پویا فایل

پویا فایل

پویا فایل

پویا فایل

پیشینه و مبانی نظری سرمایه اجتماعی و نقش مدیران

پیشینه و مبانی نظری سرمایه اجتماعی و نقش مدیران

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

یک سازمان برای آنکه به اهداف عالی خود دست یابد باید به دو مقوله "مدیریت" و" سرمایه اجتماعی" توجه داشته باشد. چرا که در جهان صنعتی امروز صرفا برخوردار بودن از مهارت های مدیریتی برای موفقیت یک مدیر کافی نیست، بلکه مدیران باید شناختی اساسی از تفاوت میان "مدیریت" و" رهبری" داشته باشند و بدانند چگونه این دو فعالیت برای تحقق موفقیت سزمان باید باهم ترکیب شوند.

امروزه سرمایه اجتماعی، نقشی بسیار مهمی در مدیریت نوین جوامع ایفا می کند به طوری که اثربخشی سایر سرمایه منوط به وجود این سرمایه خواهد بود.لذا بدون وجود سرمایه اجتماعی، پیمودن راههای توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی ناهموار و دشوار می شوند.ازاین رو موضوع سرمایه اجتماعی به عنوان یک اصل محوری برای دستیابی به توسعه محسوب شده و مدیرانی موفق قلمداد می شوند که بتوانند در ارتباط با جامعه و با توجه به اهمیت مقوله سرمایه اجتماعی و مدیریت آن،به تولید و توسعه سرمایه اجتماعی بیشتری نایل گردند.

تعهد سازمانی

به عنوان یک بعد مهم سرمایه اجتماعی،تعهد سازمانی[1]، هویتی روان‌شناختی است که یک فرد نسبت به سازمان متبوع خود احساس می­کند(Mowday, 1982:24). لذا در نمود عینی تعهد سازمانی، روابط کارکنان را با سازمان منعکس می­کند و بر تصمیم به ماندن اعضا در آن سازمان دلالت دارد(Meyer & Allen, 1997:61-89). افراد با نیازها، مهارت­ها و انتظاراتی وارد سازمان می­شوند و مایلند در محیطی کار کنند که بتوانند از توانایی­هایشان استفاده و نیازهایشان را ارضاء کنند. چنانچه سازمان­ها این فرصت­ها را برای کارکنانشان ایجاد کنند، سطح تعهد سازمانی افزایش می­یابد (Vakola & Nikolaou, 2005:160)در حقیقت می­توان پیوندی بین تعهد سازمانی و فعالیت­های اجتماعی سازمان انتظار داشت که مستقیماً به ارضاء نیازهای کارکنان می­پردازد (پیترسون، 2004). با این حال هنوز کاملاً مشخص نیست که چگونه فعالیت­های اجتماعی سازمان که مرتبط با دیگر ذینفعان است، بر تعهد سازمانی کارکنان تاثیر می­گذارد.

در حقیقت می­توان پیوندی بین تعهد سازمانی و فعالیت­های اجتماعی سازمان انتظار داشت که مستقیماً به ارضاء نیازهای کارکنان می­پردازد(Peterson, 2004: 3) با این حال هنوز کاملاً مشخص نیست که چگونه فعالیت­های اجتماعی سازمان که مرتبط با دیگر ذینفعان است، بر تعهد سازمانی کارکنان تاثیر می­گذارد. در این راستا، مطالعات پیترسون (2004) و برامر و همکاران (2007) خاطر نشان می­کند که این­گونه فعالیت­ها تاثیر مثبتی بر تعهد سازمانی می­گذارند. با این وجود نیاز است مفهوم تعهد سازمانی به­خوبی تحلیل شود. مطالعه میر و آلن(1991) سه بعد تعهد را که شامل مولفه های عاطفی، مستمر و هنجاری است، آشکار می­سازد: تعهد عاطفی[2] به عواطف کارکنان اشاره دارد که وابسته به اهداف سازمان و قابل شناسایی به­وسیله آن است. تعهد عاطفی ناشی از تمایل کارکنان به ادامه ارتباط است. تعهد مستمر[3] ماهیتی مبادله ­محور دارد، مبتنی بر محاسبه است و به هزینه­های مرتبط با ترک سازمان اشاره دارد. تعهد مستمر ناشی از احساس افراد، مانند اجبار آن‌ها به ادامه ارتباط به دلیل هزینه­های بالای خروج است (مانند از دست دادن حقوق، موقعیت و ارشدیت) یا به دلیل اینکه آن‌ها فرصت­های استخدامی کمی در جاهای دیگر دارند. نهایتاً تعهد هنجاری[4] به تمایل کارکنان به ماندن در سازمان بر اساس حس مسؤولیت، وفاداری یا الزام به ادای دین آن‌ها به سازمان، اشاره دارد. این گونه وفاداری این احساس را در افراد به وجود می آورد که آن‌ها ملزم به متعهد ماندن به روابط هستند، به دلیل اینکه احساس می­کنند کاری که انجام می­دهند، درست است. در میان این سه بعد، ارتباط بین تعهد عاطفی و مسؤولیت اجتماعی سازمان به طور دقیق­تری مبتنی بر نظریه هویت اجتماعی است. همان‌طور که قبلاً عنوان شد، فعالیت در سازمانی با اعتبار بالا، می­تواند هویت اجتماعی کارکنان را غنا بخشد یا تقویت کند و بعد عاطفی را بیشتر از مولفه­های مستمر و هنجاری تحت تاثیر قرار دهد (Meyer & Allen, 1997: 61-89)


[1]- Organizational Commitment

[2]-Affective Commitment

[3]-continuous Commitment

[4]-Normative Commitment



خرید فایل


ادامه مطلب ...

تحقیق نظارت بر عملکرد مدیران

نظارت بر عملکرد مدیران

تقریباً هر سازمانی دارای یک سیستم مدیریت عملکرد است که از آن انتظار می رود اهدافی مهم را در زمینه مدیریت سرمایه انسانی برآورده سازد.اهداف مزبور غالباً عبارتند از برانگیختن افراد در جهت عملکرد مطلوب، کمک به افراد در جهت گسترش مهارتهایشان، ایجاد فرهنگ عملکرد، تعیین اینکه چه کسی مستحق ارتقاء می باشد، تصمیم گیری درباره افرادی که عملکرد ضعیفی دارند و کمک به اجرای استراتژی های کسب و کار.

شکی نیست که سیستم مدیریت عملکردی کـه بتواند به این اهداف جامه عمل بپوشاند، می تواند کمک مهمی به اثربخشی سازمان نماید. اما اینکه چه چیزی یک سیستم مدیریت عملکرد را به سیستمی کارآمد مبدل می سازد، چندان روشن نیست.

عوامل مختلفی وجود دارد که می تواند اثربخشـی یک سیستم مدیریت عملکرد را تحت الشعاع قرار دهد ....



خرید فایل


ادامه مطلب ...

دانلود تحقیق جامع و کامل شایستگی مدیران

دانلود تحقیق جامع و کامل شایستگی مدیران

عنوان: دانلود تحقیق جامع و کامل شایستگی مدیران

دسته: مدیریت

فرمت: word (قابل ویرایش)

تعداد صفحه: 44 اسلاید

این فایل شامل تحقیقی جامع و کامل در زمینه " شایستگی مدیران "می باشد که در تعداد 44 صفحه با فرمت word تهیه شده است که می تواند به عنوان کار تحقیقی رشته مدیریت (گرایشهای مختلف) مورد استفاده قرار گیرد. در تهیه این فایل از انواع منابع داخلی و خارجی معتبر استفاده نیز شده است. بخشهای عمده این فایل شامل موارد زیر می باشد:

فهرست مطالب

مقدمه

اثربخشی

تعاریف شایستگی

اهمیت شایستگی

رویکردهای عمده و متفاوت شایستگی مدیریت

تحقیقات مربوط به شایستگیهای مدیریت

اجزای اصلی یک سیستم مبتنی بر شایستگی

ابعاد شایستگی

تعاریف اثربخشی

رابطه بین شایستگی و اثربخشی

مدیریت بر مبنای شایستگی

ویژگیهای نظام مدیریت بر مبنای شایستگی

جنبه های شایستگی

مدل شایستگی

خصوصیات مدل های شایستگی

انواع مدلهای قابلیتهای مدیران

نتیجه گیری

منابع



خرید فایل


ادامه مطلب ...

پاورپوینت-اصول روانشناسی شخصیت مدیران و کارکنان -

پاورپوینت-اصول روانشناسی شخصیت مدیران و کارکنان -


کار اداری معمولاً کار پرجنجال و پردردسر و وقت گیر است. با بالا گرفتن گزارشها و موضوعات مرتبط به ناکارآمدی سیستم اداری مهم است به این موضوع پرداخته شود که چطور میتوان احساس امنیت را در محیط کاری ایجاد کرد، صداقت را قدرت بیشتر بخشید، ظرفیت کارمندان و مامورین را افزایش داد، و یک رابطه مفید و قدرتمند میان رییس، مدیر و کارمندان دیگر ایجاد کرد. این مقاله از منظر روانشناسی به بررسی این موضوع می پردازد .

مقدمه

مدیریت فرایند به کارگیری مؤثرو کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی سازماندهی بسیج منابع وامکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.

واقعا باید گفت ؛ که در ابتدا انسان ها درباره مدیریت چقدر می دانند؟ دانش مدیریت تا چه حد علمی است و آیا مدیریت علم است یا هنر؟ بخشی از مدیریت را می توان از طریق مدیریت آموزش فرا گرفت و بخشی دیگر را ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته می شود علم مدیریت است . و بخشی را که موجب به کار بستن اندوخته ها درشرایط گوناگون می شود هنر مدیریت می نامند. «به عبارتی دیگر سخن علم دانستن است و هنر توانستن.»

تعریف روانشناسی مدیریت

در مورد روانشناسی مدیریت تعاریف مختلف و حتی برداشت هایی تا حدودی متفاوت ارائه داده اند از مجموعه اشاراتی که از آنها سخن رفت می توان نتیجه گرفت که : روانشناسی مدیریت عبارت است از زمینه مطالعاتی معینی که در چهارچوب آن ، رفتار مدیر و فرآیند رهبری از دیدگاه روانشناسی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. به یقین یک چنین مطالعه ای به ما امکان می دهد تا در حل مشکلات مدیریت از یافته- های روانشناسی مدد بگیریم و با استفاده از نظریه های آن ، به تجزیه و تحلیل مسائل مدیریت بپردازیم و گره های آن را باز کنیم.

باید در نظر داشت که مطالعات مربوط به روانشناسی مدیریت نه تنها موجب می- گردد که مدیر در اداره امور سازمان توانایی بیشتری پیدا کند ، بلکه استفاده از یافته- های علمی نیازهای مربوط به آن را امکان پذیر می سازد و با در نظر گرفتن یک چنین استفاده ملموس از روانشناسی مدیریت است که آن را شاخه ای کاربردی از دانش روانشناسی تلقی می کنند.

از لحاظ موضوع روانشناسی قسمتی از علوم اجتماعی است و بسیاری از مسایل که جامعه شناسان در آن تحقیق می کنند ، مورد علاقه روانشناسان نیز هست و از طرف دیگر تحقیقات روانشناسان مورد استفاده کلیه شعبه های علوم اجتماعی قرار می گیرد.

اهمیت مطالعات رواشناسی مدیریت

انسان موجودی اجتماعی است ، بطوری که بدون ارتباط با اجتماع ( اعم از اجتماعات حاضر و یا اجتماعات تاریخی و گذشته که با استفاده از تجربیات آن زندگی انسانی نمود پیدا می کند ) مفهوم زندگی بشر از بین می رود و حیات او با زیست حیوانات پست تفکیک ناپذیر می شود . به هر حال زندگی در اجتماع ، آدمی را به موجود سازمانی تبدیل کرده است ؛ و او برای ادامه حیات بشری ناگذیر است در اجتماعات متعددی عضویت و شرکت داشته باشد و با توجه به تاثیر مطالعات مربوط به دانش مدیریت در شکل گیری و دوام سازمانهای اجتماعی ، اقتصادی و .... می توان نتیجه گرفت که انسان معاصر در طول زندگی خود به دانش مدیریت متکی است و برای بهتر زیستن ( اداره صحیح سازمان ها ) گریزی جز رویکرد به مدیریت و مطالعه آن نمی باشد.

نارسایی های مربوط به مدیریت نه تنها کارکرد سازمان ها را مختل و در سازمان زندگی معاصر بشر اختلال ایجاد می کند ، بلکه هم چنین موجب می شود بر اثر عدم کارایی سازمانها و یا حتی پاشیدگی آن ها تلاش های افراد بشر بطور صحیح و اصولی پیوند نخورد و کوشش های آدمی در سازندگی جوامع به هدر رود و نیروی انسانی به عنوان گرانبهاترین سرمایه پایمال گردد .

مطالعه در زمینه روانشناسی مدیریت به ما این امکان را می دهد که تا با اصول، قواعد و تکنولوژی بهره برداری صحیح از نیروی انسانی ، فعال کردن خلاقیت ها و ایجاد جریان فکری در جامعه آشنا شویم و از طریق کاربرد یافته های روانشناسی موانع توسعه در زمینه ایجاد سیستم های فعال اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی ، آموزشی و فرهنگی را از میان بر داریم . از طریق ترویج یک چنین مدیریت مبتنی بر روانشناسی به ویژه در زمینه مدیریت آموزشی و تحقیقاتی است که باروری نسل های آینده امکان-پذیر خواهد شد و خلاقیت آنان به عنوان بزرگترین سرمایه ملی به کار گرفته خواهد شد.

روح و روان انسان‌ها سرچشمه‌ای است از انرژی که انگیزه، اشتیاق، پیشرفت و افتخارات از آن برمی‌خیزد و افراد را قادر می‌سازد کارهای ارزنده‌ای به ثمر برسانند. این آرزوی هر مدیر است که با ایجاد انگیزه در مامورین و کارکنان اداره اش، نیروی درونی و نهفته آنان را از قوه به ‌فعل درآورد و محیطی پرتحرک و بانشاط برای تجلی بهترین استعدادها فراهم کند. نقش فرد و ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری او به‌عنوان یک انسان در سازمان در چند دهه اخیر مورد توجه خاصی قرار گرفته است و برای توفیق در این زمینه، علم روانشناسی با تمام ظرافت و توانمندی خود به یاری حوزه مدیریت آمده است. امروزه روانشناسی سازمانی (Organizational Psychology) یکی از رشته های مهم، کارآمد و مورد علاقه است.

ورود روانشناسی به عرصه پرفراز و نشیب مدیریت سبب شد تا با استفاده از نظریه‌ها و مکتب‌های گوناگون روانشناسی و با استناد و برقراری روابط انسانی به تبیین شخصیت و رفتار فرد در سازمان پرداخته شود و مفاهیمی مانند انگیزش، تشویق، و رفتار سازمانی مورد تاکید و دقت قرار گیرد. انسان گرامی‌ترین گوهر آفرینش ولی در عین زمان ناشناخته‌ترین آن است. رفتار آدمی تابع اندیشه‌ها، احساسات، انگیزه‌ها، خواست‌های درونی و عوامل عاطفی و تربیتی اوست که در موقعیت‌های مختلف به‌صورت‌های گوناگون ظاهر می‌شود. بهمین دلیل، برای آشنایی با ابعاد مختلف وجود آدمی و ایجاد یک ارتباط بهتر و ایجاد انگیزش و حفظ و تامین صحت روانی در افراد، آشنایی با علم روانشناسی و علوم رفتاری امری لا‌زم و ضروری است.

خوشبختانه در قرون جدید، علم روانشناسی در حوزه کار مدیریت به فعالیت‌های چشمگیری پرداخته است و از اواسط دهه ۱۹۲۰ روابط انسانی به صورت یکی از ارکان و راهبردهای مهم کاری در مدیریت تبدیل شده است. در مدیریت (Management)، راهبردهای روانشناسی از قبیل: شناخت تفاوت‌های فردی، استعدادها، عوامل انگیزشی، برقراری روابط انسانی، چگونگی تشویق و تنبیه و… مدیران را در پیوند بیشتر با کارمندان و همتایان آنان یاری می‌دهد. موضوع این است که پی‌بردن به شیوه‌های نفوذ و برقراری ارتباط سازنده و سبک‌های رهبری، مدیران و رؤسا را از حالت خشک و بی‌روح مدیریت بیرون آورده، به سمت مدیریت بانشاط و پرتحرک سوق داده، شور و اشتیاق، انگیزش، آرامش، پویایی، نوآفرینی و تغییر و تحول در کٌل سازمان تحت پوشش را افزایش داده و در نهایت به بالا‌بردن کیفیت و بهره‌وری بیشتر رهنمون میسازد.

از روانشناسی چند تعریف میتوان بیان کرد، ولی دو تعریف عمده از آن درینجا ارایه شده که هر یک جنبه ویژه‌ای را نمایان می‌کند: بنابر تعریف اول، روانشناسی علم رفتار است. این تعریف که از سوی روانشناسان رفتارگرا ارائه شده است، انسان و سایر جانداران را از دیدگاه رفتاری آنان مورد مطالعه قرار می‌دهد. علوم رفتاری که به این جنبه روانشناسی بستگی دارد، رفتار را بیشتر مطالعه می‌کند تا ذهن و اندیشه و یا احساسات را، زیرا رفتار قابل مشاهده، ثبت‌کردنی، قابل اندازه گیری، و درخور مطالعه است. در این نوع روانشناسی اندیشه‌ها، احساس‌ها و درک افراد را از راه مطالعه رویدادهایی که به‌صورت رفتار آشکار می‌‌شوند، مورد قضاوت قرار می‌دهد.

تعریف دیگری که از روانشناسی شده است، موضوع علم روانشناسی را مطالعه درباره ماهیت رفتار، استعدادها، عواطف و محصولا‌ت ذهنی می‌داند، یا در واقع روانشناسی را مطالعه ذهنیت‌ها و احساس‌ها و عواطف، و حالت‌های روانی تعریف می‌کند و مکتب آنان به نام روانکاوی (تجزیه و تحلیل روان) و شاخه های مربوط به آن شناخته شده است.

برای چنین مطالعه‌ای تنها مشاهده رفتار کافی نیست، زیرا هنگامی که دو نفر با یکدیگر جنجال می‌کنند و یا یک بیمار روانی رفتاری را از خود نشان می‌دهد، در پشت آن رفتار انگیزه‌ها و دلایلی در کار است که ما از آن آگاه نیستیم. آنچه قابل مشاهده است رفتار است، نه انگیزه‌های رفتار و از این رو برای شناخت انسان نیاز به شناخت جنبه‌های ذهنی و احساسی او وجود دارد.

امروزه در مدیریت از هر دو تعریف استفاده می‌شود و برای شناخت روانی مامورین یک سازمان، عواطف، انگیزه‌ها، استعدادها، شخصیت، و ذهنیت‌های افراد مورد توجه و بررسی قرار می‌گیرد.

مدیریت را هم به گونه‌های متفاوت تعریف کرده‌اند. یکی از صاحبنظران این حوزه مدیریت را افزایش نفوذ در پذیرش عملی دستورات با راهنمایی‌های مشخص سازمانی می‌داند. جورج تری نیز رهبری و مدیریت را کوشش برای نفوذ در مردم که با علا‌قه و مشتاقانه برای رسیدن به اهداف گروه کوشش می‌کنند، می‌داند. بنابراین مدیریت فرآیندی (پروسه) است اجتماعی که با به‌کارگیری مهارت‌های علمی، فنی و هنری کلیه نیروهای انسانی و مادی را تنظیم و هماهنگ کرده و با استفاده از راهبردهای روانشناسی و برقراری روابط انسانی و فراهم ‌آوردن زمینه‌های انگیزش و رشد از طریق نیازهای منطقی فردی و گروهی به اهداف سازمان کمک می‌کند.

موضوعات روانشناسی و به‌ویژه رفتار سازمانی و تاثیر آن در سال‌های اخیر بیش از پیش مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است. شاید یکی از دلا‌یل آن میزان دشواری‌هایی است که مدیران سازمان‌ها در سلسله مراتب مختلف کاری خود با آن مواجه هستند.

امروزه بروز مشکلا‌ت و فشارهای روحی و روانی ناشی از زندگی ماشینی روابط همه افراد را تحت‌الشعاع خود قرار داده است که برای کاهش اینگونه فشارها و اضطراب‌ها، تکنیک‌های علوم رفتاری در روانشناسی می‌تواند مددرسان و یاری‌دهنده همه افراد در سازمان‌ها و خصوصا مدیران باشد. هر سازمانی علا‌وه بر لزوم در دست‌داشتن منابع مادی و مالی نیاز به نیروی انسانی ماهر، بااستعداد، توانمند، توانا، باانگیزه، کوشا، متعهد، و با علا‌قه دارد.

به نظر دانشمندان مدیریت (کنز و کان) مدیران نباید فقط در پی جذب نیروی انسانی (قوای بشری) برای ادارات خود باشند، بلکه باید در حفظ و نگاهداری این منابع نیز کوشش فراوان به‌کار برند و باید کاری کنند تا مامورین در حالی که کار و وظیفه خود را انجام می‌دهند، نوعی وابستگی و دلبستگی نیز به کار و سازمان پیدا کنند و به عبارت دیگر سازمان را همچون خانه خود دوست داشته و در آن احساس امنیت و آسایش که از نیازهای اساسی هر انسانی به‌شمار می‌آید، داشته باشند.

بنابراین برای آنکه سازمان و اداره ای موثر باشد، مدیر باید جنبه‌های انگیزشی و تشویقی کار، مشارکت در کار و استفاده از عوامل روانی و رفتاری را در مناسب‌ترین بخش‌های برنامه کاری خود جای دهد. شناخت و تامین درست نیاز مامورین یکی از مهارت‌های ارزنده مدیریت به ‌شمار می‌آید.

روابط انسانی به معنای برقراری رابطه مثبت، هدف‌دار و سازنده با پذیرش شخصیت، تفاوت‌های فردی و نیازهای افراد سازمان و علا‌قه‌مندبودن به نیازها، علا‌یق، استعدادها و توانایی‌های آنان است که توجه به این موارد استفاده از تکنیک‌های مهم در علم روانشناسی است. رابطه انسانی با دلسوزی و احساس مسوولیت نسبت به مامورین درون سازمان و ایجاد جو اجتماعی در شرایط مطبوع و خوشایند و همراه با محیط تفاهم و درک متقابل به‌وجود می‌آید.

روابط انسانی در دیدگاه‌های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. از نظر دیدگاه جامعه‌شناسی، ارتباط‌های انسانی و شیوه‌ مشترک زندگی و آگاهی از هدف، سه عامل سازنده جامعه به حساب می‌آید. ازدیدگاه روانشناسی اجتماعی مساله عمده انسان، بقا نیست؛ بلکه یادگرفتن نحوه زیستن باخودش است، انسان حاصل روابط و پیوندهایش با دیگران است و اگر قرار باشد شناختی از وی به دست آوریم، باید او را در این چارچوب بشناسیم.

در تاریخ تحول مدیریت، نظریه روابط انسانی جایگاه ویژه‌ای دارد. این نظریه در دهه ۳۰ میلا‌دی نضج گرفت و در دهه بعد تکامل یافت. در نظریه روابط انسانی، موثرترین عامل در ارتقای تولید و کارایی سازمان، نحوه تشکل افراد در قالب گروه‌ها (گروپها، دسته ها) و نوع روابط بین آنها است. از دیدگاه مدیریت، روابط انسانی عبارت است از برانگیختن افراد در سازمان به‌منظور ایجاد همکاری از نوعی که نیازمندی‌های افراد را برطرف سازد و موجبات تحقق اهداف‌ سازمان را فراهم آورد. در مدیریت آموزشی نیز روابط انسانی یعنی، توان برقراری ارتباط انسانی با معلمان و مامورین از طریق پذیرفتن وجوه شخصیت، ویژگی‌های فردی و همه تفاوت‌هایی که احتمالا‌ با شخص مدیر دارند (و با وجود آوردن این احساس که مدیر یا رییس به آنها توجه کرده، وضعیت شان را درک نموده، از مشکلات و دغدغه های شان آگاه بوده و برای حل آنها جدی است). نقش روابط انسانی در مدیریت و خصوصا در مدیریت آموزشی بسیار جدی و اساسی است، به طوری که روابط انسانی در این نوع مدیریت، عاملی اثرگذار محسوب می‌شود که از دو بعد بر کیفیت عملکردهای مدیر موثر خواهد بود.

از یک سو عوامل تولید سیستمی در نظام‌های آموزشی نیازمند برقراری، حفظ و تکوین رفتارهای مناسب انسانی است و معلمان، مشاوران، سرپرستان، مامورین دفتری و اداری جز این دسته از عوامل قرار می‌گیرند. از سوی دیگر مواد خام که تولید روی آنان صورت می‌پذیرد نیز مترصد دریافت و جذب انسانی‌ترین و اصیل‌ترین رفتارهایی است که مدیریت اعمال می‌کند. رفتار سازمانی مناسب برگرفته از روانشناسی روابط انسانی و مدیریت آموزشی، نه‌تنها موجد آثار آنی خواهد بود، بلکه به دلیل خاصیت فوق‌العاده پذیرندگی مواد خام (درون داده‌ها)، تاثیر عمیق و پایداری در درازمدت برجای خواهد گذاشت. به نظر روانشناسان احتیاجات روانی افراد به اندازه احتیاجات جسمی در صحت روحی و جسمی آنان تاثیر دارند و به همان اندازه اساسی و ضروری هستند.

موضوع صحت روانی به سالم و متعادل بارآوردن شخصیت انسان‌ها از طریق فراهم‌آوردن محیط مناسب برای تامین نیازها و شکوفایی استعدادها برمی‌گردد. به همین دلیل، در تعریف صحت روانی آمده است که صحت روانی عبارت است از پیشگیری از پیدایش بیماری روانی و سالم‌سازی محیط روانی تا افراد جامعه (سازمان) بتوانند با برخورداری از شخصیت و روان متعادل با عوامل محیط خود رابطه برقرار کرده و در راه تامین نیازها، شکوفایی استعدادها و رسیدن به اهداف‌ متعالی فردی و اجتماعی خود بکوشند. چنانچه سازمانی بتواند زمینه‌های تامین صحت روانی را فراهم آورد، شخصیت و روان افراد متعادل می‌شود و می‌توانند با یکدیگر و همچنین با عوامل محیطی، روابطی مطلوب برقرار سازند. بدین ترتیب اگر مدیر در درون سازمان خود مانند مکتب، صحت روانی را تامین کند شاگردان، معلمان و مامورین اداری روابطی مطلوب و منطقی و بر پایه روابط انسانی سازنده با هم خواهند داشت.

این سبب بهبود کیفیت در تعلیم و تربیه (آموزش و پرورش) و فضایی آکنده از شور و نشاط، تحرک و پویایی و امنیت، عشق و علا‌قه به حضور در محیط سازمان که در نتیجه منجر به سلا‌مت روحی و روانی کلیه نیروهای اصلی می‌شود و مسلم است که این روند تفکر خلا‌ق، پیشرفت و توسعه را به همراه خواهد داشت.



خرید فایل


ادامه مطلب ...

مشخص کردن رابطه کیفیت زندگی کاری با عملکرد مدیران گروه های آموزشی

مشخص کردن رابطه کیفیت زندگی کاری با عملکرد مدیران گروه های آموزشی


مقدمه

زندگی عصر صنعتی بطور سنتی بر پیشرفت فن آوری، بهره وری و رشد تاکید داشته است و انسان بطور ضمنی و یا آشکارا به همراه زمین و سرمایه بعنوان یکی از عوامل تولید مطرح شده است. از آن جا که بین رویه های مدیریت منابع انسانی و کیفیت زندگی کاری رابطه مستقیمی وجود دارد، لذا حیات مجدد بخشیدن به کارکنان از طریق ارتقا کیفیت زندگی کاری ایشان کلید موفقیت هر سازمانی محسوب می شود(محب علی،1373: 54- 39).

توجهی که امروز به کیفیت زندگی کاری می شود بازتابی است از اهمیتی که همگان برای آن قائل هستند. کارکنان درخواست دارند در کارشان نظارت و دخالت بیشتری داشته باشند و مانند یک مهره در یک دستگاه بزرگ بشمار نیایند. هنگامی که با کارکنان با احترام رفتار شود و آنان فرصت بیان اندیشه های خود را داشته و در تصمیم گیری ها بیشتر دخالت کنند واکنش مطلوب و مناسب از خود نشان خواهند داد(دولان و شولر،1376: 355).

مفهوم کیفیت زندگی کاری در حال حاضر مربوط به فلسفه ای در سازمانهاست که می خواهد شان و منزلت کارکنان را افزایش دهد، تغییراتی در فرهنگ سازمانی ایجاد کند و رفاه فیزیکی و روحی کارکنان را افزایش دهد. در بعضی سازمانها، برنامه های کیفیت زندگی کاری قصد دارند،اعتماد، درگیری و توانایی حل مسئله کارکنان را افزایش دهند و در نتیجه رضایت و اثربخشی سازمانی را افزایش دهند(نامبی[1]،2003: 148).

نامبی به نقل از گری و استارک[2](2003)می گوید: اگر کارکنان احساس عدم پیشرفت در کارشان کنند، احتمال وفادار ماندن آنها به سازمان کم می شود و احتمال دارد به خرابکاری، غیبت و تجاوز به حقوق دیگران اقدام نمایند و یا ممکن است از خستگی یا فشارهای کار رنج ببرند که بطور زیان آوری هم کیفیت زندگی کاری و هم بهره وری را تحت تاثیر قرار دهند(نامبی،2003: 148).

  • با توجه به مولفه فرصت رشد مدیران و مسولان رده های بالاتر بیش از پیش تلاش در جهت نهایت استفاده از رشد و توانایی های بالقوه افراد را کرده و از تجربیات و مهارتهای آنان بهره مند شده و همچنین امنیت شغلی برای کلیه کارکنان(مخصوصاً مدیران) ایجاد نمایند.
  • با توجه به مسائل روانی که بارزترین آنها امنیت شغلی است، باعث افزایش عملکرد کمی و کیفی سازمان خواهد شد، چون مدیران با تامین امنیت شغلی، نیروی خود را به جای هدر رفتن دراثر فشارهای روانی و جابه جایی های مداوم درراه انجام وظیفه به کار خواهند بست.

فرضیه چهارم(قانونگرایی در سازمان)

با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه چهارم پیشنهاد می شود که:

  • فراهم کردن زمینه آزادی بیان بدون ترس و اقامه شکایت و دارا بودن آرامش نسبی در محیط کار یکی از اقداماتی است که ایجاد آن، منجر به بهبود عملکرد افراد از جمله مدیران خواهد شد.

فرضیه پنجم(وابستگی اجتماعی)

با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه پنجم پیشنهاد می شود که:

  • جهت بهتر نمودن ارتباطات سازمانی، اقدامات لازم به عمل آمده تا ضمن تبادل اندیشه بین مدیر گروه ها با سایر اساتید گروه و رئیس دانشکده و دانشگاه، در راستای بهبود فعالیتهای سازمان گامهای موثرتری برداشته شود.
  • با توجه به این که مدیر گروه ها حق دستوردهی و امر و نهی به اساتید گروه را ندارند و به نحوی همتراز محسوب می شوند پیشنهاد می گردد اختیارات بیشتری به مدیر گروه ها داده شود تا ضمن احترام گذاردن به آنها در آنها حس مسئولیت پذیری تقویت گردد.

فرضیه ششم(فضای کلی زندگی)

با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه ششم پیشنهاد می شود که:

  • · عوامل موثر بر افزایش فضای کلی زندگی بررسی و تقویت شود و عوامل برون سازمانی که بر بهبود عملکرد مدیر گروه ها تاثیر دارد شناسایی و مورد توجه قرار گیرد.
  • برگزاری برنامه های تفریحی و سرگرم کننده برای مدیران و سایر کارکنان و اساتید و خانواده هایشان و دادن اوقات فراغت لازم برای انجام سایر مسئولیتهای خانوادگی.

فرضیه هفتم(انسجام اجتماعی)

با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه هفتم پیشنهاد می شود که:

  • امکانات لازم جهت کار دراختیار مدیر گروه ها قرار گرفته و از حمایت سایر همکاران خود مخصوصاً اساتید گروه برخوردار شوند.

فرضیه هشتم(توسعه قابلیتهای انسانی)

با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه هشتم پیشنهاد می شود که:

  • بهتر است روسای دانشگاه امکان دسترسی به اطلاعات، زمینه طراحی و برنامه ریزی و اختیار تصمیم گیری درحوزه عملیاتی مربوط را برای مدیر گروه ها فراهم کرده تا آنها بتوانند قابلیتهای خود را بیشتر توسعه دهند.
  • سیستم ارزیابی عملکرد و دادن بازخورد به مدیر گروه ها ضعیف است، لذا پیشنهاد می گردد نظام ارزیابی عملکرد مدیر گروه ها تقویت شده و مدیر گروه ها را بطور مرتب در جریان عملکردشان قرار داد.

پیشنهاداتی پژوهشی

پژوهشگر امیدوار است انجام این پژوهش مانند هر پژوهش دیگری بتواند انگیزه و محرکی برای انجام پژوهشهای بعدی در زمینه کیفیت زندگی کاری گردد. لذا پیشنهاد می گردد پژوهشهای زیر توسط پژوهشگران علاقمند انجام شود:

  • با توجه به اهمیت تک تک مولفه های کیفیت زندگی کاری و نیاز شناخت هر کدام از آنها به طور مجزا پیشنهاد می گردد، بررسی رابطه و تاثیر هر یک از این مولفه ها با سایر مفاهیم و مقوله های سازمانی مانند: بهره وری، کارایی، اثربخشی و نظایر آن مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
  • در این پژوهش و اکثر پژوهشهای انجام شده قبلی، نظریه والتون در زمینه کیفیت زندگی کاری مورد استفاده قرار گرفته است. لذا برای بررسی سایر مولفه های کیفیت زندگی کاری که در نظریه والتون لحاظ نشده است توصیه می شود سایر نظریات نیز مورد پژوهش وبررسی قرار گیرند تا تاثیر سایر مولفه های کیفیت زندگی کاری نیز مشخص شود.
  • با توجه به این که الگوی کیفیت زندگی کاری سازمانها از فرهنگ سازمانی آنها طبعیت می کند لذا انجام پژوهشهایی در خصوص ارتباط بین انواع فرهنگ سازمانی و کیفیت زندگی کاری توصیه می شود.
  • در کلیه پژوهشهایی که تاکنون انجام گرفته ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران از خارج انجام شده است، لذا پیشنهاد می شود پژوهشی با دید خود ارزیابی صورت گیرد و نقاط قوت و ضعف اجرای این نوع ارزیابی نیز مشخص شود.
  • در اکثر پژوهشهای انجام گرفته برای ارزیابی عملکرد تنها یک روش ارزیابی استفاده شده است، لذا پیشنهاد می شود در صورت امکان (چه از لحاظ زمانی و چه از لحاظ هزینه) پژوهشی صورت گیرد که از یک یا چند روش بطور همزمان استفاده شود.

محدودیت های پژوهش

  1. یکی از متغیرهای این پژوهش عملکرد مدیر گروه های آموزشی بود و برای سنجش آن پرسشنامه استانداردی وجود نداشت و هرچند سعی شد پرسشنامه ای مناسب تدوین شود ولی بازهم تاحدی بر مشکلات و محدودیت های این پژوهش افزود.
  2. عدم همکاری تعدادی از اساتید و مدیر گروه ها، که بعد از چندین روز انتظار با محقق همکاری نکرده و محقق مجبور به انتخاب نمونه ای دیگر شد.
  3. در اکثر تحقیقاتی که از طریق پرسشنامه اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می کنند، مشکل برقراری ارتباط با پاسخ دهندگان و ایجاد اعتماد در آنها به منظور پاسخ دقیق و درست به سوالات، وجود دارد. با توجه به این که روش جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه بوده، محقق نیز با ین مشکل مواجه بود.



پایان نامه مشخص کردن رابطه کیفیت زندگی کاری با عملکرد مدیران گروه های آموزشی


مقدمه

زندگی عصر صنعتی بطور سنتی بر پیشرفت فن آوری، بهره وری و رشد تاکید داشته است و انسان بطور ضمنی و یا آشکارا به همراه زمین و سرمایه بعنوان یکی از عوامل تولید مطرح شده است. از آن جا که بین رویه های مدیریت منابع انسانی و کیفیت زندگی کاری رابطه مستقیمی وجود دارد، لذا حیات مجدد بخشیدن به کارکنان از طریق ارتقا کیفیت زندگی کاری ایشان کلید موفقیت هر سازمانی محسوب می شود(محب علی،1373: 54- 39).

توجهی که امروز به کیفیت زندگی کاری می شود بازتابی است از اهمیتی که همگان برای آن قائل هستند. کارکنان درخواست دارند در کارشان نظارت و دخالت بیشتری داشته باشند و مانند یک مهره در یک دستگاه بزرگ بشمار نیایند. هنگامی که با کارکنان با احترام رفتار شود و آنان فرصت بیان اندیشه های خود را داشته و در تصمیم گیری ها بیشتر دخالت کنند واکنش مطلوب و مناسب از خود نشان خواهند داد(دولان و شولر،1376: 355).

مفهوم کیفیت زندگی کاری در حال حاضر مربوط به فلسفه ای در سازمانهاست که می خواهد شان و منزلت کارکنان را افزایش دهد، تغییراتی در فرهنگ سازمانی ایجاد کند و رفاه فیزیکی و روحی کارکنان را افزایش دهد. در بعضی سازمانها، برنامه های کیفیت زندگی کاری قصد دارند،اعتماد، درگیری و توانایی حل مسئله کارکنان را افزایش دهند و در نتیجه رضایت و اثربخشی سازمانی را افزایش دهند(نامبی[1]،2003: 148).

نامبی به نقل از گری و استارک[2](2003)می گوید: اگر کارکنان احساس عدم پیشرفت در کارشان کنند، احتمال وفادار ماندن آنها به سازمان کم می شود و احتمال دارد به خرابکاری، غیبت و تجاوز به حقوق دیگران اقدام نمایند و یا ممکن است از خستگی یا فشارهای کار رنج ببرند که بطور زیان آوری هم کیفیت زندگی کاری و هم بهره وری را تحت تاثیر قرار دهند(نامبی،2003: 148).

  • با توجه به مولفه فرصت رشد مدیران و مسولان رده های بالاتر بیش از پیش تلاش در جهت نهایت استفاده از رشد و توانایی های بالقوه افراد را کرده و از تجربیات و مهارتهای آنان بهره مند شده و همچنین امنیت شغلی برای کلیه کارکنان(مخصوصاً مدیران) ایجاد نمایند.
  • با توجه به مسائل روانی که بارزترین آنها امنیت شغلی است، باعث افزایش عملکرد کمی و کیفی سازمان خواهد شد، چون مدیران با تامین امنیت شغلی، نیروی خود را به جای هدر رفتن دراثر فشارهای روانی و جابه جایی های مداوم درراه انجام وظیفه به کار خواهند بست.

فرضیه چهارم(قانونگرایی در سازمان)

با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه چهارم پیشنهاد می شود که:

  • فراهم کردن زمینه آزادی بیان بدون ترس و اقامه شکایت و دارا بودن آرامش نسبی در محیط کار یکی از اقداماتی است که ایجاد آن، منجر به بهبود عملکرد افراد از جمله مدیران خواهد شد.

فرضیه پنجم(وابستگی اجتماعی)

با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه پنجم پیشنهاد می شود که:

  • جهت بهتر نمودن ارتباطات سازمانی، اقدامات لازم به عمل آمده تا ضمن تبادل اندیشه بین مدیر گروه ها با سایر اساتید گروه و رئیس دانشکده و دانشگاه، در راستای بهبود فعالیتهای سازمان گامهای موثرتری برداشته شود.
  • با توجه به این که مدیر گروه ها حق دستوردهی و امر و نهی به اساتید گروه را ندارند و به نحوی همتراز محسوب می شوند پیشنهاد می گردد اختیارات بیشتری به مدیر گروه ها داده شود تا ضمن احترام گذاردن به آنها در آنها حس مسئولیت پذیری تقویت گردد.

فرضیه ششم(فضای کلی زندگی)

با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه ششم پیشنهاد می شود که:

  • · عوامل موثر بر افزایش فضای کلی زندگی بررسی و تقویت شود و عوامل برون سازمانی که بر بهبود عملکرد مدیر گروه ها تاثیر دارد شناسایی و مورد توجه قرار گیرد.
  • برگزاری برنامه های تفریحی و سرگرم کننده برای مدیران و سایر کارکنان و اساتید و خانواده هایشان و دادن اوقات فراغت لازم برای انجام سایر مسئولیتهای خانوادگی.

فرضیه هفتم(انسجام اجتماعی)

با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه هفتم پیشنهاد می شود که:

  • امکانات لازم جهت کار دراختیار مدیر گروه ها قرار گرفته و از حمایت سایر همکاران خود مخصوصاً اساتید گروه برخوردار شوند.

فرضیه هشتم(توسعه قابلیتهای انسانی)

با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه هشتم پیشنهاد می شود که:

  • بهتر است روسای دانشگاه امکان دسترسی به اطلاعات، زمینه طراحی و برنامه ریزی و اختیار تصمیم گیری درحوزه عملیاتی مربوط را برای مدیر گروه ها فراهم کرده تا آنها بتوانند قابلیتهای خود را بیشتر توسعه دهند.
  • سیستم ارزیابی عملکرد و دادن بازخورد به مدیر گروه ها ضعیف است، لذا پیشنهاد می گردد نظام ارزیابی عملکرد مدیر گروه ها تقویت شده و مدیر گروه ها را بطور مرتب در جریان عملکردشان قرار داد.

پیشنهاداتی پژوهشی

پژوهشگر امیدوار است انجام این پژوهش مانند هر پژوهش دیگری بتواند انگیزه و محرکی برای انجام پژوهشهای بعدی در زمینه کیفیت زندگی کاری گردد. لذا پیشنهاد می گردد پژوهشهای زیر توسط پژوهشگران علاقمند انجام شود:

  • با توجه به اهمیت تک تک مولفه های کیفیت زندگی کاری و نیاز شناخت هر کدام از آنها به طور مجزا پیشنهاد می گردد، بررسی رابطه و تاثیر هر یک از این مولفه ها با سایر مفاهیم و مقوله های سازمانی مانند: بهره وری، کارایی، اثربخشی و نظایر آن مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
  • در این پژوهش و اکثر پژوهشهای انجام شده قبلی، نظریه والتون در زمینه کیفیت زندگی کاری مورد استفاده قرار گرفته است. لذا برای بررسی سایر مولفه های کیفیت زندگی کاری که در نظریه والتون لحاظ نشده است توصیه می شود سایر نظریات نیز مورد پژوهش وبررسی قرار گیرند تا تاثیر سایر مولفه های کیفیت زندگی کاری نیز مشخص شود.
  • با توجه به این که الگوی کیفیت زندگی کاری سازمانها از فرهنگ سازمانی آنها طبعیت می کند لذا انجام پژوهشهایی در خصوص ارتباط بین انواع فرهنگ سازمانی و کیفیت زندگی کاری توصیه می شود.
  • در کلیه پژوهشهایی که تاکنون انجام گرفته ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران از خارج انجام شده است، لذا پیشنهاد می شود پژوهشی با دید خود ارزیابی صورت گیرد و نقاط قوت و ضعف اجرای این نوع ارزیابی نیز مشخص شود.
  • در اکثر پژوهشهای انجام گرفته برای ارزیابی عملکرد تنها یک روش ارزیابی استفاده شده است، لذا پیشنهاد می شود در صورت امکان (چه از لحاظ زمانی و چه از لحاظ هزینه) پژوهشی صورت گیرد که از یک یا چند روش بطور همزمان استفاده شود.

محدودیت های پژوهش

  1. یکی از متغیرهای این پژوهش عملکرد مدیر گروه های آموزشی بود و برای سنجش آن پرسشنامه استانداردی وجود نداشت و هرچند سعی شد پرسشنامه ای مناسب تدوین شود ولی بازهم تاحدی بر مشکلات و محدودیت های این پژوهش افزود.
  2. عدم همکاری تعدادی از اساتید و مدیر گروه ها، که بعد از چندین روز انتظار با محقق همکاری نکرده و محقق مجبور به انتخاب نمونه ای دیگر شد.
  3. در اکثر تحقیقاتی که از طریق پرسشنامه اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می کنند، مشکل برقراری ارتباط با پاسخ دهندگان و ایجاد اعتماد در آنها به منظور پاسخ دقیق و درست به سوالات، وجود دارد. با توجه به این که روش جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه بوده، محقق نیز با ین مشکل مواجه بود.


خرید فایل


ادامه مطلب ...

پروپوزال بررسی رابطه بین اثر بخشی ارتباطات سازمانی و منابع قدرت مدیران سازمان آوزش وپرورش

پروپوزال بررسی رابطه بین اثر بخشی ارتباطات سازمانی و منابع قدرت مدیران سازمان آوزش وپرورش


بیان مسأله اساسی تحقیق به طور کلی (شامل تشریح مسأله و معرفی آن، بیان جنبه‏های مجهول و مبهم، بیان متغیرهای مربوطه و منظور از تحقیق به صورت مستند) :

فرایند ارتباطات یکی از فرایندهای مهمی است که بر روی اثر بخشی سازمانها و موفقیت مدیر نقشی اساسی ایفا می کند. تحقیق وبررسی در محیط سازمانها و حیات کاری نشان می دهد که بطور متوسط مدیران سطوح مختلف بین 75%تا95%ازاوقات خودراصرفارتباطات وپیام رسانی می کنند.

مکالمات تلفنی ، جلسات،بررسی گزارشها ، دادن دستور و تعلیمات ، نوشتن نامه ، بررسی اطلاعات فاکس و تلکس ، و فعالیتهایی از این قبیل مثالهایی بر فرایند ارتباطات می باشد . سیستم گردش خون در اعضای بدن چه نقش مهمی را ایفا می کند،ارتباطات نیز در سازمانهاهمان نقش را ایفا می کند(امیر کبیری،1377)

ارتباطات به عنوان یکی از مهمترین عناصر فرایند مدیریتی محسوب می شود. وجود ارتباطات موثر و صحیح در سازمان همواره یکی از اجزای مهم در توفیق مدیریت به شمار آمده است . به تجربه ثابت شده است که ، اگر ارتباطات صحیحی در سازمان بر قرار نباشد ،گردش امور مختل شده و کارهاآشفته می شوند.هماهنگی،برنامه ریزی، سازماندهی،کنترل وسایروظایف بدون وجودسیستم ارتباطی موثردرسازمان قابل تحقق نبوده وامکان اداره سازمان مهیا نخواهد بود.(میرابی،1380). طی مطالعاتی که گری بینسون توسط سوالاتی که برای 175 نفر از مدیران شرکتهای بزرگ ایالتهای غربی آمریکا فرستاد، روشن ساخت که مهارتهای ارتباطی چه شفاهی و چه کتبی نه تنها در احراز شغل بلکه در انجام موثر امور محوله تاثیر بسزایی دارد. سوالات مطروحه در زمینه فاکتورها و مهارتهای مهم و حیاتی که در استخدام دانشجویان فارغ التحصیل موثر بوده، می‌باشد در این بررسی و تحقیق به عمل آمده، مشخص گردید که ارتباطات شفاهی (Oral communication) به عنوان اولین و مهمترین مهارت و ارتباط کتبی (Write communication) دومین مهارت محسوب می گردند. ( همان منبع).




خرید فایل


ادامه مطلب ...

پروپوزال بررسی رابطه بین اثر بخشی ارتباطات سازمانی و منابع قدرت مدیران سازمان آوزش وپرورش

پروپوزال بررسی رابطه بین اثر بخشی ارتباطات سازمانی و منابع قدرت مدیران سازمان آوزش وپرورش


بیان مسأله اساسی تحقیق به طور کلی (شامل تشریح مسأله و معرفی آن، بیان جنبه‏های مجهول و مبهم، بیان متغیرهای مربوطه و منظور از تحقیق به صورت مستند) :

فرایند ارتباطات یکی از فرایندهای مهمی است که بر روی اثر بخشی سازمانها و موفقیت مدیر نقشی اساسی ایفا می کند. تحقیق وبررسی در محیط سازمانها و حیات کاری نشان می دهد که بطور متوسط مدیران سطوح مختلف بین 75%تا95%ازاوقات خودراصرفارتباطات وپیام رسانی می کنند.

مکالمات تلفنی ، جلسات،بررسی گزارشها ، دادن دستور و تعلیمات ، نوشتن نامه ، بررسی اطلاعات فاکس و تلکس ، و فعالیتهایی از این قبیل مثالهایی بر فرایند ارتباطات می باشد . سیستم گردش خون در اعضای بدن چه نقش مهمی را ایفا می کند،ارتباطات نیز در سازمانهاهمان نقش را ایفا می کند(امیر کبیری،1377)

ارتباطات به عنوان یکی از مهمترین عناصر فرایند مدیریتی محسوب می شود. وجود ارتباطات موثر و صحیح در سازمان همواره یکی از اجزای مهم در توفیق مدیریت به شمار آمده است . به تجربه ثابت شده است که ، اگر ارتباطات صحیحی در سازمان بر قرار نباشد ،گردش امور مختل شده و کارهاآشفته می شوند.هماهنگی،برنامه ریزی، سازماندهی،کنترل وسایروظایف بدون وجودسیستم ارتباطی موثردرسازمان قابل تحقق نبوده وامکان اداره سازمان مهیا نخواهد بود.(میرابی،1380). طی مطالعاتی که گری بینسون توسط سوالاتی که برای 175 نفر از مدیران شرکتهای بزرگ ایالتهای غربی آمریکا فرستاد، روشن ساخت که مهارتهای ارتباطی چه شفاهی و چه کتبی نه تنها در احراز شغل بلکه در انجام موثر امور محوله تاثیر بسزایی دارد. سوالات مطروحه در زمینه فاکتورها و مهارتهای مهم و حیاتی که در استخدام دانشجویان فارغ التحصیل موثر بوده، می‌باشد در این بررسی و تحقیق به عمل آمده، مشخص گردید که ارتباطات شفاهی (Oral communication) به عنوان اولین و مهمترین مهارت و ارتباط کتبی (Write communication) دومین مهارت محسوب می گردند. ( همان منبع).



خرید فایل


ادامه مطلب ...

بررسی رابطه بین نگرش مدیران با عملکرد دبیران مدارس راهنمایی

بررسی رابطه بین نگرش مدیران با عملکرد دبیران مدارس راهنمایی

مقدمه

آدمی تنها آفریده ای است که محتاج تعلیم و تربیت است. انسان پس از تولد، برای برخورداری از حیات طیب و زندگی در یک جامعه اسلامی و حرکت در مسیر الله، نیاز به تعلیم و تربیت دارد. تربیت در هر نظام و سیستمی که باشد براساس هدفی است ومنظور از هدف، نقطه ای است که قصد وصول به آن را داریم. بنابراین وجود تعیین هدف، ضرورت هر نظام تربیتی است.

هر جامعه ای برای متحقق ساختن اهداف خود به سازمانهای گوناگون نیاز دارد. اهمیت سازمان ها به اندازه ای است که اجتماع را، اجتماع سازمانی نامیده اند، زیرا بدون آنها، انجام دادن امور، اگر غیر ممکن نشود،‌ دست کم بسیار دشوار و همراه با تأخیر زمانی صورت خواهد گرفت.

تصور سازمان و جامعه بدون وجود مدیر و رهبر، چه از نظر عقلی یا تجربی، امکان پذیر نیست. با آن که از نظر عمر نظری پدیده مدیریت حدود دو قرن می گذرد، بررسی تاریخ زندگی انسان ها نشان می دهد که مدیریت و رهبری، بدون آن که مدون شده باشد، در حکم یک ضرورت مطرح بوده است. زندگی پیامبران، امامان و دانشمندان دوران های گذشته شاهد مثال این ادعا به شمار می رود.

مدیریت هر سازمانی کوشیده است و باید بکوشد، با افزایش بهره وری، کارآیی و اثربخشی به حفظ و توسعه سازمان خود بپردازد. مدیران شایسته و فهیم، یا به واسطه تجربه و آزمایش و خطا یا به سبب آموزش های ویژه، به انتخاب سبک مدیریت، راهبردهای مدیریت و .. پرداخته اند.

سازمانها و نهادهای اجتماعی براساس هدفهای مثبت و معینی تأسیس می شوند و به جامعه خدمت می کنند. یکی از این نهادها،‌ وزارت آموزش و پرورش است که هدف آن انسان سازی است. چنین هدفی، مسئولیت خطیر و مهمی را بر عهده این نهاد اجتماعی محول می کند.

هدف یا هدفهای آموزشی و تربیتی هنگامی می توانند نقش مؤثر و تعیین کننده داشته باشند که : مسئولان یا دست اندرکاران آموزش و پرورش کشور،‌به راحتی آن ها را دریابند، آنها را بپذیرند و به آنها معتقد باشند، از واقعیت های زندگی سرچشمه گرفته باشند، موقعیت یا زمینه تربیت و آموزش، مناسب و مساعد باشد.

در جامعه ما به امر مدیریت سازمانهای آموزشی، از نظر تربیت و ایجاد آمادگیهای لازم در مسئولان ، توجه زیادی نشده است. در نظام آموزشی ما سعی بر آن است که مدیریت و رهبری غالباً از طریق اعمال ضوابط و مقررات صورت گیرد. به جای تکیه بر پژوهش و دستیابی به چارچوبهای مقررات هدایت کننده عمل، به تدارک و تدوین روشها و رویه های استاندارد برای اداره فعالیتهای آموزش و پرورش تأکید می شود. اینگونه ضوابط مدیران را در مقام انجام کارهایی قرار می دهد که باید انجام دهند ولی اگر مدیران آموزشی برای انجام وظایف رهبری و مدیریت تربیت شوند از مبنای فکری یا چارچوب نظری معتبری برخوردار باشند در اینصورت بر پایه شناخت و تشخیص خود می دانند که در موقعیت های مختلف چه می توانند انجام دهند و چگونه بهتر و مؤثرتر انجام دهند. امروزه بویژه در آموزش و پرورش نیاز به مدیران و رهبرانی که نه فقط در امر تعلیم و تربیت مجرب و صاحب نظر باشند بلکه در تشخیص مسائل و مشکلات اداری و سازمان نیز دقت و مهارت داشته باشند.



خرید فایل


ادامه مطلب ...

مقاله ای در مورد اهمیت اخلاق و مسئولیت های اجتماعی مدیران

                موضوع: مقاله ای در مورد اهمیت اخلاق و مسئولیت های اجتماعی مدیران   چکیده : باپیشرفت صنعت وتکنولوژی بالطبع تغییرات محیط واجتماع , تأثیرات شرکتها برجامعه مورد توجه قرارگرفته است .ازآنجائیکه گردانندگان شرکتها مدیران هستند و نظرات آنان تأثیرگذاراست .لذاتوجه به اخلاق مدیران نیز مسئول بودن آنها درقبال جامعه تحت عنوان مسئولیت اجتماعی مدیران موردبحث سالهای  اخیر بوده است درمقاله ای که پیش روی دارید باارائه تاریخچه اخلاق ومسئولیت اجتماعی مدیران ونیز اهمیت آن درجامعه فعلی وبیان تعاریف ودیدگاههای گوناگون ورابطه بین اخلاق ومسئولیت اجتماعی , ارتباط آن رابا توسعه پایدار واینکه چه نقشی می تواند درتأمین اهداف شرکت ایفا نمایند موردبررسی قرارمی گیرد . همچنین مکاتب موجود در این زمینه واین که عواملی محیطی تأثیر گذار براخلاق ومسئولیت اجت ...


ادامه مطلب ...

دانلود مقاله بررسی ارتباط بین اختیار خرید سهام اعطایی به مدیران و ارائه گزارشات نادرست

    بررسی ارتباط بین اختیار خرید سهام اعطایی به مدیران و ارائه گزارشات نادرست           چکیده :   سازمانهای نظارتی در آمریکا در سالهای اخیر گزارشاتی در مورد ارتباط بین اعطای پاداش به مدیران بصورت اختیار خرید سهام و تضعیف در گزارشگری صورتهای مالی ارائه نمودند. این امر ممکن است موجب ایجاد منافع متقابل بین مدیریت و هیئت مدیره گردد. در این مقاله ارزیابی می شود که آیا اعطای پاداش اختیار خرید سهام به مدیران مستقل، نظارت بر گزارشگری مالی را کاهش می دهد؟ بدین منظور نمونه ای از 105 شرکتی که درآمدهای خود را نادرست گزارش نموده اند در مقابل شرکت هایی که درآمد صحیحی گزارش کرده اند، انتخاب شده و مورد ارزیابی قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهد شرکتهایی که مدیران آنها اختیار خرید سهام، دریافت نکرده اند در مقایسه با شرکتهایی که در استقلال خود تنها از قانون ساربنز &n ...


ادامه مطلب ...