوگرا سعی داشتند موضاعات دیگری را در معماری و طراحی نما وارد کنند. برای نمونه اریس مندلسون سعی کرد عناصر جدیدی را در طراحی نما وارد کند. او نماهای افقی در نماها را مظهر جامعهٔ نوین میدانست که در آن سلسله مراتب (عمودی) مفهوم خود را از دست دادهاند. برای او نوار افقی نماد تساوی و دموکراسی بود و در تقابل با تاکیدات عمودی ساختمانهای کلاسیک مطرح میشد. او کشیدگی احجام خود را"حاملین ضرب آهنگ کلانشهر نوین" میدانست که توسط خودرو ایجاد شدهاند. او نوارهای "هدایت افقی" را نوعی تمثیل برای نشان دادن رابطهٔ بین خودرو و فرم ساختمان ایجاد کرد.
تحولات قرن نوزده تا بیست
در کنار تغییرات ساختاری که جامعه و فضا در قرن نوزدهم به خود دید، تغییر و تحولاتی نیز در مصالح ساختمانی بوجود آمد که مبنایی برای تغییر پارادایم شد. نوآوریهایی مانند قصر بلورین در لندن و برج ایفل در پاریس ارمغان قرن نوزدهم فن مهندسی در ساخت بناها بود و این محرکی شد در برابر جنس شفافی به نام شیشه که زیبایی شناسی نو گرانه را تحت تاثیر قرار داد. معماری با تبعیت از فن مهندسی نه تنها سودمندی و عملکرد را قرض گرفته، بلکه "صداقت سازه" نیز به درخواستی مهم تبدیل شد که حاکم بر معماری نوگرا گردید و دستور زبان میس و اندروه را رواج داد. ولی دستور زبان وی بیشتر مناسب فضاهای اداری تجاری بود. پخش خدمات در قرن بیستم یکی از ارکان جامعهٔ فرا صنعتی شد وروز به روز متورم گردید. گرانقیمت شدن شرکتهای صنعتی بزرگ، بانکها و شرکتهای بیمه فرصتی برای عرض اندام و نشان دادن اعتبار آنها شد.
سالهای شصت دههٔ اعتراض جامعه شناسان و روان شناسان به نابسامانی چهرهٔ شهرها، و سالهای هفتاد دههٔ تجدید نطری بسیاری از معماران و طراحان در پارادیمهای خود بود. نتیجهٔ بحثهای کیفی و روان شناسانه این بود که گرایش مالکین و طراحان به معرفی شخصیت و اعتبار خود در بناها، موضوعی انکار ناپذیر میباشد. راه حلی که برای نجات فضای شهری داده شد، ارائهٔ چارچوبی بود که هم خلاقیت معمار را حفط کند و هم مالک و ساکن آن بتواند این تمایلات را در جهت حفظ و ارتقای کیفی فضای شهری هماهنگ نماید.[۱۲]
تحولات در ایران در قرن نوزده و بیست
توقع سوم در ایران روندی متفاوت از اروپا را پیمود."در شهر اسلامی قدیمی هیچ چیز در وهلهٔ اول مقدار ثروت و توانگری مالک یا ساکن خانه را مشخص نمیکرد"[۱۳] در همین راستا در ایران به دلایلی چون خطر مصادره و فروتنی ناشی از تفکر اسلامی، خانه تا اواخر قرن نوزدهم به صورت درونگرا باقی ماند و هر گونه جلوه گری را به جدارههای حیاط مرکزی و فضای خصوصی محدود میکرد. تاکید و تزیین نمای بیرونی، بسیار محتاطاتانه بود و حداکثر در اطراف درب ورودی شکل میگرفت. بقیه سطح نما دیواری کاه گلی بود که نفوذ ناپذیری و یکپارچگی یک سد را القا میکرد.
معمار سنتی خلق کردن را منحصر به خداوند میدانست، برای همین سعی نمیکرد جلوه گری و خود نمایی کند و خود را یک صنعتگر سازنده میپنداشت. شایگان میگوید برای او ارزشها و هنجارهایی حیا، محرمیت و حجاب بسی مهمتر از خودنمایی بود.[۱۴] اگر زمانی پایش میلغزید یا به دستور مافوق مجبور به هنر نمایی میشد، هنر نماسازی اش را در بناهای مذهبی و با شدتی کمتر در ساختمانهای عمومی غیر مذهبی نشان میداد. شاید ادعایی جسارت آمیز باشد که در فرهنگ درونگرا"نما" و "نمایش" مذموم بوده و پرداختن به آن کاری نه چندان شایسته. اگر نمایشی داده میشد برای محارم بود و اگر نمایی برپا میگردید در پشت یک حجاب به نام دیوار خانه بود.
سرآغاز تحول در ایران
اواخر قرن نوزدهم و با سفر معروف ناصرالدین شاه به فرنگ تصمیم گرفته شد تا ایران و ایرانی از مواهب تجدد بهرهمند شود. چون این رویکرد سطحی و روبنایی بود که باعث شد در معماری از الگوهای مسکن و نماهای اروپایی تنها کپی برداری شود. از آن زمان بود که بعضی افراد طبقهٔ ثروتمند جامعه ساختمانهایی با فاسادهای اروپایی ساختند. برخی دیگر هم کوشک خود را که دارای چهار نما بود پشت دیوارهای ستبر و بلند از دید و دسترس بیگانه مصون داشتند. فاسادها در آن زمان از سبک باروک یا رنسانس الهام گرفته شده بود که با تصور فضایی بنّای بومی ترکیب میشد. ورود معماران نوگرای فرنگی به ایران پیدا شدن نماهای سبک اکسپرسیونیستی و خرد گرایانه در لابلای ساختمانهای قدیمی تر را به دنبال داشت.
صاحبان این ساختمانها افراد صاحب منصب و ثروتمندی بودند که در سفرهای خود به فرنگ تنها زندگی به سبک غربیان را آموخته بودند. این نوع خانه و نما سازی از سالهای سی هجری شمسی به قشر متوسط جامعه منتقل شد.
هرکسی که پیشرفت و تمدن با الگوی غربی را در سرداشت، برای اعلان به روز بودن خود، فرمهای جدید را جایگزین فرمها سنتی میکرد. در سالهای چهل و پنجاه هجری ایران کاملا به بازار جهانی متصل شد برای همین شرایط ناهمگون و نا همزمان تشدید یافت. انواع و اقسام مصالح وسبکهای مختلف در ایران وارد و یا مونتاژ شدند. هرکس متناسب به ثروت و اعتباری که داشت سعی میکرد شخصیت خود را در نمای منزل خود به کار برد.
از سال ۵۰ تا اواخر ۶۰ جمعیت و آپارتمان نشینی افزایش چشمگیری داشت. کمبود مسکن و نیاز خانوادهها به آن، فرصت نظر دادن و سلیقه را در ساکنین به حداقل رساند. از اواسط سالهای ۵۰ هجری معماران فرصت هنر نمایی خاصی در ایجاد مجتمعهای مسکونی نیافتند و به علت شرایطی که از رکود اقتصادی ایجاد شده بود و همچنین انقلاب و جنگ تحمیلی، جعبههای عظیم تکرار شوندهای به عنوان واحدهای مسکونی ساختند. دههٔ هفتاد هجری سالهای آزادی از بند محدودیتها و جبران مافات بود. امروزه سکونت در آپارتمان یکی از شاخصههای زندگی در شهرهای بزرگ است.
نما در آپارتمانهای امروزی
در ساختمانهای امروزی اعمال سلیقه در نما معنایی ندارد. ولی طراح و بساز و بفروش ساختمان باید جوابگوی مد و سلیقهٔ روز مشتری و بازار باشند تا خرید سریع تر واحد مسکونی در این یا آن ساختمان انجام بگیرد. بازار مسکن شرایطی را ایجاد کرده که معمار برای جلب رضایت دیگران و قبل رقابت ماندن، خود را مجبور به هنر نمایی و ابتکار میبیند. یعنی مالک و بساز بفروش به دنبال شاخص کردن ساختمان خود و جلب مشتری هستند. مشتری هم به دنبال واحد مسکونی میگردد که وضعیت مالی و شخصیت وی را بیشتر از آنچه که واقعا هست، نشان دهد.
نما به عنوان جزیی از یک کل[ویرایش]
ما در فضای شهری با یک بنا و نمای آن روبرو نیستیم، بلکه با بناها و نماهای آنها روبرویی یعنی ساختمان جزیی است از یک کل به نام فضای شهری. اگر ساختمان زیبا باشد به کل شهر اثر میگذارد و اگر ساختمان زشت باشد تاثیرش در کل شهر جاریست. ساختمان امروزه یک موجود منزوی نیست که تمام توجه طراح و مالک به آن جلب شود بلکه باید با حفظ شخصیت و اعتبار خود عنصری از یک جامعهٔ وحدت یافته باشد. اغتشاش در چهرهٔ شهر یک پدیدهٔ نوین است. یک پارچه و یکدست بودن ساختمانهای مسکونی و مصالح یکنواخت مورد استفاده در دیوار خانهها، فضاهای عمومی علت درونگرایی ساختمانها در یونان و روم باستان هستند.[۱۵]
نقش نما در قرون وسطی
در قرون وسطی با آنکه نمای اصلی یا فاساد به طرزی جذب کننده طراحی میشد،"نقش آن دکور پشت صحنهٔ زندگی شهری بود و بافت ساختمان و نما عمدتا بر اساس سرعت پیاده تنظیم میشد."
نقش نمای در دورهٔ رنساس
شهروند دوران رنسانس نیز با آنکه از خدا محوری به انسان محوری روی آورده بود، ولی اعتقاد داشت"که بر جهان و طبیعت نظمی حاکم و او خانه اش باید به عنوان جزیی کوچک از جهان و طبیعت، این نظم را پاس داشته،هندسه پنهان را رعایت نماید."[۱۶]
نقش نما در دوره باروک
در دورهٔ باروک با اینکه رسم خودنمایی و اغوای ناظر متداول شده بود"ولی در آن زمان ساختمان خود را تابع فضای عمومی و بالاتر میدانست و به نفع کلیت از عرض اندام فردی خود داری میکرد. به همین خاطر نه فقط شاهد وحدتی در فضای شهری آن زمان هستیم، بلکه به نظر میرسد که کلیه نماها در یک نمای واحد ذوب شدهاند."
اغتشاش در نما سازی
اغتشاش در نماهای ساختمانها از انقلاب صنعتی و بیشتر از اواسط قرن نوزدهم شروع گردید. تنوع زیاد در مصالح و همزمانی سبکهای مختلف جدید در کنار ساخت و سازهای عرف، باعث گردید تا عناصر نا همگونی در فضاهای شهری ایجاد شود. انقلاب صنعتی و رشد سرمایه داری در اروپا فئودالیسم را از میان برد ولی نه از برادری خبری شد و نه از برابری.[۱۷]
آزادی به دست آمده نیز در قالب شرایط اقتصادی چنان ناتوان ماند که اقلیتی کوچک به خرج اکثریت به ثروت، سرمایه و قدرت رسیدند."برداشت غلط از لیبرالیسم و رشد سرسام آور و بیرویه شهرهای صنعتی، نظام وساختار متعادل شهرها را به هم ریخت"جری بیلدرزها" پیدا شدند و فضای خالی حیاطهای داخل بلوک را نیز با ساختمان پر کردند.[۱۸]
محصوریت فضاهای باز از حیاط گرفته تا فضای شهری به مرز اشباع خود رسید. محلات غیر بهداشتی و واحدهای مسکونی کم نور و بدون تهویه گردید. این معضل دستیابی به راه حل جدید را ضروری کرد. تامین نور، هوا و فضای سبز سرلوحهٔ فعالیتهای فکری و علمی طراحان قرار گرفت. این شرایط جنبشهای اصلاح طلبانهای را از جمله جنبش باغشهر را به دنبال داشت که این جنبش احیای تک خانههای جدا از هم را رد باغچههای پیشنهاد کرد.
تغییر در ساختار فکری، پیامدهای خود را به دنبال داشت و تصور از یک ساختمان را به وجود آورد. در شهر سازی نوگرا، برداشت از خیابان، به عنوان فضایی محصور از بین رفت و ساختمانها به احجامی منفرد و منزوی تبدیل شدند که در فضایی ادامه دار و بی منتها چیده میشدند. ساختمانها حداقل دارای چهار نما شده بودند و صحبت کردن از دو نمای اصلی و فرعی پوچ گردید. در آن دوران ساختمان توسط پیشگامان معماری به عنوان عنصری سه بعدی معرفی شد که باید از همه طرف قابل ادراک و تجربه باشد، آنها از "Rotated facade" به معنای نمایی که به خاطر قابلیت چرخیدن عابر دور ساختمان، میبایستی پیوستگی لازم را دارا باشد صحبت میکردند. نقاشی و مجسمهسازی مانند کاتالیزاتوری برای تبدیل ساختمان به یک مجسمه یا حجم منفرد عمل نمودند.[۱۹]
آنچه در گذشته، فقط برای گونههایی از بناهای عمومی و ساختمانهای خاص استفاده میشد به ساختمانهای مسکونی نیز انتقال داده شد. از این پس هر ساختمان از هر وجهی دارای نما و قابل مشاهده و تجربه شد. بناها به ضرر فضاهای شهری، متداوم و بی کران قرار گرفتند. ساختمان مانند گذشته بدنهٔ یک خیابان یا میدان تصور نشد، بلکه تودهای از سطوح مختلف بودند که فضایی را اشغال کرده بر اساس نقطهٔ مرکزی درونی خود، تعادل حجمی مورد نیاز را ایجاد کردند. فضاهای باز پیرامون ساختمانها به صورت پارک تصور شد. ولی در عمل"ضعیف، بی تحرک و فاقد فرم و هویتی خاص طراحی گردیدند."[۲۰]
معماری نوگرا
معماری نوگرا به زندگی جمعی و فضای شهری لطمهٔ زیادی وارد کرد با اینکه تا حد زیادی به اهداف اصلی خود، نور، تهویه و فضای سبز رسیده بود. معمارن به یک بنا توجه بیش از حدی نشان دادند و این باعث شده بود تا از توجه آنها به یک بنای میان افزا، ساختمانهای اطراف و زمینه بسیار کم شود که نتیجهٔ این کار اغتشاش در فضا و از بین رفتن حس مکان بود. معماران وشهر سازان نوگرا قاطعانه از فضای شهری و دیوار حجیم و نفی آن، احداث ساختمانهای که مناسب هر جا باشد فاصله گرفتند و این تبدیل به بحرانی بزرگ شد. رشد بیرویه تفکری که درسالهای شصت و هفتاد، قاطعانه به دنبال تولید اضافی بود نیز به این بحران دامن زد. در اواخر دورههای مدرنیسم ایدههای متنافر و متعددی شکل گرفت که مشخصهٔ مشترک آنان فرار از یوغ دکترین عملکرد گرایانه نوگرایان و توجه به شرایط جانبی و پیرامون ساختمان (زمینه)، میباشد. از آن پس ظاهر بیرونی یک ساختمان نقش مستقلی داشت که میبایست توانایی پرکردن یک فضای خالی در بدنهٔ شهرهای موجود را داشته و با حجم خود یک انسجام فضایی را امکانپذیر گرداند.
در سالهای شصت و هفتاد، فضای شهری به عنوان به بستری برای زندگی مدنی دوباره کشف گردید. پس از شتاب گرفتن دانش طراحی شهری، بر نقش بدنههای فضای شهری و کیفیت آن تاکید بیشتری شد. روانشناسی محیط به طراحان آموخت که توسعهٔ کمّی لازم ولی کافی نیست و برای ارتقا کیفیت محیط باید ادراک، تجربهٔ فضایی، عواطف و توقعات شهروندان را جدی گرفت و بالاخره اصلاح طلبان سیاسی اجتماعی، هشدار دادند که تعاون و هماهنگی که از شعارهای اصلی جامعهٔ مدنی است نمیتواند به روابط اجتماعی محدود گردد، بلکه میبایست به فضاهای زندگی فرد و جمع نیز بسط و گسترش یابد.
نتیجهگیری[ویرایش]
در مقایسه انتقادات مطرح شده راجع به نما و سیر تکوینی توقعات فضایی از آن، میتوان به میزان از آن، میتوان به میزان صحت و سقم و جامعیت هر انتقاد پی برد. مشکل اصلی، اعمال سلیقه و دخالتهای غیر کارشناسانه، یا محدودیتهای فنی و اقتصادی حاکم بر کشور نمیباشد. زیرا در شرایط فعلی:
۱. مشکلهایی که از بساز بفروشی بوجود آمده به نمای ساختمان کمتر مربوط میشود. بساز بفروشها برای اینکه محصول خود در بازار قابل رقابت باشد در بخشهای قیر قابل دید ساختمان مانند سازه و تاسیسات صرفه جویی میکند و بالعکس به نازک کاری و نماسازی مشتری پسند توجه زیادی دارد.
۲. این حق مسلم مالک هر ساختمانی است که مکانی که میخواهد در آن یک عمر زندگی کند هرطور که میخواهد بیاراید.
۳. در مورد انتقاد سوم میتوان گفت کیفیت بسیاری از نماهای مهندسی ساز بهتر از نماهای بنّا ساز است.
۴. هنر نمایی اغراق آمیز طراحان، کیفیت نماهای مارا بیشتر از اعمال سلیقهٔ مالکان تهدید میکند. هر هنر مند میخواهد که شخصیت خود را به یک شیوه در اثر بگنجاند و این حق اوست. نه میشود دست طراح را بست و نه خلاقیت او را زیر سوال برد. ولی میتوان به آن هشدار داد که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
۵. فقر نسبی است پس فقر مالی و فنی سازندگان دلیل موجهی نیست. محدودیتهای مالی و فنی گذشته بیشتر از حال بوده ولی کیفیت نماهای امروز بدتر از دیروز است.
۶. مواد و مصالح در گذشته محدود تر و بعضا نامرغوب تر بودند، ولی کیفیت چهرهٔ شهری امروز وخیم تر از گذشته است.
۷. این واقعیت تلخی ست که شهرداری نماسازی را کنترل نمیکند ولی علت آن را باید در نبود و کمبود ضوابط و سازو کارهای طراحی شهری جستجو کرد نه اهمالهای شهرداری.
۸. نبود معمار شهر و عدم طراحی بر اساس معماری کلان نیز چندان پذیرفته نیست. ساخت کامل یک شهر طبق نقشههای یک طراح هرگز عملی نبوده و سپردن سرنوشت چهرهٔ شهرهای بزرگ و متوسط به یک نفر غیر واقع بینانه میباشد.
و اما در مورد ضعف تئوریک:
۹. برخی از متخصصین، ناهنجاری در چهرهٔ شهرها را به عدم توجه به اصول معماری سنتی میدانند ولی ساختمانهای جزو معدود کوشک و ساختمان عمومی "نمایی"نداشتهاند که بتوان از اصول آن پیروی کرد. مضافا تعمیم اصول نماسازی ساختمانهای عمومی به ساختمانهای مسکونی اشتباهی ست که معماران غربی پس از غرنها تجربه به آن رسیدهاند. معماری سنتی ما دارای اصول ارزشمند و معتبر فراوانی است، ولی هرچه هست به نما بر نمیگردد. علاوه بر آن در جریان شتابنده و سهمگین برونگرایی ناشی از جهانی شدن، توقع بازگشت به درونگرایی واقع بینانه نمیباشد.
۱۰. در ایران ایراد ابتلا به عملکرد گرایی، به کارگیری مدولاسیون و حاکمیت زاویه قائمه که بیشتر توسط صاحب نظران خارجی مطرح شده به حساسیت غرب نیست.
بیشتر متخصصینی که به نما توجه نمیکنند، حتی عملکرد گرا هم نیستند. بیشتر ساختمانهای ما از مدول تبعیت نمی کنندو مهم ترین مدول مورد استفادهٔ آنها دهانهٔ ۵ متری ستونها برای تامین پارکینگ است. ضعف ما از فقر نظری بیشتر است. فراموش میکنیم که در یک دوران گدار زندگی میکنیم. از یک فرهنگ چند هزار ساله درون گرا به یک فرهنگ برونگرا پرتاب شدهایم. درونگرایی در ما نهادینه است و حسرت از دست رفتن ارزشهای آن را میخوریم، ولی در عمل تمایل به روزآمدی و پاسخگویی به "روح زمان" و بازار را داریم. در شرایط"ناهمگون و ناهمزمان" زندگی و فعالیت میکنیم. سرعت رویدادها اجازهٔ تفکر و تعمق را به حداقل رساندهاند. مفاهیم برای ما تعریف شده و روشن نیستند."نما" میگوییم و فاساد تصور میکنیم.
اصطلاح "نمای شهری" را ترویج میکنیم، بدون اینکه به نتایج این اصطلاح معمارانه توجه کنیم. آموزش عالی و مدرن نیز نتوانسته ضعفهای تاریخی ما را رفع کند. ما هنوز هم فکر میکنیم پدیدهها بی زمان و بی مکان، انتزاعی و تعمیم پذیر میپنداریم. هنوز برای ما نظر و عمل، سنت و مدرنیته، فرد و جمع و در نهایت فضای خصوصی و عمومی غایتهایی هستند که باید به ضرر یکی از دیگری جانب داری کنیم. روحیه جمعی ما ضعیف بوده، هم دلی، هم فکری و هماهنگی برای ما در تئوری قبول، ولی در عمل خوشایند نیست و هماهنگی را در تضاد با خلاقیت فردی میدانیم. شناخت تنگناهای فکری و آگاهی از امکانات و محدودیتهای جامعه خود میباشد. باید توقعات ایجاد شده از نما را به رسمیت شناخت نه فقط به شرایط جامعه واقع بین بود.
-جامعهٔ ایرانی هنوز به بسیاری از سنتهای خود وفادار است. خانه برای او یک واحد مسکونی نیست بلکه محل خلوت و آرامش اوست. برای همین نقش حفاظتی نما در ایران مهم تر از غرب میباشد. نما وظیفه دارد ساکنین خانه را، در مقابل تهدیدهای بیرونی همچون سرقت، سر و صدا، مشرفیت و عوامل اقلیمی حفظ نماید.
-نما برقرار کنندهٔ ارتباط درون و بیرون، خلوت وشلوغ، خصوصی و عمومی، طبیعی ومصنوع است. ساکن خانه باید از درون خانهٔ خود دیگران راببیند بدون آنکه دیده شود. نما باید نور و تهویه طبیعی را امکانپذیر کند و جداکنندهای بین خلوت و شلوغ؛ خصوصی و عمومی باشد.
-هر مالک وساکنی نیاز به این همانی با محلی دارد که سالها در آن زندگی یا فعالیت میکند. یکی از شرایط این همانی و تعلق خاطر، اکان بازشناس شخصیت واعتبار خود در ساختمان، به ویژه نما میباشد. این حق هر مالک و ساکنی است که در طراحی و آرایش نمای خانه یخود سلیقهٔ خود را اعمال کند. معمار و طراح نیز مایل به ارائه شخصیت و مهارت خود در نما میباشد، جوابگویی به این درخواست خلاقیت معمار را شکوفا میکند. پاسخگویی به تمایلات نیروهای فعال در جامعه لازمه کارایی یک جامعهٔ مدنی است.
-اعمال سلیقه و هنر نمایی همیشه به تک روی و جیغ زدن نمیانجامد فضاهای شهری ما میتوانند در حین کثرت وحدت لازم را داشته باشند. در آستانهٔ جامعهٔ مدنی نیاز به ساماندهی نما شدیدا احساس میگردد و این فقط با هماهنگی دست اندرکاران ساخت و نگهداری شهر و بناهای آن میسر میگردد. زندگی را نباید این طرف یا آن طرف نما دید. در داخل زندگی خصوصی و در بیرون زندگی عمومی جزیان دارد. زندگی جمعی اگر مهم تر از زندگی فردی نباشد، از آن کم اهمیت تر نیست. ایجاد تمایل میان امیال خصوصی و منافع عمومی، وظیفهٔ هر طراح نیز هست. برای به دست آوردن چنین مقصودی نیاز به پژوهشهای بنیادی و کاربردی برای تدوین ضوابط و مقرراتی داریم که مارا در یک چالش مستمر به حل معضل نزدیک مینماید. در تهیه ضوابط و مقررات فوق الگو برداری صرف از تجربیات غربیها کافی نبوده، سنت جایگاه امروزی، تصور فضایی و توقع مکانی. شهروندان ایرانی نیز باید لحاظ گردد.
ضوابط و مقررات، ازلی و ابدی، بی کم و کاست نیستند. در تجربه خود را محک زده و با گذر زمان به حالت مطلوب خواهند رسید. مهم آن است که در ضوابط ارائه شده به منافع و تمایلات عوامل دست اندر کار ساخت وساز توجه شده، سهم و قدر هر کدام مشخص باشد.[۲۱][۲۲]
نماسازی
خارجی ترین قسمت ساختمان را نماسازی میگویند. با توجه به اینکه نمای ساختمان در مقابل عوامل جوی شدید قرار دارد در انتخاب مصالح برای نماسازی باید دقت شود تا نمای ساخته شده اولا در مقابل عوامل جوی مقاوم بوده و در ثانی زیبایی لازم را داشته باشد و همچنین با نمای ساختمانهای مجاور هماهنگی داشته باشد. برای نمای ساختمان میتوان از مصالح مختلفی مانند آجر نما، انواعسیمانکاری، انواع سنگ، انواع دانههای سنگی رنگی با چسبهای مخصوص یا انواع ورقهای فلزی آلومینیم و... استفاده میشود .[۲۳]
نمای آجری[ویرایش]
برای نمای آجری باید از آجری که برای نما سازی تهیه میشود استفاده نمود این آجرها به رنگهای بهی، قرمز، ابلق در بازار یافت میشود. برای نماهای آجری بهتر است آجرها را قبل از مصرف تیشه داری نمود منظور از تیشه داری این است که اضلاع آجر را به وسیله تیشه و یا ماشینهای تراش مخصوصکاملا گونیا مینماییم برای پهن کردن ملات نماهای آجری معمولا از شمشه ملات استفاده میکنند. شمشه ملات وسیله است که تختههایی بعرض ۵/۱ الی ۲ سانتیمتر با ضخامتی در همین حدود که آنها را بصورت نبشی به یکدیگر متصل مینمایند و طول آن حدود ۵۰ سانتیمتر است در موقع پهن کردن ملات شمشه ملات را طوری روی دیوار قرار میدهند که یک ضلع آن روی دیوار در محل پهن کردن ملات در قسمت نما و ضلع دیگر آن متکی به نما قرار گیرد. آنگاه ملات را پشت آن پهن مینمایند که در نتیجه هم ملات در حدود ۵/۱ الی ۲ سانتیمتر از لبه کار عقبتر خواهد بود که از این عقب بودن ملات برای بند کشی استفاده مینمایند و هم ضخامت ملات در تمام قسمتها یکنواخت خواهد شد. آجرها باید در تمام رجها با ریسمان و شاقول چیده شود. در موقع دوغاب دادن روی دیوار باید کاملا توجه نمود که دوغاب به قسمت نما ریخته نشود زیرا در این صورت منظره نا خوشایندی به آن خواهد داد و یا به طور کلی از ریختن دوغاب در نما سازی آجری باید صرف نظر گردد.
نمای سنگی[ویرایش]
برای نماهای سنگی از انواع سنگهای پلاک با رنگها و اندازههای مختلف استفاده مینمایند مانند سنگ تراورتن، باغ ابریشم، مرمر و یا انواع سنگهای قیچی که دارای سطح ناصافی بوده و در محلهایی که از لحاظ معماری احتیاج به قدری خشونت در سطح نما میباشد مورد استفاده قرار میگیرد. در سطح بعضی از سنگهای نما خلل و فرجی موجود است که این سوراخها برای نصب بسیار مناسب هستند زیرا ملات ماسه سیمان پشت سنگ به داخل این سوراخها نفوذ نموده و مانع جدا شدن آن از نما میگردد از جمله این سنگها میتوان انواع سنگهای تراورتن را نام برد. بعضی از سنگها مثل سنگهای باغ ابریشم و یا مرمر و یا مرمریت و یا انواع سنگهای چینی دارای سطحی سیقلی بوده و با توجه به اینکه سنگ خاصیت مکندگی چندانی ندارد بخوبی به نما نمیچسبد و ممکن است بعد از مدتی از نما جدا شده و سقوط نماید برای جلوگیری از این کار باید از پشت آنها را به وسیله میلههای مخصوصی که به آن اصطلاحا اسکوپ میگویند به دیوار محکم نمود. اسکوپ انواع مختلف دارد.
یکی از پوششهای مناسب در ساختمان که استفاده ازآن روز به روز بیشتر میشود، سنگ است لذا متخصصین امر ساخت وساز دلایل مناسب بودن سنگ را در نمای ساختمان در چند مورد خلاصه کردهاند که عبارتند از:
۱-عدم تغییر رنگ و جذب گرد و غبار
۲-مقاومت در برابر رطوبت
۳- تنوع در رنگ و جنس
۴- اجرای سریع و آسان و تمیز
۵- عایق حرارت و بینیاز از زیر سازی
۶- قابلیت اجرا بر روی کلیه سطوح
۷-قابلیت ترمیم آسان
۸-انعطافپذیری و قابلیت فرم پذیری مناسب بر روی کلیه سطوح
۹-ایده ال برای دکوراسیون نمای داخل و خارج ساختمانها، مغازهها، کافی شاپها و رستورانها.
۱۰-فراوانی و در دسترس بودن
۱۱- امکان به وجود آوردن شکلهای مورد نظر (دستی و ماشینی)
۱۲-عمر زیاد (در صورت استفاده مناسب)
۱۳-هزینه حفظ و نگهداری نسبتاً کم آن
انتخاب ابعاد و جنس سنگ، بستگی به محل استفاده آن دارد. سنگهایی که در نمای خارجی مصرف میشود باید در مقابل عوامل جوی مانند تابش خورشید، باران، گازهای موجود در هوا و ... مقاوم باشند. در نما سازی از نوع سنگ ممکن است فقط از یک نوع سنگ استفاده شود ویا آنکه از چندین سنگ متنوع استفاده شود. با یک طراحی خوب و هماهنگ کردن سنگها یا یکدیگر میتوان نماهای سنگی بسیار زیبایی در ساختمان به وجود آورد. همچنین همواره باید به این مطلب توجه کرد که استفاده از سنگها ی پر دوام و با مقاومت بالا در برابر یخ زدگی و شرایط نا مساعد جوی و محیطی (نور خورشید، آب و رطوبت) با بافت و شکل مطلوب، بدون ترک خوردگی و خلل و فرج وصرفه اقتصادی را نباید از یاد برد. مشخصات کلی انتخاب سنگ برای مصارف ساختمانی:
۱- بافت سنگ باید ساختمانی سالم داشته باشد، یعنی بدون شیار، ترک و رگههای سست باشد (کرمو نباشد)
۲- بدون هر گونه خلل و فرج باشد.
۳- پوسیدگی نداشته باشد.
۴- یکدست، یکنواخت و ممکن باشد.
۵- سنگ ساختمانی شاید آب زیاد جذب کند، لذا نباید:
الف - در آب متلاشی یا حل شود.
ب - تمام یا قسمتی از آن بیش از ۸ درصد وزن خود آب بمکد.
۶-سنگ ساختمانی نباید آلوده به مواد طبیعی و مصنوعی باشد.
۷- سنگ باید شرایط فیزیکی و شیمیایی محیط را تحمیل کند لذا باید:
الف - در برابر باد، یخبندان، تغییرات دما ودر صورت وجود جریان آب در مقابل آن و کلیه عوامل فرسایش مقاومت کند.
ب - در برابر محیطهای شیمیایی، اسیدی و قلیایی و همچنین عمل آبکافت و اکسید اسیون مقاومت کند.
۸- مقاومت فشاری برای قطعات باربر نباید کمتر از ۱۵۰ کیلوگرم بر سانتیمتر مربع باشد.
۹- در مقابل سایش مقاوم باشد.
نمای سنگی خود دارای انواع مختلفی هستند که عمده این تمایزات را میتوان در تفاوت نوع سنگ موجود در طبیعت نام برد. لذا در اینجا جایز است قبل از معرفی انواع سنگها ابتدا به توضیح واژه سنگ تزئینی پرداخته و سپس به معرفی نماها بپردازیم .[۲۴]
سنگهای تزیینی[ویرایش]
سنگ تزئینی، سنگی است طبیعی که در اندازه مشخص انتخاب، تراش و یا برش خورده باشد. به معنای وسیع کلمه، اصطلاح سنگ تزئینی شامل سنگها در هر شکل میشود که به طور مستقیم و پس از برش، سائیده شدن و صیقل کاری در نماهای داخلی و خارجی ساختمانها به کار میروند. سنگهای تزینی از نظر سنگ شناسی به یکی از گروههای سنگ آذرین، دگرگونی و یا رسوبیاختصاص دارند و شامل انواع مرمر، مرمریت، چینی، کنگلومرا، تراورتن، ماسه سنگ، گرانیت، دیوریت، سینیت، گابر و بعضی موارد کم اهمیت تر میباشند.
۱- نمای سنگ قلوهای
این سنگها در هنگام حرکت و غلتیدن در مسیر رودخانه و برخورد با یکدیگر، دارای سطح تقریباً گرد و صیقلی میشوند از این جهت میتوان از این سنگها در نمای ساختمانها استفاده کرد. برای استفاده، این سنگها را با ملات ماسه سیمان بر سطح دیوار آجری یا بتنی طوری نصب میکنند که قلوه سنگها، جلوه خاصی به نما میدهد و مهارت و تجربه بنا هم در زیبایی نما نقش مهمی دارد. اما نکتهای که باید در مورد این سنگها رعایت کرد این است که در صورت بکارگیری سنگهای رودخانهای و سنگهای ضخیم در نماهای سنگی باید تا گرفتن کامل ملات از قالبهای مناسب استفاده کرد.
۲- نمای سنگ قیچی
سنگ قیچی به طول ۱۰، عرض ۳ تا ۴ و ضخامت ۱،۵ سانتیمتر در کارخانه سنگبری به وسیله گیوتین (قیچی) تهیه میشود البته ممکن است از سنگ قیچی با طول بیشتر از ۱۰ سانتیمتر هم استفاده شود. زوایای سنگ قیچیها ۹۰ درجه و سطوح آن (قسمتهایی که در نما دیده میشود) دارای برجستگیهای نامنظم هستند. لازم به ذکر است سنگ قیچی را در نمای ساختمان، بدون بند نصب میکنند و پشت آنها را دوغاب سیمان میریزند. معمولاً در نماسازی از یک نوع (یکرنگ) سنگ قیچی استفاده میکنند اما با تلفیق سنگها با رنگهای مختلف، میتوان نمای زیبایی در ساختمان به وجود آورد. به علت گرفتن گرد و خاک و دوده هوا به خود، این نماها خیلی زود کثیف میشوند و باید آنها را مرتب تمیز کرد.
۳- سنگ پلاک
استفاده از پلاک سنگ برای نمای ساختمان در کشور از زمانهای قدیم رواج داشته است. اما استفاده وسیع و فراگیر آن در کشور حدود ۵۰ سال پیش با ورود اولین کارخانه ماشینی تولید پلاک و یک خط کامل آلمانی توسط آستان قدس رضوی در مشهد در سال ۱۳۱۷ رواج یافت. صنعت سنگ در دنیا جز در دورهٔ رکود عمیق اقتصاد جهانی در اواخر دهه ۱۹۳۰، همواره سیر رشد و تحول را طی کرده است. در این نوع سنگها قطعات بزرگ سنگ را از کوه (معدن سنگ) استخراج میکنند و پس از حمل به کارخانه سنگبری، در ابعاد و ضخامتهای (۱ تا ۵ سانتیمتری) به صورت سنگ پلاک میبرند و صیقل میدهند. اما نکته مهمی که باید همواره به آن توجه داشت این است که در صورت استفاده از سنگهای پلاک بایستی از این سنگها در برابر رطوبت یخبندان مراقبت نمود و مواد زاید را از سطح این سنگها پاک کرده و با استفاده از یکی از روشهای زیر سنگها را کاملاً به سطح زیرین محکم کرد:
۱- لقمه گذاری
۲- پیچ و روپلاک کردن
۳- نصب سیم و اسکوپ یا قلاب برای اتصال بهتر و محکم تر
۴- نماهای ساخته شده از سنگ مصنوعی
با پیشرفت علوم شیمی و متالوژی به ویژه در گرایشهای پلیمر و کامپوزیت، تحول شگرفی در صنایع و معادن حادث شده است. ساخت و سنتز مصنوعات شیمیایی و احیای مواد معدنی از طریق فعل و انفعالات شیمیایی، یکی از کارکردهای شیمی پلیمر در عصر حاضر است، شاید ترکیب عناصر و مواد معدنی با یکدیگر و تولید مواد جدید ترکیبی تحت عنوان کامپوزیتها مهم ترین تحول علمی قرن بیستم در زمینه صنعت سنگ باشد. از سوی دیگر ترکیب مواد طبیعی با بستری از مواد پلیمری به تولید سنگهای مصنوعی ویژه با کارکردی متنوع شده است.
ویژگی سنگهای مصنوعی[ویرایش]
۱- تنوع در رنگ با قابلیت اجرای طرحهای مختلف و دلخواه
۲- سبک تر از سنگهای طبیعی و با وزن مخصوص ۱۱۰۰ تا ۱۳۰۰ کیلوگرم بر متر مکعب است که همین امر باعث وزن کمتر ساختمان و در نتیجه کاهش اثر زلزله بر ساختمان میشود.
۳- قابلیت جذب آب در حد صفر
۴- عدم محدودیت در ابعاد تولیدی با نصبی همانند سنگ طبیعی
۵- استقامت (کشش و فشار) بالاتر از سنگهای طبیعی
۶- اسکوب سرخود است. بدین معنی که برخلاف سنگهای طبیعی در اثر عوامل جوی و عدم چسبندگی به مرور زمان از بدنه ساختمان جدا نمیشود، از آشناترین معایب سنگ طبیعی، همین جداشدن تدریجی از بدنه ساختمان است.
۷- مقاومت بالا در برابر عوامل جوی
۸- استحکام و انسجام بالا
۹- تنوع پذیری بالا
۱۰- نصب راحت و بدون دردسر[۲۵]
نمای سیمانی[ویرایش]
نماهای سیمانی نیز انواع مختلفی دارد از قبیل تخته ماله، تگرگی، چکشی، سیمان شسته و ... که هر کدام با دانههای ماسه مختلف رنگی در محل ساخته میشود. چنانچه سدهای بزرگ با سیمان تخته ماله اندود کردد به واسطه نشستهای ساختمان ترکهای مویی در آن ایجاد میشود. برای جلوگیری از این کار بهتر است روی نما به فاصلههای حدود ۵/۱ تا ۲ متر خطوطی در جهتهای عمودی و افقی ایجاد نماییم تا از دیده شدن ترکهای احتمالی جلوگیری شود. در موقع سیمان کاری ابتدا زیر کار را سیمان معمولی و ماسه میپوشانند که به این لایه اصطلاحا آستر میگویند قبل از آستر کردن باید تمام سطح دیوار شمشه گیری بشود. آنگاه باید بین شمشهها را با ملات ماسه سیمان پر کرد. در طول سیمان کاری و همچنین تا چند روز بعد از آن باید حداقل روزی ۳ الی ۴ بار دیوار سیمان کاری شده را به وسیله آب مرطوب نمود. در غیر اینصورت ماسه سیمان مصرف شده به صورت پودر در آمده و با کوچکترین تماسی فرو خواهد ریخت. باید توجه نمود که کلیه مصالحی که با سیمان مصرف میشود از جمله سیمانکاری نما باید حداقل در حرارتهای ۴ الی ۵ درجه بالای صفر انجام شود تا از یخ زدن و فاسد شدن ملات جلوگیری شود. در کلیه نماسازیها بهتر است حداقل ۳۰ سانتیمتر پایین کار را یک رج سنگ رگی و یا سنگ پلاک کار گذاشته شود. زیرا این قسمت از نما همیشه با زمین و در نتیجه با عوامل جوی در تماس بوده و بهتر است از مصالح بهتری که در مقابل عوامل جوی مقاوم تر باشد استفاده نمود معمولا برای این ردیف از سنگهایی با رنگ تیره و سطح ناصاف استفاده میکنند مانند سنگهای دو تیشه و غیره.
نمای گچی[ویرایش]
متداول ترین نماهای مورد استفاده در ایران عبارت است از نمای آجری، نمای سنگی و نمای سیمانی ولی در بعضی از ساختمانها از نمای گچی استفاده مینمایند که به وسیله گچ بری و سر ستونسازی شکل زیبایی به نما میدهند با توجه به اینکه گچ از مصالحی است که در مقابل آب مقاومت نمینماید باید توجه نمود که برای نما سازی از گچ مخصوص که در مقابل آب مقاوم باشد استفاده نمایند.[۲۶]
نقش مراکز آموزشی پیش از دبستان در ایجاد آمادگی کودکان برای ورود به نظام رسمی آموزش و پرورش
چکیده :
موضوع مورد بررسی این تحقیق ، ضرورتهای وجود آموزش هایی پیش دبستانی می باشد ، که با روش کتابخانه ای و بررسی کتب و مقالات مرتبط با موضوع ، انجام گرفت و نتایج زیر حاصل شدند:
آموزش و پرورش قبل از دبستان ، اصولاً شامل تمام سنین قبل از دبستان می باشد ، که حتی در اسلام زمان انعقاد نطفه و قبل از آن را مطرح می کند.در تعریف مهد کودک و کودکستان می توان گفت که ، مراکزی هستند که به پرورش غیر رسمی و نتیجتاً غیر اجباری کودکان ، برای ساعاتی از روز می پردازند . اولین کودکستان در جهان در سال 1837 توسط فردریک فروبل در آلمان تاسیس شد و اولین کودکستان در ایران در سال 1297 در تبریز توسط خانم خانزادیان ، برای تربیت کودکان ارامنه تأسیس شد که بعداً در سال 1302 جبار عسکرزاده (باغچه بان ) کودکستانی در شهر تبریز تأسیس کرد ونام آن را باغچۀ اطفال قرار داد.
با تحقیقات انجام شده توسط روانشناسان به این نتیجه رسیده اند که اگر می خواهیم افرادی سالم در آینده داشته باشیم باید به نیازهای عمدۀ کودکان خود توجه داشته باشیم و آنها را تأمین کنیم که این نیازها شامل نیازهای جسمی ، عقلی ، عاطفی ، اجتماعی ، دینی ، اخلاقی و تحصیلی می باشند. اهداف آموزش های پیش دبستانی ، تربیت کودکان قبل از ورود به دبستان می باشد. همچنین ضرورت وجود اهمیت آموزش های پیش دبستانی به قرار زیر است : حساسیت و تأثیر پذیری کودکان از محیط های آموزش ، دوام تاثیرات و عمیق یادگیری در این دوران ، پرورش تواناییهای گوش دادن ، سخن گفتن ، مشاهده کردن ، اندازه گرفتن و ... پرورش فضائل دینی ، اخلاقی ، حس انسان دوستی و کمک به همنوع از هدفهای این دوره است که از ضروریات جامعه نیز محسوب می شوند ، پس لازم است که کودکان از همان ابتدا با آموزش های لازم در دوران کودکی و با جامعه و روابط اجتماعی بیرون از خانه آشنا شوند.
ـ مقدمه
دنیای تعلیم و تربیت کودکان یکسره در حال تغییر است و سالهای آتی برای کودکان و والدین و معلمان سالهای جالبتر خواهد بود. همان طور که ما ، به کار تعلیم و تربیت کودکان اشتغال داریم ، این تغییرات گوناگون را تجربه می کنیم ، باید به دانش آموزان نیز کمک کنیم تا در زندگی آموزشی و پرورشی خود برخوردار از تجارب مثبتی باشند . در دو سه دهۀ اخیر در کشور ما ، هم والدین و هم مربیّان و معلمان توجۀ ویژه ای به بهبود رشد و پرورش کودکان پیدا کرده اند و اهمیّت تعلیم و تربیت در دوران کودکی برای سعادت آدمی بیشتر شناخته شده است . این توجه و شناخت به صورتی هدفدار بر محتوا و برنامه و روش آموزش و پرورش کودکان تاثیر بخشیده است و ما بر این باوریم که این جریان هنوز سیر آغازین خود را طی می کند و در آینده شاهد تحولات بسیار بزرگتری در این زمینه خواهیم بود. اما از سوی دیگر ، در ادامۀ مشکلات تاریخی که هزاران سال است کودکان دچار آنها بوده اند ، هنوز هم بدرفتاری با آنان و محروم بودن گروههای بزرگی از کودکان از تغذیه و بهداشت و پرورش و آموزش مناسب در اکثر نقاط جهان و هم در کشور ما به چشم می خوردو جا دارد که برای رفع یا کاهش این مشکلات بکوشیم و به حقوق کودکان و ایجاد محیطهای مساعد برای پرورش آنان توجه بیشتری داشته باشیم .
آموزش و پرورش پیش دبستانی و دبستانی نه تنها در مورد کودکان عادی کودکان دچار محرومیت فرهنگی و اجتماعی ، بلکه در مورد کودکان استثنایی ، که نیازها و ویژگیهای خاص خود را دارند ، نیز باید از کیفیت ویژه ای برخوردار باشند .(1)
آموزش پیش دبستانی ، آموزشی است که در حساسترین مراحل زندگی کودک ، یعنی از زمان تولد آغاز
می شود و تا شروع اولین کلاس رسمی دبستانی ادامه یابد و باید بتوان با برنامه ریزی دقیق در این پایه، دانش آموزان را با محیط آموزشی آشنا کرد و آن ها را نسبت به تحصیل تشویق کرد .
ـ مفهوم و تعریف آموزش و پرورش پیش دبستانی :
لغت preschool educaticn در فرهنگ و بستر مشتق از دو بخش prare یعنی قبل و school یعنی مدرسه ، بمعنی اشاره به دوره ای است قبل از آنکه کودک به مدرسه برود.
آموزش و پرورش قبل از دبستان اصولا ً شامل تمام سنین قبل از دبستان میشود. در اسلام تعلیم و تربیت از نوزادی حتی از زمان انعقاد نطفه و قبل از آن مطرح است و دستورهای لازم در این مورد داده شده است . مثلاً به گوش راست نوزاد اذان و به گوش چپ اقامه می گویند.
مراکزی را که در این دوره غالباً به پرورش غیر رسمی و نتیجتاً غیر اجباری کودکان سالم برای ساعاتی از روز می پردازند مهد کودک و کودکستان گویند.
تأسیس مهدکودک بیشتر به منظور نگهداری وتربیت فرزندان مادران شاغل بوده است بطوری که سازمان زنان ایران رژیم سابق در نشریه ضوابط تشکیل مهدکودک برای کودکان زنان باردار در اردیبهشت 1355 مهدکودک را چنین تعریف میکند : « مهد کودک مؤسسه ای است که جهت نگهداری کودکان سالم زنان کارمند دولت اعم از رسمی وغیر رسمی در سازمانهای مشمول یا غیر مشمول قانون استخدام کشوری تأسیس می گردد ».
و در سال 1368 دفتر آموزش و پژوهش سازمان بهزیستی کشور نیز تعریف مشابهی برای دوره آموزش و پرورش پیش دبستانی که تحت پوشش آن سازمان است ارائه کرده است .
« مهدهای کودک به مراکزی اطلاق می شود که برای نگهداری ،مراقبت و آموزش و پرورش قبل از دبستان کودکان سالم از 3 ماهگی تا پایان 5 سالگی در 3 بخش :
شیرخوار ( 3 ماهه تا 18 ماهگی ) ، نوپا ( 5/1 سالگی تا 5/3 سالگی ) ، نوباوه ( 3 سال تا پایان 5 سالگی ) دایر می گردد ».
معنا و مفهوم دیگری برای آموزش و پرورش پیش دبستانی می توان قائل شد و آن را
دوره ای برای نگهداری ، مراقبت و آموزش و پرورش قبل از دبستان کودکانی می دانند که در سنین پیش دبستانی بسر می برند. یعنی می توان معنای سنی برای آن قائل شد . محدوده سنی این دوره در کشورهای گوناگون متفاوت است :
در آلمان شامل کودکان 3 تا 6 ساله می شود. در انگلستان معمولاً کودکان بین سنین 2 تا 5 سال ، در مؤسساتی از جمله مهدکودکها و کودکستانها به آموزش و پرورش مشغول هستند. در بلژیک این دوره شامل 5/2 ساله تا 6 ساله می شود در روسیه کودکان بین 2 ماهگی تا 7 سالگی در مهد کودکها و کودکستانها پذیرفته می شوند. در ایتالیا کودکان زیر 3 سال را در مهدکودک و 3 ساله تا 6 ساله را در کودکستانها
می پذیرند. در ژاپن کودکستانها ، کودکان 3 تا 5 ساله را می پذیرند . در هند آموزش و پرورش پیش دبستانی به کودکان 5/2 ساله تا 6 ساله اختصاص دارد. در فرانسه کودکان از 2 سالگی تا 6 سالگی و در سوریه کودکانی که سه سال تمام داشته باشند به مراکز پیش دبستانی راه مییابند . و در استرالیا نیز کودکان 3 تا 5 ساله را در کودکستانها می پذیرند.
بهرحال در مجموع چنین می توان نتیجه گرفت که معمولاً در مهدهای کودک به نگهداری و مراقبت و آموزش کودکان زیر شش سال میپردازند ، که این کودکان نیز در کشورهای مختلف به گونه های متفاوتی طبقه بندی می شوند. نمونه ای از طبقه بندی که در کشور ما نیز بهمین صورت است و متداولترین طبقه بندی برای کودکان 3 ماهه تا 6 ساله است به قرار زیر می باشد :
1 از 3 ماهگی تا 18 ماهگی کودکان شیرخوار
2 از 18 ماهگی تا 3 سالگی کودکان نوپا
3 از 3 تا 5 سالگی کودکان کودکستانی یا نوباوه
4 از 5 تا 6 سالگی کودکان آمادگی
همچنانکه در این طبقه بندی ملاحظه می شود در کودکستان به آموزش و پرورش کودکان 3 ساله تا سن آمادگی پرداخته می شود که پنج سال تمام می باشد. و سپس کودک آخرین سال قبل از دبستان را در دوره آمادگی میگذراند که برای آشنایی با محیط تحصیلی و آمادگی تحصیل برای ورود به کلاس اول ابتدائی
می باشد.
ـ نیازهای کودکان پیش دبستانی
تحقیقات روانشناسی کودک نشان داده است که اگر بخواهیم افرادی سالم به بار آوریم باید احتیاجات عمده کودکان را تأمین نمائیم . اگر چنین احتیاجاتی برآورده نشود رفتار آنها در همان موقع و حتی در بزرگی حاکی از این کمبود خواهد بود. مثلاً اگر هیچ وقت به کودک این اجازه داده نشود که برای خود مستقلاً فکر کند و تصمیم بگیرد ، در بزرگی فردی خواهد شد عاجز از هر گونه استقلال فکری و تصمیم گیری و همیشه منتظر دیگران خواهد بود تا برایش تصمیم بگیرند و آن اعتماد و احساس احترام به خود که در نتیجه استقلال فردی بوجود می آید در او بوجود نخواهد آمد یا مثلاً اگر کودکی باندازه کافی غذا نداشته باشد تمام عمرش فردی علیل و ضعیف خواهد بود و این فرد نحیف در آینده قدرت یادگیری و کار کردن و تامین معاش را نخواهد داشت .
روانشناسی تربیتی ، در پی بردن به این نیازها و چگونگی رفع آنها به ما کمک می کند. این نیازها عبارتند از : نیازهای جسمی ، عقلی ، عاطفی ، اجتماعی ، مذهبی ، اخلاقی ، و تحصیلی . برنامه های مراکز آموزش قبل از دبستان نه تنها باید به رفع این نیازها مبادرت ورزند بلکه باید به رشد تواناییهای کودک کمک کنند.
در اینجا مختصراً به هر یک از نیازها پرداخته میشود :
1- نیازهای جسمی
از نظر رشد جسمانی ، کمک به هماهنگی عضلات یکی از هدفهای عمده است . تمرینات جسمانی اثرات فراوان و مختلفی روی دستگاههای بدن دارند. اندازۀ شکل بدن بخصوص در زمان رشد ، بطور قابل ملاحظه ای تحت تاثیر و نفوذ مقدار نوع تمرینات بدنی قرار می گیرد و استخوانها در زمان رشد ، خود را بافشاری که به آنها وارد میشود وفق می دهند. از آنجا که مقاومت استخوانها در مقابل شکستگی در درجه اول به قطر عرضی ، آن بستگی دارد لذا ضخیم شدن استخوان از نظر پزشکی اهمیت دارد.
از طرف دیگر تمرینات بدنی اثرات مهمی بر روی ترکیبات جسمانی و متابولیزم چربیها در بدن دارد . چاقی در سنین کودکی به چاقی در بزرگسالی منجر می شود. و یکی از عوامل اصلی کمک کننده به بروز بیماریهای قند ، فشار خون ، سرطان و همچنین موجب تصلیب شریانهای زودرس میشود.
برای کسب مهارت در به کار بردن عضلان بزرگ از اسباب بازیهای گوناگون میدانی باید استفاده شود. بازیهای پر جنب و جوش و فعالیتهای موزون که تمام اعضای بدن را به کار میاندازد به رشدو هماهنگی عضلات کمک فراوانی می کند. مانند پریدن ، خزیدن ، طناب بازی کردن ، جست و خیز کردن ، لی لی کردن ، کشیدن ، پرتاب کردن و گرفتن ، غل دادن ، خم شدن ، بالا رفتن ، سر خوردن و شنا کردن و کارهای دیگر .
2- نیازهای عقلی
تحقیقاتی که درباره رشد فکری اطفال بعمل آمده نشان میدهد که طفل درهر مرحله از رشد ، محیط خود را به نحوی می بیند و جهان برای او معنای خاصّی دارد. بنابراین ، آموزش هر موضوعی در هر سنی به طفل ، مستلزم این است که آن موضوع را بهمان نحوی که طفل محیط خود را درک می کند و در همان معنای خاصی که جهان برای او دارد در بیاوریم .
فعالیت های حسی که کودک را با محیط خارج مرتبط میسازد باعث میشود که کودک بوسیلۀ تمرینات دائمی مبتنی بر مشاهده ، مقایسه و حس تشخیص ، قوای عقلی خود را پرورش دهد. بدین ترتیب کودک بتدریج با دنیای خارج و محیطی که در آن زندگی میکند خو گرفته و بر فهم و ادراک خود می افزاید . و هر چه تحرک محیطی در مورد یاد دادن درک صحیح حس های مختلفه بیشتر باشد بهمان اندازه نیز قوای عقلانی کودک تقویت یافته و رشد آن آسانتر میشود.
نقش ورزش در سلامتی قلب
بیماریهای قلبی ، عروقی از اساسی ترین علل مرگ و میر در جوامع بشری است و مبارزه با عوامل خطر ساز این بیماریها می تواند از اساسی ترین اقدامات سازمانهای بهداشتی در جهت کاهش مرگ و میر تلقی گردد . یکی از مهمترین عوامل خطر ساز برای بروز بیماریهای قلبی – عروقی، کم تحرکی و عدم فعالیت فیزیکی مناسب است که در قرن حاضر با پیشرفت تکنولوژی واختراع انواع ماشین آلات و ابزارهای صنعتی به شدت بر گستردگی این معضل افزوده شده است .از دیر باز به ورزش به عنوان یک روش درمانی و یکی از شیوه های پیشگیری از بروز بیماریها ، خصوصاَ بیماریهای قلبی ، عروقی توجه شده است . تقریباَ ۵۰ سال پیش آقای موریس و همکارانش نشان دادند که حملات قلبی در کسانیکه فعالیت فیزیکی بیشتری دارند بسیار کمتر از افراد کم تحرک اتفاق می افتد و پس از آن نیز مطالعات و تحقیقات گستردهای در این زمینه منتشر شده است .تردیدی نیست که ورزش و فعالیت بدنی مناسب قادر است احتمال بروز بیماریهای قلبی ، عروقی ، فشارخون ، چاقی و دیابت را کاهش دهد . همچنین اثرات سودمند ورزش در کاهش چربی خون ، پیشگیری از پوکی استخوان ، افزایش شادابی ، ایجاد خلق و خوی بهتر ، رشد اتکاء به نفس و عزت نفس افراد قابل توجه است .در زمینه بیماریهای قلبی ، عروقی ورزش می تواند احتمال بروز حملات قلبی را ۴-۲ برابر کاهش دهد و با کاهش عوامل خطر ساز از پیشرفت پدیده تصلب شرائین پیشگیری نماید .
همچنین در افرادی که مبتلا به بیماریهای قلبی عروقی شده اند و یا به حملات حاد عروق کرونری گرفتار شده اند ، انجام ورزش و فعالیت بدنی متناسب با شرایط آنها می تواند خطر وقوع مجدد این حملات را کاهش دهد و نهایتاَ از بروز مرگ و میر بکاهد که این امر عمدتاَ از طریق تشکیل عروق جانبی و افزایش خون رسانی عروق کرونر صورت می گیرد.اینکه چه میزانی از ورزش و فعالیت فیزیکی می تواند نقش مفیدی در سلامت انسانها داشته باشد نکته بسیار مهمی می باشد . بطورکلی بررسیها نشان داده است که ورزش مرتب به میزان سه روز در هفته هر بار نیم ساعت بطوریکه در طی این فعالیت ورزشی ضربان قلب به حدود ۱۲۵-۱۱۰ ضربان دردقیقه (مناسب با سن ۶۰-۳۰ سالگی ) برسد می تواند حد مناسبی از فعالیت فیزیکی را برای فرد مهیا سازد که البته باید از درجات کمتر و ورزشهای ملایمتر شروع و بتدریج به این میزان ورزش دسترسی پیداکرد . قابل ذکر است که ورزشکار بودن افراد در گذشته تاثیر چندانی در کاهش حملات قلبی ندارد و مداوم بودن آن در این رابطه سودمند می باشد .همچنین ورزشهای سنگین و فشرده نه تنها اثرات مفید بیشتری نسبت به میزان ورزش ذکر شده ندارد ، بلکه ممکن است در برخی از موارد عوارض نامطلوبی نیز به بار آورد . انواع فعالیتهای ورزش مورد توصیه عبارت از پیاده روی تند (حدود ۴ کیلومتر در هر نوبت ) ، شنا در آب ، دوچرخه سواری ، دویدن و طناب زدن می باشد . بطور کلی تمام ورزشهایی که در آن تحرک عضلات نقش اصلی را ایفا می کند می تواند مفید واقع شود و بهتر است فعالیت ورزشی ، بیشتر در هنگامی از روز انجام شود که دمای هوا ملایمتر باشد .لازم به یاد آوری است که ورزش و فعالیت فیزیکی مناسب در کسانی که دچار سکته قلبی و یا تنگی عروق کرونر شده اند می تواند از بروز سکته مجدد و تشدید تنگی عروق پیشگیری نماید که البته در این موارد لازم است با مشورت و راهنمائی پزشک معالج میزان و نوع فعالیت فیزیکی مشخص گردد .بیائید در روز جهانی قلب با مشارکت و تلاشی همگانی ورزش و فعالیت بدنی منظم و مداوم را در میان مردم تحقق بخشیم و سلامت و شادابی را برای جامعه خود به ارمغان آوریم .
تاثیر ورزش بر سیستم قلب و عروق
ورزش و فعالیتهای تربیت بدنی موجب تقویت عضله قلب می گردد . امروزه فعالیتهای ورزشی بعنوان اقدامی جهت پیشگیری از بروز سکته های قلبی محسوب می شوند .
ورزش و فعالیتهای تربیت بدنی موجب تقویت عضله قلب می گردد . امروزه فعالیتهای ورزشی بعنوان اقدامی جهت پیشگیری از بروز سکته های قلبی محسوب می شوند .
در اثر ورزش عروق خونی گشاد شده و سبب تسریع جریان خون می گردد .
میزان هموگلوبین خون بیشتر شده و نتیجه کار انتقال اکسیژن به قسمت های مختلف بدن بهتر انجام می شود .
ورزش مرتب راهی است مناسب جهت پیشگیری از بروز بیماری فشار خون .
ورزش می تواند میزان چربی خون را به حد متعادل برساند ، پس به جای خوردن دارو بهتر است ورزش کنید .
میزان کلسترول خون در اثر تمرینات ورزشی بحد مطلوبی میرسد ، خصوصا“ اگر با رژیم غذایی همراه باشد .
برای بیماران دیابتی ، ورزش بسیار مفید است و قند خون را تا حد مطمئن پائین می آورد .
با تقویت عضله قلب تعداد ضربان قلب در دقیقه کم شده و قلب با نیروی بیشتری خون را ارسال می دارد .
با انقباض عضلات پا در حین ورزش خون راحت تر به قلب باز می گردد و از بروز بیماری واریس در پاها جلوگیری می نماید .
کسانیکه ورزش می کنند در صد بیشتری از دستگاه تنفس خود را بکار می گیرند .
افزایش حجم تنفسی در طول روز و شب موجب دریافت اکسیژن بیشتر و رساندن آن به اندامهای بدن می شود .
کسی که قابلیت دریافت و مصرف اکسیژن را در حد بالا داشته باشد ، زود خسته نمی شود و کارائی بیشتری خواهد داشت .
افزایش حجم تنفسی در افرادی که ورزش می کنند موجب کاهش تعداد تنفس آنها در دقیقه شده و بر میزان اکسیژن گیری هر بار تنفس می افزاید .
● نسبت به قلب هوشیار باشید :
اگرشما متقاعد شده اید که ورزش کنید آن را درست انجام دهید . قبل از شروع با پزشکتان مشورت کنید .
اگر :
ـ پزشک به شما گفته که ناراحتی قلبی یا سوفل قلبی دارید .
ـ یک حمله قلبی داشته اید .
ـ کسی در فامیل شما ناراحتی یا حمله قلبی قبل از ۵۵ سالگی داشته است .
ـ اغلب در سمت چپ یا وسط سینه ، سمت چپ گردن ، شانه ، یا بازو در حین یا درست بعد از ورزش احساس درد یا فشار دارید .
ـ اغلب احساس غش یا سرگیجه دارید .
ـ احساس تنگی نفس بعد از یک کار مشخص دارید .
ـ فشار خون بالا دارید که تحت کنترل نیست یا اینکه نمی دانید فشار خونتان چند است .
ـ بالای ۶۰ سال هستید و عادت به ورزش ندارید .
ـ در یک وضعیت درمانی هستید مثل مصرف انسولین ، آرتریت
نقش فیزیک در پزشکی
پزشکان براى تشخیص بیمارى ها از انواع وسایل ساده مانند دماسنج و فشارسنج، گوشى طبى (استتوسکوپ) تا دستگاه هاى بسیار پیچیده مانند میکروسکوپ الکترونى، لیزر و هولوگراف که همه براساس قانون هاى فیزیک طراحى و ساخته شده استفاده مى کنند. در این قسمت به ساختمان و طرز کار برخى از آنها مى پردازیم.
رادیوگرافى و رادیوسکوپى
رادیوگرافى عکسبردارى از بدن با پرتوهاى ایکس و رادیوسکوپى مشاهده مستقیم بدن با آن پرتوها است. در عکاسى معمولى از نورى که از چیزها بازتابش مى شود و بر فیلم عکاسى اثر مى کند استفاده مى شوند در صورتى که در رادیوگرافى پرتوهایى را که از بدن مى گذرند به کار مى برند.
پرتوهاى ایکس را نخستین بار در سال ۱۸۹۵ میلادى، ویلهلم کنراد رنتیگن استاد فیزیک دانشگاه ورتسبورگ آلمان کشف کرد. این کشف بسیار شگفت انگیز بود و خبر آن با سرعت در روزنامه هاى جهان منتشر شد. جالب است که رنتیگن بر روى پرتوهاى کاتدى کار مى کرد و به طور اتفاقى متوجه شد که وقتى این پرتوها، که همان الکترون هاى سریع هستند به مواد سخت و فلزات سنگین برخورد مى کنند پرتوهاى ناشناخته اى تولید مى شود او این پرتوها را پرتو ایکس به معنى مجهول نامید.
پرتوهاى ایکس قدرت نفوذ و عبور بسیار زیاد دارند. به آسانى از کاغذ، مقوا، چوب، گوشت و حتى فلزهاى سبک مانند آلومینیوم مى گذرند، لیکن فلزهاى سنگین مانند سرب مانع عبور آنها مى شود. اشعه ایکس از استخوان هاى بدن که از مواد سنگین تشکیل شده اند عبور نمى کنند در صورتى که از گوشت بدن به آسانى مى گذرند. همین خاصیت سبب شده که آن را براى عکسبردارى از استخوان هاى بدن به کار برند و محل شکستگى استخوان ها را مشخص کنند. براى عکسبردارى از روده و معده هم از پرتوهاى ایکس استفاده مى شود لیکن براى این کار ابتدا به شخص مایعاتى مانند سولفات باریم مى خورانند تا پوشش کدرى اطراف روده و معده را بپوشاند و سپس رادیوگرافى صورت مى دهند.
کشف پرتوهاى ایکس که به وسیله رنتیگن عملى شد سرآغاز فعالیت هاى دانشمندانى مانند تامسون، بور، رادرفورد، مارى کورى، پیرکورى، بارکلا و بسیارى دیگر شد به طورى که نه فقط چگونگى تولید، تابش و اثرهاى پرتو ایکس و گاما و نور شناخته شد بلکه خود اشعه ایکس یکى از ابزارهاى شناخت درون ماده شد و انسان را با جهان بى نهایت کوچک ها آشنا کرد و انرژى عظیم اتمى را در اختیار بشر قرار داد.
پرتوهاى ایکس در پزشکى و بهداشت براى پیشگیرى، تشخیص و درمان به کار مى رود به طورى که در فناورى هاى مربوطه یکى از ابزارهاى اساسى است.
سونوگرافى
سونوگرافى عکسبردارى با امواج فراصوت است. فراصوت امواج مکانیکى مانند صوت ۲ است که بسامد آن بیش از ۲۰ هزار هرتز است. این امواج را مى توان با استفاده از نوسانگر پتروالکتریک یا نوسانگر مغناطیسى تولید کرد.
خاصیت پیزوالکتریک عبارت است از ایجاد اختلاف پتانسیل الکتریکى در دو طرف یک بلور هنگامى که آن بلور تحت فشار یا کشش قرار گیرد و نیز انبساط و انقباض آن بلور هنگامى که تحت تاثیر یک میدان الکتریکى واقع شود. بنابراین هرگاه از یک بلور کوارتز تیغه متوازى السطوحى عمود بر یکى از محورهاى بلور تهیه کنیم و این تیغه را میان دو صفحه نازک فولادى قرار دهیم و آن دو صفحه را به اختلاف پتانسیل متناوبى وصل کنیم، تیغه کوارتز با همان بسامد جریان منبسط و منقبض مى شود و به ارتعاش درمى آید و در نتیجه امواج فراصوت تولید مى کند. پدیده پیزوالکتریک در سال ۱۸۸۰ به وسیله پیرکورى کشف شد و از آن علاوه بر تولید امواج فراصوتى، در میکروفن هاى کریستالى و فندک استفاده مى شود.
امواج فراصوتى داراى انرژى بسیار زیاد است و مى تواند سبب بالا رفتن دماى بافت هاى بدن انسان، سوختگى و تخریب سلول ها شود. از این امواج در دریانوردى، صنعت و پزشکى استفاده مى شود.
در پزشکى براى تشخیص، درمان و تحقیقات این امواج را به کار مى برند. دستگاهى که براى عکسبردارى به کار مى رود اکوسکوپ۳ یا سونوسکوپ۴ است. اساس کار عکسبردارى با امواج فراصوت بازتابش امواج است در این عمل دستگاه گیرنده و فرستنده موجود است و از بسامدهاى میان یک میلیون تا پانزده میلیون هرتز استفاده مى کنند. دستگاه مولد ضربه هاى موجى در زمان هاى بسیار کوتاه یک تا پنج میلیونیم ثانیه را در حدود ۲۰۰ ضربه در ثانیه مى فرستد و این ضربه ها در بدن نفوذ مى کند و چنانچه به محیطى برخورد کند که غلظت آن با محیط قبلى متفاوت باشد پدیده بازتابش روى مى دهد و با توجه به غلظت نسبى دو محیط مقدارى از انرژى ضربه هاى فراصوت بازتابش مى شود. دستگاه گیرنده این امواج را دریافت مى کند و به کمک دستگاه الکترونى و یک اسیلوسکوپ آن را به نقطه یا نقاط نورانى به تصویر تبدیل مى کند. عکسبردارى با فراصوت را براى تشخیص بیمارى هاى قلب، چشم، اعصاب، پستان، کبد و لگن انجام مى دهند.
نقش آب در انتقال بیماریها
در طول تاریخ گزارشات مستند و بسیار متعددی در زمینه انتقال بیماریهای همه گیر و کشنده در بین جوامع انسانی ثبت گردیده است که در اغلب آنها آب عامل اصلی انتقال بوده است، به عنوان مثال از همه گیریهای بیماریهای وبا و حصبه را می توان اسم برد که موجب کشتار میلیونها انسان گردیده اند. با شناخت و گسترش تئوری میکروبی بیماریزا در آب راههای مبارزه با آنها نیز ابداع گردید. به طور کلی آب به چهار طریق ممکن است محیط بسیار مناسبی برای انتقال بیماریها باشد که مختصراً توضیح داده می شود:
1-آب بطور مستقیم میتوانید محیط مناسبی برای رشد و تکثیر عوامل بیماریزای مختلفی باشد مانند عوامل وبای التور. در این موارد اگر محیط آبی با عامل بیماری آلوده گردد میتواند موجب بروز بیماری در مقیاس وسیع باشد.
2- آب محیط مناسبی است برای تکثیر و رشد برخی از حشرات ناقل بیماری مانند مالاریا که در نقش آب در انتشار بیماری قابل توجه است.
3-کمبود آب برای مصارف بهداشت شخصی و استحمام و شستشو، که در عدم وجود آب به مقدار کافی، بیماریهای مختلف پوستی مانند گال، تیفوس و یا تراخم حادث می شود.
4-گاهی اوقات آب محیط پرورش دهنده میزبان واسط برخی از بیماریهاست مانند بیماری بول الدم یا خون ادراری (بیلارزیاز) که نوعی حلزون کوچک که در آب زندگی می کند عامل انتقال بیماری است.
((راههای سالم سازی آب))
تنها راه متعارف و موجود برای سالمسازی آب ضدعفونی آن با روش های گوناگون است که متداولترین روش چه در شهرها و چه در روستاها ضدعفونی آب بوسیله ترکیبات کلر است. امروزه در تمامی دنیا از ترکیبات کلر هم به صورت پودر پرکلرین و هم به صورت گاز کلر عمدتاً برای ضدعفونی آب شرب در شهرهای بزرگ و از ترکیبات دیگر آن برای ضد عفونی سایر منابع آبی استفاده می شود. حسن این کار در این است که مقادیر باقیمانده ترکیبات کلر درشبکه های لوله کشی بزرگ به عنوان یک سپر حفاظتی در برابر آلودگی های احتمالی عمل کرده و از گسترش و انتشار عواملی میکروبی جلوگیری می نماید.
((بهداشت فاضلاب))
شاید استنباط متداولی که از واژه (( فاضلاب)) در اذهان مردم عادی شکل گرفته درست نباشد زیرا در نظر آنها فاضلاب حاصله از توالت ها. اگر بخواهیم تعریف جامع تری از واژه فاضلاب قرار می گیرند. امروزه با افزایش بی رویه جمعیت و گسترش جوامع انسانی، توسعه شهر نشینی و صنعتی شدن نیاز به استفاده از آب چندین برابر شده به نحویکه مصرف برای بخش های کشاورزی و صنایع نسبت به مصارف شرب درصد بسیار زیادی به خود اختصاص می دهند. هر کدام از بخش های فوق اعم از بخش صنعتی یا کشاوزری و فعالیتهای انسانی بسته به نوع فعالیت و فرآیند تولید طبعاً تولید فاضلاب می نمایند که در تخلیه بی رویه آنها به منابع آبی مانند رودخانه ها، انهار طبیعی و یا تخلیه در چاههای جاذب بطور سنتی در طول قرن اخیر موجب تغییرات یسار فاحشی در محیط زیست انسان گریده است به نحویکه امروزه بررسی هها و شواهد عینی نشان می دهد که منابع طبیعی آبهای سطحی و زیرزمینی تغییر کیفیت داده و روز به روز تعداد بی شماری از این منابع به علت آلودگی به عوامل عمدتاً شیمیائی حاصله از فرایندهای ذکر شده از حیّز انفتاع خارج می گردند و متاسفانه اکثر این منابع محدود آب شیرین می باشند. تقریباً از اواخر قرن 17 میلادی مسئله جمع آوری، تصفیه و دفع فاضلابها و بویژه فاضلاب خانگی که منشاء تمامی عوامل بیماری زای میکروبی هستند مورد توجه قرار گرفت به صورتیکه امروزه اکثر کشورهای یزرگ دنیا از سیستم جمع آوری تصفیه و دفع مناسب پسآب برخوردارندو بطور کلی هدف از تصفیه فاضلاب در چند مورد خلاصه می شود:
1- تخلیه و دفع فاضلاب های خام ( فاضلاب های تصفیه نشده) به محیط زیست علاوه بر تخریب محیط از نقطه نظر زیبائی ظاهری مشمئز کننده و نفرت انگیزند.
2- تخلیه فاضلاب خام به منابع آبهای سحطی یا زیرزمینی موجب گسترش آلودگی در این منابع شده و باعث تغییرات شیمیائی بخصوص در آنها میگردد به نحوی که در دراز مدت تاثیرات بالقوه سوء را در بر خواهد داشت.
3- دفع فاضلاب های خام با روش های غیر اصولی موجب بروز بیناری های بسیار متنوعی میگردد که مثالهای بارزی را میتوان ارائه داد زیرا فاضلاب های انسانی ماهیتاً دارای عوامل بیماریزا بوده و بدیهی است دفه نامناسب آنها خطر بالقوه بروز بیماریهای همه گیر را خواهند داشت.
4- تخلیه فضلاب های خان در منابع آبی و برکه های طبیعی علاوه بر ایجاد شرایط نفرت انگیز ظاهری به مرور زمان و در اثر کاهش اکسیژن آنها متعفن گردیده وبوهای زننده و آزار دهنده ای که ناشی از تجزیه مواد عالی موجود در آنهاست منتشر میگردد و شرایط زندگی را برای جوامع انسانی غیرقابل تحمل می سازد.
لذا می بینیم راه برای مبارزه با موارد فوق الذکر تصفیه کامل فاضلاب هاست. مبتنی بر روش های مقبول و علمی اساس و روش کار تصفیه فاضلاب بهره گیری و تسریع فرآیندهائی است که بطور طبیعی در طبیعت رخ می دهند. یعنی با استفاده از عوامل میکروبی مفیدی که در فاضلاب موجودند و ایجاد شرایط بهینه و مطلوب برای آنها به نحویکه قادر باشند فاضلاب را تثبیت کنند یعنی مواد معدنی بی ضرر نموده و در ضمن این فرآیند عوامل میکروبی بیماریزا هم نابود گردند.
مقولات عشر
بر خلاف طب جدید، قدما و طبیبان گذشته برای درک بهتر ازمحیط اطراف خود و تقسیم بندی مفاهیم از علومی همچون طبیعیات کمک میگرفتند.
بر این اساس نیازمند به دانستن فلسفه و آمیختن آن با طب بودند که اتفاقاً بدین وسیله خیلی بهتر و میتوانستند به اهداف خود برسند.
بر این اساس به بررسی پارهای از این مفاهیم میپردازیم.
هر مفهومی که به ذهن آدمی برسد، وجود یا عدم وجود آن 3 حالت میتواند داشته باشد:
1 – وجودش ضروری و عدم وجود آن محال و ممتنع است مثل خالق جهان که آن را واجب الوجود گویند.
2 – وجودش محال و ممتنع و عدم آن واجب است مانند شریک برای خداوند که این را ممتنع الوجود گویند.
3 – وجودش و عدمش ضرورتی ندارد و میتواند باشد یا نباشد مثل تمام اشیای اطراف ما که اینها را ممکن الوجود گویند.
ممکن الوجودها از 10 مقوله خارج نیستند که این 10 مقوله را مقولات عشر گویند.
1 – مقولة اول جوهر است و جوهر چیزی است که به خودی خود وجود دارد و وجودش وابسته به وجود چیز دیگری نیست.
جوهر خود بر 5 قسم است که به آنها جواهر پنجگانه گویند و عبارتند از:
الف – جواهر مادی: شامل: 1 – جسم 2 - هیولی 3 – صورت
ب – جواهر مجرّد (مفارق) شامل : 1 – نفس 2 – عقل
الف – جواهر مادی:
1 – جسم، جوهری است که بتوان برای آن ابعاد 3 گانة طول و عرض ارتفاع را در نظر گرفت.
2 – هیولی یا مادة المواد یا ماده همان اجزای غیر قابل تجزیة هر جسم هستند. در واقع جوهری است که جسم به آن بالقوه میتواند موجود شود و تحقق یابد در واقع هیولی، جوهری است که استعداد تبدیل شدن به جسم را دارد. اگر جسم را صندلی فرض کنیم، مادة المواد آن چوب است.
3 – صورت، جوهری است که جسم بوسیلة آن به فعلیت میرسد. در واقع مادة المواد یا هیولی وقتی ابعاد میپذیرد و طول و عرض و ارتفاع پیدا میکند، صورت جسمیه پیدا میکند.
هیولی و صورت جسمیه لازم و ملزوم هستند و نمیتوان مادهای داشت بدون صورت جسمیه و نمیتوان صورت جسمی تصور کرد بدون اینکه ماده داشته باشد.
صندلی صورت جسمیهای است که از ماده چوب تشکیل شده است. صورت جسمیه را باید از صورت نوعیه و شکل افتراق دهیم.
انسان، درخت و کبوتر از نظر صورت جسمیه همگی یکسان هستند یعنی همگی دارای طول و عرض و ارتفاع هستند اما از نظر صورت نوعیه با هم متفاوت هستند، انسان دارای صورت نوع انسان و درخت دارای صورت نوع درخت است. به عبارتی میتوان گفت نوع چینش اجزای هر جسمی صورت نوعیه آن را ایجاد میکند. گاهی چینش اجزا، صورت انسان و گاهی صورت درخت را ایجاد میکند.
همه انسانها دارای صورت نوعیة نوع انسان هستند اما شکل انسانها متفاوت است.
معالجة زخم معده و روده
دکتر گیلورد هاوزر میگوید در یکی از شهرهای چکوسلواکی بنام کارلسباد آسایشگاهی است مخصوص کسانیکه غذایشان دیر هضم میشود و مبتلا به اختلال هاضمه هستند در همین آسایشگاه بوده که بخواص آب سبزیهای خام پی بردم و هر روز از هویجهای طلائی و جعفریهای تازه و اسفناج و برگ و ریشه کرفس را همچنین گلابیهای رسیده و سایر میوهها بدون آنکه پوست آنرا گرفته باشند در زیر آب جاری کاملاً شسته با چرخهای دستی سبزیها نرم و خورد شده و آب آنها را گرفته و هر روز ساعت ده صبح بهر بیماری دویست و پنجاه گرم از این آب سبزیهای تازه را مینوشانیدم دکتر سورکالس پزشک آسایشگاه در باب سبزیها (خون نباتات خطاب میگردد) میگفت کلروفیل ماده سبز رنگ سبزیها در شفا دادن بیمارانی که غذای خوب نخوردهاند و لاغر شدهاند و یا آنقدر غذای مضر دیگری خوردهاند که چاق و تنومند گردیدهاند اثر عجیب و سحرآسائی دارد بسیاری از این بیماران که از انگلستان و آمریکا آمده بودند و مبتلا بزخم رودة بزرگ کرلیست و زخم معده و رودهها اولسر و یا اختلالات کبدی و یا کیسة صفرا بودند تنها با نوشیدن آب سبزی معالجه شده و شفا میافتند اما مزایای نوشیدن آب سبزی بر خوردن آن چیست؟ این نکته مسلم است که بدن ما باید تمام مواد مغذی سبزی را جذب کند ولی وقتی بدن دچار کمبود غذائی شد با نوشیدن آب سبزی که سرشار از انواع ویتامین و املاح زنده است زودتر آنرا جذب کرده و عوارض کسالتهای مختلف خود را رهائی میبخشند و برای درد دل و بادیامان هم مفید است.
این را هم باید بگویم که من بیاندازه از علاقه آمریکائیها به آبها سبزی خوشحال شدم مخصوصاً وقتی که دکتر شیخا که یکی از پزشکان معروف اتازونی است در کالیفرنیا مطب دارد این موضوع را فاش کرد که اولسر و زخممعده را با آب کلم در مدت پانزده معالجه کرده و بکلی شفا بخشیده است.
ترتیب معالجه او این بود که در مدت 51 روز نیم لیتر آب کلم تازه و یا هفتاد و پنج درصد کلم 25 درصد کرفس را آب گرفته و به بیماران میدهد و این نخستین باری بود که پس از گزارش من در آمریکا آب سبزی بطور کلی شناخته شد برای خوش طعمی آن با آب سیب سرخ و آب هویج مخلوط کرده بنوشید زیرا تمام آب سبزیها همین خواص را دارند.
بادنجان مفید میباشد توصیه شده تجویز میکنند باید کاملاً رسیده باشد نارس آن سم است.
دارچین برای زخممعده مضر است.
سی تا چهل گرم برگ تازه گزنه را در یک لیتر آب ده دقیقه میجوشانند و در 48 ساعت این جوشانده را بین غذا مصرف میکنند جهت عفونت و زخم معده و روده مفید است.
برگهای تازه توت فرنگی را اگر له کنند ضمادی بوجود میآورد که برای انواع اولسرها مفید میباشد.
سیبزمینی دارای ویتامین (آA و بB ) و نیم درصد پتاسیم دارد مقدار زیادی مواد نشاستهای. اگر سیبزمینی خام را رنده کنند و در سالاد مخلوط سازند اولسرهای معده را سوزانده و از بین میبرد آب سیبزمینی خام که با فشار بدست میآورند در مورد اولسر معده تجویز گردیده مصرف سیبزمینی در مورد زیادی ترشی عصیر معده انواع اولسرهای معده و اسهال کودکان شیرخوار تجویز گردیده و نتایج گرانبها و ممتازی از آن میگیرند چون طعم و مزب آب سیبزمینی خام نامطبوع است. آنرا با عسل میخورند و یا مخلوط با آب گوجهفرنگی یا هویج میکنند درمان زخم معده است میتوان آنرا رنده کرده با سالاد خورد سیبزمینی هائی که قسمتی از آن سبز باشد سم است.
قسمتهای مورد استفادة همیشة بهارگل و برگهای آن است مقدار مصرف آن پنجاه گرم تازة همیشه بهار در یک لیتر آب است که باید ده دقیقه دمکرده روزی سه فنجان از آنرا (قبل از هر غذا یک فنجان) مصرف نمایند. این دمکرده برای درد معدة کسانیکه مبتلا باولسر معده یا روده هستند اگر مرتباً این دمکرده را مصرف نمایند بزودی شفا خواهند یافت.
ریشة شیرین بیان اشتهاآور و ادرارآور و خنک و در التیام زخم معده و همچنین تقویت غدههای ما فوق کلیوی و درد رودهها مصرف میکنند مقدار مصرف آن در اینمورد پنجاه گرم ریشه آنرا در یک لیتر آب که باید پنج دقیقه جوشانید و دوازده ساعت بحال خودش گذاشت تا خوب خیس بخورد سپس آنرا نوشید.
در مورد زخم معده و زخم اثنیعشر بایستی صبح ناشتا یک قاشق سوخوری عسل بخروند و یک ساعت هیچ نخورند اگر در مدت یکماه اثر نیکو ظاهر نشد بایستی مقدار آنرا اضافه کرد یعنی 50 تا صد گرم خورد منتها تا ظهر چیز دیگر نخورند.
پسته مقوی معده و زخم معده و سموم بدن را زایل و یرقان را معالجه میکند.
پایان نامه کارشناسی روانشناسی با موضوع راهکارهای ایجاد انگیزه در معلمان
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول 1
مقدمه 2
بیان مسئله 6
اهمیت و ضرورت تحقیق 8
اهداف تحقیق 11
سئوالات تحقیق 12
فرضیه های تحقیق 14
تعاریف عملیاتی 15
فصل دوم : ادبیات و پیشینه تحقیق 16
تعاریف مفهومی انگیزه 17
انگیزه شناسی معلمان 21
ویژگی های معلمان با انگیزه 32- 25
رابطه نیازه با انگیزه 33
انواع طبقه بندی انگیزه ها 34
انگیزه های اولیه و ثانویه 35
انگیزه های گرایشی و اجتنابی 36
انگیزه های فیزیکی ،اجتماعی، روانی 37
نظریه های انگیزش 39
نظریه های انگیزه و رفتار 40
نظریه کورت لوین 40
نظریه مزلو 41
نظریه انتظار 44
طبقه بندی معاصرازتئوری های انگیزش 46
تئوری های درون زاد و برون زاد 51- 46
تئوری دو جنبه ای انسان 52
تئوری انگیزش موفقیت 53
تئوری نیازهای زیستی تا تعلق و رشد 54
انگیزش در عمل 58- 55
برخی راهکارهای ایجاد انگیزه در معلمین 59
روشهای نوین تدریس 91- 61
تکنولوژی آموزشی و روشهای جدید تدریس 92
استفاده از ابزار تکنولوژی جدید درامرآموزش وپرورش 96
پیشینة تحقیق 115-102
فصل سوم : روش اجرای تحقیق 116
جامعه آماری 117
حجم نمونه 117
ابزار اندازه گیری 117
روایی و اعتبار ابزار اندازه گیری 117
روش جمع آوری اطلاعات 118
روش آماری 118
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها 119
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری 162
یافته های تحقیق 171-163
پیشنهادات 172
محدودیت ها 173
ضمائم و منابع 174
مقدمه :
تاریخ همواره شاهد نبردها و مصیبت هایی بوده که به دلیل سرکشی نفس بشر پدیدآمده اند دیروز صدای شمشیرها و امروز غرش انواع سلاح های جنگی راکسانی برپاکرده اند که یا تعلیم ندیده اند یا تعلیم آنها همراه با تهذیب نفس نبوده پس هیچ گاه نباید نقش و جایگاه ارزشمند معلم را نادیده گرفت . معلم امانتی خطیر و پرارزش را دراختیار دارد و باید امانتدار باشد او چه درتربیت فرزندان در محیط خانه و چه رهبری سیاسی- اجتماعی نقش مهمی دارد و باید برای معلم شرایطی فراهم باشد تا به این وظیفه مهم خود جامعه عمل بپوشاند و در قرآن کریم نیز به نقش ارزشمند معلمان اشاره شده است و نهج البلاغه بهای معلم را با بهشت مقایسه کرده است . بهترین برنامه ها و غنی ترین محتوای آموزشی بدون وجود مربیانی کارآزموده و با انگیزه به ثمر نخواهد رسید پس می توان با افزایش انگیزه در فرد کارایی او را افزایش داد تا از اتلاف وقت و هدر رفتن نیروهای بالقوه جلوگیری کرد امروزه رابطه انگیزه و کارآمد بودن کارکنان و بازده سازمانی اهمیت فراوان دارد . (گنجی 1376 ، ص 23 ) .
در دهه های اخیربه این مطلب تأکید شده است که آموزش و پرورش زیربنای توسعة اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی هرجامعه است . بررسی عوامل مؤثر در پیشرفت و ترقی جوامع نشان می دهدکه همة این کشورها ، آموزش و پرورش توانمند و کارآمدی داشته اند . نگاهی به تاریخ ملل نیز بیان کنندة این واقعیت است که دوران شکوفایی و درخشیدن آنها با رشد و پویایی نظام های آموزشی و پرورش آنان مقارن بوده است . از سوی دیگر امروزه تعلیم و تربیت آدمی را از دشوارترین ، ظریف ترین و پرثمرترین کارهای انسان می دانند . آن را امری پر ارج و وقت گیر توصیف می کنند در این میان معلمان برترین نقش را به عهده دارند و نقطة آغاز هم تحول آموزشی و پرورشی به شمار می روند همة کشورها به معلمان اثربخش و با انگیزه به عنوان یکی از ارکان اصلی آموزش و پرورش نیاز دارند تا بتوانند جوانان خود را درقالب سیستم تعلیم وتربیت خود پرورش داده و برای آینده ای بهتر مجهزکنند . ( تدریس حسنی ، 1378 ، ص 14 )
تحولات سریع آموزشی به طورچشمگیری نیاز به ظرفیت سازی گسترده ذهن معلمان و شناخت بیشتر پیچیدگی های تعلیم وتربیت را آشکارمی سازد و میل آنان را برای افزایش دانش حرفه ای خود برمی انگیزد . ( بهرنگی ، 1384 ، ص 22 )
درسالهای اخیر اهمیت بررسی عوامل ایجادکنندة انگیزه در رفتار معلمان به منظور حل مشکلات آموزشی و تربیتی کشورها بیش ازگذشته مشهودگردیده است .
اکثرصاحبنظران،شناخت عوامل ایجادکنندة انگیزه درمعلمان راازعوامل مهم سازگاری معلم باشغل خودمی دانند و همچنین تأکید دارندکه چنانچه معلم باانگیزة کافی درشغل خودحاضرشود،میزان عملکردوکارایی اوافزایش می یابد.(تدریس حسنی،1378،ص20) و برطبق نظرمحقق دراین صورت ازروش های نوین آموزشی با انگیزة بیشتری استفاده می کند .
نظام آموزش وپرورش ،گرچه دارای معلمان دلسوز زیادی است مع هذا تعلیم و تربیت
مطلوبی ندارد . به عبارت دیگر شرایط و وضعیت حاضر، مؤید ومحرک فعالیت حرفه ای معلمان نیست ، درنتیجه نظام آموزش وپرورش به طورکلی دستخوش نابسامانی است که پیامدآن کاستی های متعدد ازجمله افت تحصیلی به عنوان نمونة بارزآن می باشد .تلاش برای اصلاح چنین وضعی بدون توجه به رشد حرفه ای معلمان وایجاد انگیزه جهت دستیابی و اجرای روشهای نوین تدریس کاری عبث و بیهوده است زیرا معلمان بیش ازهر عامل دیگری درپیشرفت فعالیت های تربیتی تأثیردارد .
دردنیای پیچیده امروز هیچ کس بی نیاز ازتعلیم وتربیت نیست . امروز فعالیت درمدرسه و آموختن ، خود بخش عظیمی از زندگی انسانها شده است ، دیگرنمی توان باطرزتلقی گذشته به شاگرد و تربیت او نگریست از برکردن بدون فهم مطالب درسی ، دلهره و اضطراب ناشی از امتحان وسرزنش معلمان و والدین همیشه موجب نفرت وگریز ازکلاس درس ومحیط آموزشی می شد . ( سعادتی ، 1378 ، ص 35 )
درگذشته که هدف های تعلیم وتربیت منحصرا معطوف بود به انتقال تجارب و معلومات پیشینیان به نسل های نو ، فرآیند تدریس به شیوه معلم محوری اجرامی گردید . اما با تحولاتی که به تدریج درقرون وسطی به بعد ونگرش نسبت به کودکان صورت گرفت
دیدگاههای مربیان نسبت به فرآیند آموزش دگرگون شد واندیشه های معلم محوری جای خود را درتعلیم و تربیت به کودک محوری داد . ابدای روش های نوین تدریس و به کارگیری آنها درکنار روش های سنتی ، استفادة ناگزیر وگسترده از ابزارهای آموزشی و علمی شدن شیوه های ارزشیابی مهمترین پی آمدهای این تحولات ، تغییراتی است که در نظام های تعلیم و تربیت درسطح جهانی ایجادگردیده است .
معلمین علاوه بر برخورداری از شخصیت برجسته ، می باید آگاهی و شناخت از اصول و روش های جدید تعلیم و تربیت کسب نمایند تا درکارخود موفق و مؤید باشند امروز ما نمی توانیم صرفا به اتکای داشتن مدرک دیپلم و لیسانس یا بالاتر وارد کلاس شویم زیرا شناخت شاگردان وآگاهی از فرآیند تدریس نخستین نیازی است که هرمعلم کارآمد باید احساس کند .
روش های تدریس تا آنجا در امر آموزش اهمیت داردکه گروهی از علمای تربیتی ، تسلط به روش های تدریس را مهمتر از دانش و اطلاعات علمی معلم دانسته اند . بنابراین لازم است که ما درجهت پیشرفت و تعالی ، همگام با جهان امروز از آخرین دستاوردهای نظام های پیشرفته تعلیم و تربیت بهره گیریم . ( اندرسون ، 1377 ، ترجمة امینی، ص10، 11، 16 ) .
مروری بر مراقبت از دهان و دندان ( بهداشت دهان و دندان )
مقدمه:
سلامت انسانها و در نتیجه سلامت جامعه نقش مؤثری در توسعه و توانمندی جامعه دارد ،سلامت محور توسعه است و سطح سلامتی جامعه نیز از توسعه یافتگی آن تا ثیر می پذیرد . مهمترین مساله در این راستا آگاهی و شناخت کامل افراد می باشد و این امر میسر نمی گردد مگر به کمک بهره گیری از روشهای جدید آموزشی و انجام پژوهشهای لازم ومتعدد .
با ارتقاء سطح آگاهی عموم مردم در زمینه بهداشت دهان ودندان از طریق آموزش روشهای صحیح بهداشت و پیشگیری ، فرهنگ سازی وجلب مشارکت آنها میتوان نگرش و رفتار و عملکرد آنان را در رابطه با سلامت دهان ودندان تغییر داده و با این افزایش آگاهی ، تغییر نگرش ها ،باورها و در نهایت ایجاد الگوهای صحیح رفتارهای بهداشتی می توانیم قدم مؤثری در تا مین سلامتی جامعه بر داریم .
مطالعات و تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد که پوسیدگی دندان بطور چشمگیری در بین افراد جامعه شایع است .این مساله بیانگر این مهم است که وجود مشکل پوسیدگی دندان به عنوان یکی از اولویتهای بهداشتی درمانی جامعه امروز بوده و به برنا مه ریزی دقیق آموزشی و بهداشتی درزمینه پیشگیری نیاز دارد.
دهان و ساختمان دندان :
نقش دهان :
دهان در اعمال زیادی چون صحبت کردن ، خندیدن ، چشیدن ، گاز گرفتن ،جویدن وبلعیدن غذا نقش اصلی را به عهده دارد و اولین قسمت دستگاه گوارش است که از لبها شروع و به حلق منتهی می شود ، اولین قدم در عمل گوارش غذا ، خرد کردن و جویدن مواد غذائی است که وظیفه آ ن به عهده دندانها می باشد ،دندانها هر یک با شکل ویژه خود به اعمال بریدن (دندانهای پیش )، پاره کردن (دندانهای نیش)،نرم وله کردن (دندانهای آسیا) و نهایتاّ به عمل جویدن غذا کمک می کنند .
دندانها در عمل جویدن غذا نقش مهمی دارند اگر غذا خوب جویده نشود هضم آن مشکل میشود .
هر انسان در زندگی خود دو نوع دندان در می آورد :
۱- دندان شیری
۲- دندان دایمی
دندانهای شیری :
رویش دندانهای شیری معمولا از ۶ ماهگی شروع می شود و تا حدود ۵/۲ سالگی طول می کشد تعداد دندانهای شیری ۲۰ عدد است . اگر رویش دندانهای شیری چند ماه زودتر یا دیرتر از ۶ ماهگی شروع شود طبیعی است و نباید نگران شد .ولی اگر بیشتر از ۹ ماه عقب بیفتد باید ارجاع فوری داده شود.
دندانهای دایمی:
از حدود ۵/۵ تا ۱۲ سالگی به تدریج دندانهای شیری لق می شوند و می افتند . هر دندان شیری که می افتد ۲ تا ۶ ماه طول می کشد تا جای آن دندان دایمی در بیاید .تعداد دندانهای دایمی ۳۲ عدد است .
پوسیدگی دندان :
پوسیدگی دندان را در اصطلاح عامیانه کرم خوردگی دندان گویند .پوسیدگی دندان با فعالیت میکروبهای داخل دهان در سطح خارجی دندان شروع می شود .
هر دندان پوسیده یک یا چند علامت زیر را دارا می با شد:
-تغییر رنگ دندان از سفید به قهوه ای یا سیاه
-سوراخ شدن دندان در محل پوسیدگی
-حساس بودن یا درد گرفتن دندان در موقع خوردن غذاهای گرم و سرد وترش یا شیرین ویا وقتی که دندانها را روی هم فشار می دهیم
بوی بد دهان.
علت پوسیدگی دندان :
به طور طبیعی صد ها نوع میکروب در دهان وجود دارد . بیشتر میکروبهای داخل دهان بی خطر هستند .حتی بعضی از این میکروبها به هضم غذا کمک می کنند . وقتی از دندانها به خوبی مراقبت نشود این میکروبها با مواد موجود در بزاق لایه نرم بیرنگ وچسینده ای تشکیل می دهند که بر روی دندانها می چسبد وبا آب خالی شسته نمی شود .این لایه را پلاک میکروبی می گویند .باکتریهای موجود در پلاک از مواد قندی غذاها تغذیه می کنند و در جریان این کار اسید تولید می شود .این اسید تولید شده مینای دندان را حل می کند وپوسیدگی ایجاد می گردد .
لثه وبیماریهای آن :
لثه سالم صورتی رنگ است وکاملا به استخوان فک می چسبد لبه لثه معمولاتیز است ومثل لایه ای روی دندان کشیده شده است . اگر بهداشت دهان ودندان رعایت نشود بافت نگهدارنده لثه دچار بیماری می شود .در آغاز بیماری اول لثه پر خون قرمز ومتورم میشود سپس با پیشرفت بیماری استخوان فک خورده شده ولثه عقب نشینی می کند به تدریج دندان لق میشود وخود به خود می افتد .علت بیماری ماندن پلاک میکروبی روی دندان به مدت طولانی وتبدیل آن به لایه زرد یا قهوه ای که به آن جرم دندانی گویند میباشد.
روش درست مسواک کردن دندانها واستفاده از نخ دندان :
اول :انتخاب یک مسواک خوب :
-موهای آن از نایلون نرم درست شده بود .
-موهای آن مرتب ومنظم باشد
دوم :-خمیر دندان :
قدرت پاک کنندگی که باعث براق شدن دندانها می شود
-خوشبو وخوش طعم کردن دهان و
-افزایش مقاومت دندانها در برابر پوسیدگی به دلیل داشتن فلوراید .
*نکته مهم :لازم نیست مسواک کردن حتما با خمیر دندان انجام گیرد بلکه اگر خمیر دندان در دسترس نباشد باید حتی با آب خالی مسواک کرد . توجه داشته باشید که استفاده از نمک خشک جوش شیرین یا سایر پودرها برای مسواک کردن درست نیست و باعث ساییدگی مینای دندان و خراشیدگی لثه می شود ولی استفاده از اب نمک رقیق شده ۰(نصف قاشق چای خوری در یک لیوان آب جوشیده سرد شده )اشکالی ندارد .
سوم :مسواک کردن درست
۱- مسواک را با آب خیس کنید وبه اندازه یک نخود از خمیر را روی آن قرار دهید .
۲- موهای مسواک را به طور مایل (با زاویه ۴۵ درجه )روی سطح خارجی دندانها قرار دهید به طوریکه نصف موهای مسواک روی لثه قرار گیرد .در هر بار سعی کنید مسواک روی دو دندان را به طور کامل بپوشاند .
۳-مسواک را همانطور که روی دو دندان گذاشته اید با دقت وملایمت به داخل فضاهای بین دندانها ولثه فشار دهید و۱۰ تا ۱۵ بار به سمت سطح جونده بکشید .
۴-این کار را برای سطحهای خارجی و داخلی تمام دندانهای آن فک انجام دهید .
۵-برای سطحهای داخلی دندانهای جلو مسواک را به صورت عمودی بر روی دندانها قرار دهید وبا حرکات بالا وپایین این سطحها را تمیز کنید .
۶-برای سطحهای جونده مسواک را در روی سطح جونده دندانها کمی فشار دهید تا موهای مسواک به خوبی به داخل شیار های سطح جونده وارد شود . بعد چند بار مسواک را به جلو وعقب بکشید تا سطح جونده به خوبی تمیز شود
۷- چون خرده های مواد غذایی ومیکروبها روی سطح زبان جمع می شود بهتر است هر چند روز یکبار روی زبان را هم با مسواک تمیز کنید .برای این کار مسواک را در عقب زبان قرار دهید وبه طرف جلو بکشید .(تمیز کردن زبان نقش مهمی برای از بین بردن بوی بد دهان دارد .)
۸- پس از مسواک کردن دندانها وزبان دهان را چند بار با آب بشویید.
۹- وقتی مسواک کردن دندانها تمام شد مسواک را خوب با آ ب بشویید ودر جایی دور از آلودگی نگهداری کنید .
توجه داشته باشید که هیچوقت مسواک خیس را در جعبه سر بسته نگذارید چون هوای داخل جعبه دم می کند و باعث رشد میکروبها می شود .
استفاده از نخ دندان :
با مسواک کردن نمی توان سطحهای بین دندانی را به خوبی تمیز کرد .برای این کار باید از نخ دندان استفاده شود .نخ دندان ، نخ مخصوصی است که ا ز ابریشم یا نایلون ساخته شده است .قبل از مسواک کردن دندانها باید با استفاده از نخ دندان سطحهای بین دندانی را تمیز کرد برای استفاده از نخ دندان باید :
۱-قبل از استفاده از نخ ، دستها را باآب و صابون خوب بشویید .
۲-حدود ۳۵ سانتیمتر از نخ دندان را ببرید .
۳-دو طرف نخی را که بریده اید ،در هر دو دست ، به دور انگشت وسط بپیچید .
۴-سه انگشت آخر را ببندید ودو دست را از هم دور کنید تا نخ محکم کشیده شود .به این ترتیب انگشت نشانه وشست هر دست آزاد می ماند .
۵- قطعه ای از نخ به طول ۲ تا ۵/۲ سانتیمتر را بین انگشتا ن شست واشاره هر دست نگاه دارید .
۶-نخ را با حرکتی شبیه اره کشیدن ،به آرامی به فضای بین دندانها وارد کنید ، مواظب باشید فشار نخ لثه را زخم نکند .( برای وارد کردن نخ بین دندانهای فک پایین از دو انگشت اشاره استفاده کنید ،برای وارد کردن نخ بین دندانهای فک بالا از دو انگشت شست یا یک شست ویک انگشت اشاره استفاده کنید .)
۷- نخ را به کناره یکی از دندانها تکیه دهید وبا ملایمت به زیر لبه لثه ببرید . وقتی نخ را تا آنجا که ممکن است به زیر لثه بردید ، به سطح کناری دندان بچسبانید و چند بار به طرف بالا وپایین حرکت دهید .
۸-نخ را کمی جابجا کنید و قسمت تمیز نخ را در همان محل ، به سطح کناری دندان دیگر بچسبانید و همین کار را تکرار کنید . بعد از آن ، نخ را از لای دندانها خارج کنید . آن قسمت از نخ را که برای این دندانها استفاده کرده اید جا به جا کنید و نخ کشیدن دندان بعدی را شروع کنید . این کار را برای تمام سطحهای بین دندانها تکرار کنید .
۹- پشت آخرین دندان هر فک را نیز مثل دندانهای دیگر نخ بکشید
تحقیق در مورد میگرن
شرح بیماری
میگرن (Migraine) بیماری است که با سردردهای مداوم و سخت مشخص میشود و غالبا با اشکالات زود گذری در جریان خون مغزی و استفراغ همراه است. این بیماری با یک نوع سردرد شدید و ناتوان کننده معمولا در یک طرف سر ، که به همراه آن علایم دیگری مثل تهوع ، استفراغ و مشکلات بینایی همراه است. حمله این سردرد میتواند 72 - 2 ساعت طول بکشد. حملات میگرن در بعضی از افراد ممکن است بطور هفتگی رخ دهند، در حالی که در بعضی دیگر ممکن است حتی یک بار نیز در سال رخ ندهند.
میگرن هر دو جنس را تحت تأثیر قرار میدهد، اما در زنان شایعتر است. میگرن همچنین ممکن است ارثی باشد. بیماری در حوالی سنین بلوغ شروع شده و در میانسالی از نظر شدت و دفعات تکرارش کاهش مییابد. حملات میگرن بیشتر صبحها شروع شده و علایم اولیه آن تار شدن دید یا ظهور نقاط رنگی در خطوط جلوی چشم است. حملات سردرد چند ساعتی به طول میانجامد و پس از خوابیدن بهبود مییابد.
انواع میگرن
میگرن کلاسیک
میگرن کلاسیک عموما یک سردرد یکطرفه میباشد و به صورت ضرباندار اتفاق میافتد. قبل از شروع سردرد بیمار دچار تغییرات بینایی میشود که به صورت توهمات و جرقههای بینایی هستند که در اصطلاح به آن اورا میگویند. اکثر بیماران یک حمله را در طول هفته تجربه میکنند و اصولا بین 2 تا 24 ساعت طول میکشد. بیمار دچار حالتهایی مانند تهوع ، استفراغ ، گریز از نور ، سستی و حتی گاهی در مراحل حاد دچار اخلال حس نیمه بدن و تکلم میشود. در بین حملات بیمار سردرد یا ناراحتی دیگری ندارد.
میگرن غیر کلاسیک
در میگرن غیر کلاسیک علایم بینایی قبل از حمله بوجود نمیآید. این نوع سر درد بیشتر دو طرفه بوده و ضرباندار است. درد بیشتر دور حلقه چشم احساس میشود و ممکن است در ادامه آن سفتی گردن هم بوجود آید این نوع میگرن شیوع بیشتری دارد و همراه با تهوع و استفراغ است.
ارتباط میگرن با سن
میگرن در میان کودکان هم اتفاق میافتد اما مدت آن کوتاه است و به سرعت بهبود مییابد با افزایش سن از تعداد حملات کاسته میشود ولی به طول آن اضافه میشود. میزان و شدت دفعات حمله در افراد مختلف متفاوت است و نمیتوان ارتباط معنیداری بین حملات افراد مختلف پیدا کرد اما اصولا بعد از 55 سالگی به ندرت اتفا ق میافتد.
علت بوجود آمدن میگرن
تنگ شدن ، سپس گشادشدن و التهاب رگهای خونی که به پوست سر و مغز میروند. سردرد زمانی آغاز میشود که رگها دوباره گشاد میشوند. تغییر الگوی خواب ، بیدار ماندن شبانه ، کار کردن زیاد و خستگی بیش از حد میتواند باعث بروز میگرن شود. گاهی اوقات خانمها بروز این سردردها را به دوران عادت ماهیانه نسبت میدهند و مصرف قرصهای ضد بارداری را عامل مهمی برای بوجود آمدن میگرن میدانند. صدای بلند ، نور زیاد ، کنسرت موسیقی و فشار به گردن و حتی درد دندان باعث بروز میگرن میشود.
تشخیص میگرن
هیچ آزمایش خاصی برای تشخیص میگرن وجود ندارد و بر اساس شرح حال بیمار و معاینه ، میگرن بیمار تشخیص داده میشود.
مشکلات مبتلایان به میگرن
مشکل مبتلایان به میگرن تنها سردرد نیست. اکثر افراد کاملا بیمار میشوند و نمیتوانند کارهای روزمره خود را انجام دهند و مجبور میشوند که در یک اتاق تاریک و ساکت بیحرکت دراز بکشند تا حمله میگرنی پایان یابد. بعضیها حتی نمیتوانند فکر غذا خوردن را هم داشته باشند چون دچار استفراغ میشوند و در انتها دچار خواب آلودگی و رخوت میشوند. در طول حمله فعالیت و عملکرد طبیعی معده مختل میشود و باعث میشود دارهایی که برای تسکین میگرن خورده میشود به خوبی جذب نشود.